دلم از دیده برون میآید
چه دهم شرح که چون میآید
حل شده دل ز ره دیده برفت
زان سرشکم همه خون میآید
دل اگر خود همه از سنگ بود
به کف عشق زبون میآید
یارب آن مَه به چه ماند یارب
که هم از حلقه کنون میآید
چشم خیره شود از طلعت او
کز در حجره درون میآید
ای که در رنگ و طراوت رخ تو
از گل و لاله فزون میآید
خیز و از پرده برون آی تو نیز
که گل از پرده برون میآید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس عمیق عشق و دلتنگی خود سخن میگوید و بر تأثیرات این احساسات بر دل و دیدهاش تأکید میکند. او بیان میکند که دلش به شدت تحت تأثیر عشق قرار گرفته و حتی احساس میکند که دل سنگیاش نیز نرم شده است. شاعر به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود میپردازد و از او میخواهد که از پشت پرده ظهور کند، چرا که حضور او همانند شکوفههای گل است که در بهار میروید.
هوش مصنوعی: دل من از چشمانم بیرون میآید، چه بگویم از حالتی که با آمدن او برایم ایجاد میشود.
هوش مصنوعی: دل به خاطر اشکهایی که ریخته شده، به آرامی از چشم دور شده و اکنون از آن درد و غم، تمام وجودم پر از خون و ناکامی است.
هوش مصنوعی: اگرچه دل آدمی ممکن است به ظاهری سخت و غیرمستعد برای عشق به نظر برسد، اما در واقع در حضور عشق، نرم و لطیف میشود.
هوش مصنوعی: ای خدا، آن ماه زیبا به چه چیزی شبیه است که هماکنون از حلقهٔ این جام میدرخشد؟
هوش مصنوعی: چشمها به زیبایی و جذبه او خیره میشوند، زیرا او از درون اتاق وارد میشود.
هوش مصنوعی: تو که زیبایی و تازگی چهرهات بیشتر از گل و لاله است.
هوش مصنوعی: بپا و از پوشش بیرون بیا، مثل گلی که از لای پردهها نمایان میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.