شیرمردان چو عزم کار کنند
کار ازین گونه استوار کنند
آبخور زاتش سموم آرند
خوابگه در دهان مار کنند
پیش تیر بلا سپر گردند
نزد شیر اجل گذار کنند
پای بر گردن مراد نهند
پشت بر روی روزگار کنند
کم ناموس و سروری گیرند
ترک آشوب و کاروبار کنند
فرقت از اهل و از وطن جویند
هجرت ازیار و از دیار کنند
پس پشت افکنند منصب و جاه
روی در روی اضطرارکنند
کله خواجگی فروگیرند
بندگی محض اختیار کنند
سنک بردل نهند و بار کشند
مهر برلب نهند و کار کنند
جان شیرین نهند برکف دست
بس حدیث دیار و یار کنند
کاخ و کاشانه راکنند وداع
در دل بادیه قرا ر کنند
سهم ان راههای مردم خوار
پیش چشم امید خوار کنند
جان و جاه و سر و زر اندازند
خرج آن راه از ین چهار کنند
هرکجا عشق لایزال آمد
سر وزر را چه اعتبار کنند
دیده از هر چه هست بردوزند
تا چنین دولتی شکار کنند
تکیه گه بر حضیض کوه زنند
پای گه در شکاف غار کنند
بالش پر زسنگ خاره نهند
بستر گل زنوک خارکنند
گله از عندلیب و از طوطی
باشتر مرغ و سوسمار کنند
بر امید وصال خانه دوست
شربت زهر خوشگوار کنند
از بزرگان عجب نباشد اگر
کار های بزرگوار کنند
مقبلانرا چو وحی باشد رای
همه اندیشه استوار کنند
پس برهنه شوند چون شمشیر
تا که بانفس کار زار کنند
جان روحانیان قدسی را
وقت لبیک شرمسار کنند
چیست رمی الجمار نزد خرد
نفس اماره سنگسار کنند
چون بموقف رسند از پس شوط
سنگ آن راه اشکبار کنند
دستهای نیاز وقت دعا
راست چون پنجه چنار کنند
چون عروس حرم کند جلوه
جان شیرین براو نثار کنند
سقف مرفوع و خانه معمور
همه سکنی در آن جوار کنند
وز پی بوس خال رخسارش
سر فشانند و جانسپار کنند
خواجه لالای حجره بینی
که بدیدارش افتخار کنند
شب و مشک و سواد دیده زدل
کسوت او همی شعار کنند
خلفا جامه و سلاطین چتر
همه زان رنگ مستعار کنند
حبشی صورتی که سلطانان
دست بوسش هزار بارکنند
آن سبه جامه میر حاجب بار
کش امیر سرای بار کنند
سیر نادیده هیچ چهره وصل
مرکب هجر راهوار کنند
لاجرم از برای محملشان
ناقه الله بر قطار کنند
ملاء عرش از سرادق حفظ
گردشان خندق و حصار کنند
مرتبتشان ز چرخ بگذارند
خواجگیشان یکی هزار کنند
هر غباری که در فضای هوا
گر پیاده و گر سوار کنند
روشنان فلک برای شرف
کحل اغبر ازان غبار کنند
حور خلخال ناقه حجاج
بهر تشریف گوشوار کنند
زانسپس سالکان راه خدای
چون سوی قبله پاقرار کنند
اولا نام صاعد مسعود
حرز بازوی روزگار کنند
شرح اخلاق او حدی سازند
حاج چون بر شتر مهار کنند
ساکنان صوامع ملکوت
بر دعای وی اقتصار کنند
ذکر باقیش بر صحیفه روز
بسیاهی شب نگار کنند
ا ی بساکز برای این تشریف
کعبه و روضه انتظار کنند
تا همی کعبه را بهر دو جهان
مأمن هر گناهکار کنند
حرم خواجه باد کعبه خلق
تاکش از کعبه یادگار کنند
سال عمرش چنانکه هندسه زان
قاصر آید اگر شمار کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیها و رفتارهای مردان شجاع و پر بار میپردازد. آنها با اراده قوی به کارهایی بزرگ میپردازند، در برابر خطرات و چالشها سپر میزنند و از لذتهای مادی چشم پوشی میکنند. این شیرمردان هر چه دارند را فدای عشق و دوستی میکنند و برای رسیدن به معشوق، هر نوع سختی را به جان میخرند. آنها در جستجوی حقیقت و مقام معنوی از زندگی خود دست میکشند و ترجیح میدهند در مسیر عشق و ایمان قدم بگذارند. این شعر بر اهمیت صداقت، فدای عشق و جستجوی یک زندگی با معنا تأکید دارد.
هوش مصنوعی: مردان شجاع وقتی عزم و اراده کنند، کارها را به شکلی محکم و محکم پیش میبرند.
هوش مصنوعی: آبخوری که جان میگیرد از آتش، در زمانی که سموم فراوان میآید، به مامن ماران تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: در برابر درد و مصیبت، انسانها مانند سپری عمل میکنند و در مواجهه با مرگ، باید از خودشان عبور کنند.
هوش مصنوعی: به کسانی که به آرزوها و اهداف خود میرسند، احترام بگذارید و پشت به مشکلات و سختیهای زندگی کنید.
هوش مصنوعی: ترکها با بیاحترامی و قیام، به دنبال قدرت و مدیریت هستند.
هوش مصنوعی: افراد به خاطر جدایی از عزیزان و زادگاه خود، هجرت میکنند و از دوستان و دیارشان دور میشوند.
هوش مصنوعی: پس آنچه که داشتهاند را پشت سر میگذارند و در مواقع اضطرار به واقعیت و چالشهای زندگی نگاه میکنند.
هوش مصنوعی: افراد قدرتطلب و مغرور باید تواضع کنند و به طور کامل به بندگی و خدمتگزاری بپردازند.
هوش مصنوعی: سنگ را بر دل مینهند و بار را حمل میکنند، دلسردی را بر لب میگذارند و کار میکنند.
هوش مصنوعی: جان شیرین را روی دست گذاشته و به روایت صحبتهای مربوط به دیار و محبوب خود میپردازند.
هوش مصنوعی: آنها برای رفتن فاصلهها را ترک میکنند و در دل دشت آرامش مییابند.
هوش مصنوعی: راههایی که مردم را به ذلت میکشاند، در برابر چشمان کسانی که به امید خوشبختی هستند، نابود میشود.
هوش مصنوعی: جان و مقام و سر و مال خود را صرف آن راه میکنند و از این چهار چیز میگذرند.
هوش مصنوعی: هر کجا که عشق بیپایان حضور داشته باشد، دیگر به مقام و موقعیت ظاهری اهمیتی داده نمیشود.
هوش مصنوعی: چشمها را از هر چیزی برمیدارند تا به چنین قدرت و دولتی دست یابند.
هوش مصنوعی: مکانی که قرار دارد بر دامنه کوه، در بعضی مواقع به چالههای عمیق و شکافهای غار میرسد.
هوش مصنوعی: بالش را با سنگهای سخت پر کنند و بر روی بستر گل، گل را با نوک خارها خراب کنند.
هوش مصنوعی: شکایت از بلبل و طوطی نکنید، زیرا پرندگان و حیوانات دیگر هم میتوانند در بیان احساسات و زیباییها باشند.
هوش مصنوعی: به امید رسیدن به دیدار دوست، حتی تلخی و درد را نیز شیرین میدانند و تحمل میکنند.
هوش مصنوعی: از افراد بزرگ و با شخصیت، عجیب نیست که کارهای بزرگ و شایستهای انجام دهند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که افرادی که به استقبال ما میآیند، گویی که وحی الهی بر آنها نازل شده است، زیرا همهی آنها با اندیشهای قوی و محکم در این زمینه عمل میکنند.
هوش مصنوعی: پس مانند شمشیر، برهنه و آماده میشوند تا با نفس خود به جنگ بپردازند.
هوش مصنوعی: وقتی روحانیان و مقدسین صدای لبیک را میشنوند، احساس شرمندگی میکنند.
هوش مصنوعی: رمی الجمار به معنای پرتاب سنگ به سوی نشانهها یا نمادها است. در اینجا به نوعی به تعبیر و تزکیه نفس اشاره دارد. نفس اماره، که به تمایلات و خواستههای نفسانی اشاره دارد، باید تحت کنترل و سرکوب قرار گیرد تا انسان به رشد و کمال برسد. در واقع، هدف، مقابله با وسوسهها و هوسهاست تا بتوان به آرامش و تعادل رسید.
هوش مصنوعی: زمانی که به نقطهای برسند که باید از دشواریها عبور کنند، راهی پر از اشک و غم را در پیش خواهند داشت.
هوش مصنوعی: دستهای دراز شده برای دعا به سمت آسمان، مانند شاخههای یک درخت چنار، هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که عروس حرم زیبایی خود را نمایان میکند، جان شیرین به زیباییاش نثار میشود.
هوش مصنوعی: سقف بلند و خانهای آباد است و همه در آنجا سکونت دارند.
هوش مصنوعی: دنبال بوسیدن خال صورتش هستند و جانشان را فدای او میکنند.
هوش مصنوعی: آن کسی که در حجره نشسته و لالایی میخواند، در دیدار آن شخص به خود میبالد و افتخار میکند.
هوش مصنوعی: شب و بوی خوش مشک و رنگ سیاه چشمانش، همگی نشانه و علامتی از دل من هستند.
هوش مصنوعی: خلفا و پادشاهان، همه به گونهای از لباس و پرچم استفاده میکنند که رنگ و زیبایی آنها به طور غیر اصلی و موقتی است.
هوش مصنوعی: حبشیای که چهرهاش زیباست و سلطانها حاضرند بارها به او ادب کنند و دستش را ببوسند.
هوش مصنوعی: آن شخصی که وظیفه دارد بار امیر را به دوش بکشد، با لباس مخصوص خود آماده شده است.
هوش مصنوعی: سیر نادیده یعنی به سفر رفتن به دنیای ناشناخته و دیدن آنچه که قابل مشاهده نیست. در این سفر، هیچ چهرهای از وصالی که در دلت آرزو داری، یافت نمیشود و تنها دردی که ناشی از جدایی است، به تو تحمیل میشود.
هوش مصنوعی: پس به اجبار برمیدارند که شتران خدا را برای حمل و نقل آنها به صف کنند.
هوش مصنوعی: فرشتگان آسمانی از برکت وجودشان همچون دیواری دور عرش الهی را احاطه میکنند و از آن محافظت مینمایند.
هوش مصنوعی: آنها مقام و جایگاه خود را از آسمان عالیتر قرار دهند و به خاطر خواستههایشان، تعداد زیادی از آنها به وجود آورند.
هوش مصنوعی: هر غباری که در هوا وجود دارد، چه شخصی در حال پیادهروی باشد و چه سوار بر وسیلهای، به وجود خواهد آمد.
هوش مصنوعی: آسمان روشن به خاطر ارزش و زیبایی کحلی که از غبار به وجود میآید، خود را میزداید و تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: حوری که خلخال به پا دارد، گوشوارهای برای زینت ناقه حجاج میکند تا جلوهای خاص به آن ببخشد.
هوش مصنوعی: سپس سالکان مسیر الهی، مانند کسانی که به سوی قبله ثابت قدم میایستند.
هوش مصنوعی: در آغاز، نام صاعد مسعود را به عنوان تکیهگاه و محافظی برای روزگار قرار میدهند.
هوش مصنوعی: شخصیت و رفتار او را به گونهای محدود میکنند که مانند مهار کردن شتری باشد.
هوش مصنوعی: ساکنان آسمانها تنها به دعا و نیکی او اکتفا کنند.
هوش مصنوعی: باکی از یادبود نمانده، تنها یادها و خاطراتی را بر صفحه زندگی در دل شب تار یادداشت میکنند.
هوش مصنوعی: ای کسانی که برای دیدن کعبه و روضه (مدینه) در انتظار هستید، این انتظار شما شایسته و ارزشمند است.
هوش مصنوعی: به خاطر میآید که کعبه به عنوان پناهگاهی برای تمام انسانها، حتی برای گناهکاران، در نظر گرفته شده است. این مکان مقدس میتواند محل آرامش و توبه برای کسانی باشد که به دنبال اصلاح خود هستند.
هوش مصنوعی: حرم خواجه همانند کعبهای است که مردم به خاطر ارتباط با آن، یادگارهایی از کعبه به همراه میآورند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهند سالهای عمر او را بشمارند، مثل این است که هندسه نتواند به شکل دقیقی آن را محاسبه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان و دل در رهش نثار کنند
خویشتن را از آن شمار کنند
تا بزرگان چو نقد کار کنند
از همه نقدش اختیار کنند
کس نیاید به پایِ دیواری
که بر آن صورتت نگار کنند
گر تو را در بهشت باشد جای
دیگران دوزخ اختیار کنند
به لتش چند پی فگار کنند
دست آخر سرش به دار کنند
آن تخاصم که اهل نار کنند
همه از جهد و جهل یار کنند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.