نگار من زبر من همی چنان بجهد
که تیر وقت گشاد از برکمان بجهد
چنان بگریم در فرفتش که مردم چشم
مثال قطره خونم زدیدگان بجهد
گمان برم که مگر بوی زلف جانانست
سحر گهی که نسیمی زبوستان بجهد
بدین صفت که دل من بدست عشق در است
عظیم کاری باشد اگر بجان بجهد
خطا فتاده دلم را اگر گمان بردست
که جز بمرگ زدست غم فلان بجهد
دلی که از همه علم گزیده ی ایجان
براو زحد بمبرجورهان و هان بجهد
چه سود زارزویش دام مشک و دانه خال
که مرغ جانم از ین تنک آشیان بجهد
تنم بعشق تواندر دلی زیان کردست
چه سود بهتر ازین گر بدین زیان بجهد
دو دیده من اگر خون شود زغم شاید
مگر زدست دل این جان ناتوان بجهد
چو دل بواسطه دیده خون همی گردد
دریغ باشد اگر دیده رایگان بجهد
همی نبینم دل را خلاصی از غم عشق
مگر بدولت و فر خدایگان بجهد
سر ملوک جهان ارسلان بن زطغرل
که زربحرص کف وی همی ز کان بجهد
چنان برون جهد از حادثات رأی قویش
که تیر سخت کمانی زپرنیان بجهد
زسهم زخمش مریخ راز پنجم حصن
بجای قطره خون مغزاز استخوان بجهد
بفرعدلش عالم چنان شدست که شیر
بصد عقیله زدست سگ شبان بجهد
سموم هیبتش ار بگذرد بصحرا بر
زشاخ قطره خون همچو ارغوان بجهد
زشیر رایتش آن لرزه اوفتد بر چرخ
که گاو گردون از راه کهکشان بجهد
پرآب گردد از لفظ او دهان صدف
چنانکه گوهر او ازره دهان بجهد
بچرخ گفت عدویت که تا کی این خواری
بخشم گفت که تا چشم قلتبان بجهد
خدایگانا نا معذور دار بنده خویش
که شاعران را زین جنس از دهان بجهد
اگر تو گوئی مه را که هین پیاده برو
بحکم فرمان از ابلق زمان بجهد
زسهم خشم تو هر خون که در دل خصمست
بزیر هر بن موئی چو ناردان بجهد
چنان زعدل تو آفاق سرخ روی شدست
که زردی ازرخ بیمار زعفران بجهد
بشکر آنکه نهدروی پیش تو برخاک
زبامدادان خورشید زرفشان بجهد
سپهر پیرچنین سرنگون نماند اگر
براو نسیمی از ین دولت جوان بجهد
از آن بحرب تو آید عدوی تو که مگر
بسعی تیغ تو از ننگ جاودان بجهد
چو شاه شطرنج ارچه قویست دشمن تو
تو یک پیاده بران تا زخانمان بجهد
تبارک الله از آن باد سیر کوه قرار
که همچو صاعقه در حمله ناگهان بجهد
تکاوری که بیک طفره در یکی طرفه
چووهم زیرک از عرصه جهان بجهد
بوقت حمله چو آن شه گران رکاب شود
زپوست گرش نگیری سبک عنان بجهد
زباختر بدمی سوی خاور آید زود
زقیران بتکی تا بقیروان بجهد
سوی نشیب چو آب روان کند آهنگ
سوی فراز چنان کاتش از دخان بجهد
چنان دودکه قضا در پیش گسسته شود
چنان جهد که قدررا ززیرران بجهد
چو ابر از کمر کوه تند برگذرد
چو باد از سر دریای بیکران بجهد
در آنزمان که بخیزد غبار معرکه گاه
چو عکس خنجرشاه ملک نشان بجهد
غریو کوس چو آواز رعد بخروشد
رسول مرگ چو برق از خم کمان بجهد
امل زقبضه آن تیغ صف شکن برمد
اجل زهیبت آن کزسرگران بجهد
زبیم زهره شیران جنگ خون گردد
زترس هوش زگردان رزم دان بجهد
دلاوران ویلان گشته زرد و لرزنده
چو برگ بید که بروی دم خزان بجهد
قدر بحیلت از ان تیغ سرگرا برهد
قضا بجهد از آن رمح سرگران بجهد
فتاده باشد چندان زکشتگان برهم
که باد آنجا خیزان و اوفتان بجهد
اجل زعرصه آن رزمگاه نیز بجان
اگر تواند جستن بغل زنان بجهد
بجز ظفر که بگیرد دوال فتراکت
گمان مبرکه کسی زنده زانمبان بجهد
در آن مصاف اگر کوه آهن آیدپیش
چنان زنی که چو خون از سرسنان ببجهد
زگاو ساری گرزت چنان بلرزدچرخ
که گاوگردون ازراه کهکشان بجهد
زبیم زهره شیران جنک خون گردد
زترس هوش زگردان رزم دان بجهد
زغایت کرم و عفو شاملت انجا
اگر عدوی تو گوید شهاامان، بجهد
خدایگانا گفتم بفر مدحت تو
چو آب و آتش شعری،ردیف آن بجهد
زامتحانش اگر ممتحن شدم چه عجب
که تا بعذرچنین گونه زامتحان بجهد
همیشه تا که چو یرفان زده شوند برنگ
بنات بستان چون باد مهرکان بجهد
نصیب خصم تو زایام رنگ زردی باد
بتن همیشه ورا باد جان ستان بجهد
عدوی جاه ترا روز فتح چونان باد
که زیر چادر مرگ از برت نهان بجهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف عمیق و شدید شاعر در عشق و رنجهایی که از آن ناشی میشود میپردازد. شاعر با توصیف احساساتی نظیر گریه، غم، و عشق، مقایسههای زیبا و شاعرانهای انجام میدهد، از جمله پرش نگار و تیر زمان. او احوال دل خود را به تصویر میکشد و از تأثیرات عشق بر جان و دل سخن میگوید.
در همچنان عناوینی همچون قدرت عشق، عواطف انسانی، و تضاد بین زندگی و مرگ بروز میکند. شاعر بر این باور است که عاشق هیچگاه از غم عشق خلاصی نخواهد یافت و تنها در ظل رحمت و حمایت خداوند ممکن است از این درد رهایی یابد. تحولات ناگهانی زندگی و رویدادهای جنگی هم در متن به تصویر کشیده شده و در نهایت، تسلیم عشق و سرنوشت بهعنوان مفاهیم اصلی شعر مطرح میشوند.
هوش مصنوعی: عزیز من به قدری سریع و چابک است که وقتی از کنار من رد میشود، گویی تیر از کمان رها شده است.
هوش مصنوعی: به قدری خواهیم گریست که مردم به یاد قطرهای خون که از چشمانمان میریزد، افتاده و شگفتزده خواهند شد.
هوش مصنوعی: به نظرم شاید بوی موی محبوبم باشد که در صبح گاهی با وزش نسیمی از باغ میآید.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق دچار حالتی شده است که اگر بخواهد جانش را به خطر بیندازد، کار بزرگی خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر دل من به اشتباه فکر کند که جز مرگ، غم دیگری بر آن تاثیر نخواهد گذاشت، پس دچار اشتباه شده است.
هوش مصنوعی: این دل که از هر دانش و دانشی پر است، باید به حدی تلاش کند که از قید و بندهای دنیا رها شود و به سوی عالیترین مقامات روحانی حرکت کند.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد در آرزوی دام و دانه شباهنگی که مرغ جانم از این آشیان تنگ پرواز کند؟
هوش مصنوعی: بدنم به عشق دلی شکسته و آسیبدیده رسیده است، چه فایدهای بیشتر از این میتواند باشد اگر این آسیب را رها کنم؟
هوش مصنوعی: چشمان من اگر از گریه پر شود، شاید دلی که رنج میبرد، این جان ناتوان را آزاد کند.
هوش مصنوعی: اگر دل به خاطر دیدن چیزی گریان شود، جای تأسف است که چشم بدون دلیل و بیاختیار به گریه بیفتد.
هوش مصنوعی: من نمیبینم دل را که از غم عشق راحت شود، مگر با لطف و قدرت خدایان.
هوش مصنوعی: سر ملوک جهان، ارسلان بن زطغرل، از شجاعت و قدرتی برخوردار است که دستش همواره پر از ثروت و نعمت است و هرگز از کوشش در جهت نیل به دستاوردهای بزرگ دست نمیکشد.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر قدرت و استحکام نظر کسی است که به گونهای از مشکلات و حوادث بیرون میآید که مانند تیر از کمان رها میشود. یعنی این فرد با نیرویی زیاد از چالشها عبور میکند و به راحتی و با سرعت از موانع میگذرد.
هوش مصنوعی: از ضربهای که به او وارد شده، مریخ در راز پنجمش به جای اینکه قطرهای از خون مغز را بگیرد، استخوانها را تحت فشار قرار میدهد.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر عدل و انصاف او چنان دگرگون شده که شیر نر به جوانمردی و دلیرانه رفتار میکند و سگ شبان به وحشت و ترس فرار میکند.
هوش مصنوعی: اگر سایه تسلط او از سر مرا بگذرد، در صحرا از شاخهایش قطرهای خون مانند گل ارغوان خواهد جوشید.
هوش مصنوعی: از قدرت و عظمت او به قدری میلرزد که حتی گاو آسمانی نیز از مسیر کهکشان دور میشود و به پرش درمیآید.
هوش مصنوعی: دهان صدف از کلام او پرآب میشود، همچنان که از دهان آن، گوهر خارج میشود.
هوش مصنوعی: شخصی میگوید تا کی باید زیر بار ذلت بروم، در پاسخ میگویند تا زمانی که چشم دشمن خشک شود یا به عبارتی دیگر، تا وقتی که خطر از بین برود.
هوش مصنوعی: ای خدا، بندهات را عذرخواهی کن، زیرا شاعران در این موارد از زبانشان اینگونه سخن میگوید.
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که سوار بر اسب سفید حاضرم به حکم زمان به راه بیفتم، به تندی از جا برمیخیزد.
هوش مصنوعی: از خشم تو هر خونی که در دل دشمن وجود دارد، زیر هر بند مویی مانند ناردان (یا رعد) خواهد جهید.
هوش مصنوعی: به دلیل انصاف و عدالت تو، آسمانها رنگ سرخ به خود گرفتهاند، طوری که حتی زردی از چهره بیمار زعفران نیز محو شده است.
هوش مصنوعی: سپاس گزاری میکنم از آن کس که در برابر تو، روزها بر خاک میافتد و صبحگاهان، خورشید با زیباییاش به آسمان میجهد.
هوش مصنوعی: اگر نسیم جوانی و تازگی به سپهر کهنسال بوزد، دیگر این وضعیت را نخواهد داشت و تغییر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: از آن دریا که تو بر آن هستی، دشمن تو بر خواهد آمد، مگر آنکه با تلاش و قدرت شمشیرت از ننگ جاودانی رهایی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: اگرچه مانند شاه شطرنج قوی و نیرومند هستی، اما دشمن تو همچنان یک پیاده است. تو باید از او پیشی بگیری تا از ما فاصله بگیرد و نتواند به ما آسیب برساند.
هوش مصنوعی: خدای را ستایش که آن باد خنکی که از کوه میوزد، همچون صاعقه ناگهان به حرکت درمیآید.
هوش مصنوعی: در جوانی که در پی فرار از مشکلات است، به سرعت و با زیرکی، از چنگال سختیهای زندگی میگریزد.
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، وقتی آن پادشاه بزرگ سوار میشود، اگر تو او را از پوستش نگهداری، چنانکه او سبکبار نمیشود، به سرعت میتازد و فرار میکند.
هوش مصنوعی: از سمت باختر، بادی به سرعت به سوی خاور میوزد که به نشانهٔ تازگی و روح تازهای در فضا ایجاد میکند. این باد به سمت بقیروان روانه میشود.
هوش مصنوعی: آب در حال حرکت به سمت پایین میرود و آهنگش به سمت بالا است، همانطور که آتش از دود بلند میشود.
هوش مصنوعی: به اندازهای تلاش کن که سرنوشت و قضا و قدر نتوانند مانع پیشرفت تو شوند، مانند دودی که به راحتی از میان یک وسیلهٔ سخت عبور میکند.
هوش مصنوعی: چنان که ابر از بالای کوه به سرعت عبور میکند، همچنین مانند بادی که از روی دریای وسیع به سرعت میگذرد.
هوش مصنوعی: زمانی که غبار نبرد برپا شود، چیزی شبیه به تصویر یک شمشیر سلطنتی به ناگهان ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: صدای طوفانی که مانند زبانههای رعد به گوش میرسد، در لحظاتی به پایانی نزدیک میشود. پیامآور مرگ مانند برق از کمان رها میشود و به سرعت به سوی هدف حرکت میکند.
هوش مصنوعی: اگر تیغی که صف دشمن را میشکند، بر سر فردی فرود آید، آن فرد به شدت میافتد و مرگ به او نزدیک میشود. این موضوع به خاطر ترس و هیبت آن تیغ است که دیگران را میهراساند و به گریختن وادار میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف حالاتی پرداخته شده که در میدان جنگ، دلیرانی که شجاعت دارند، از ترس و نگرانی فرار میکنند. به بیان دیگر، در شرایط دشوار و پرخطر، وحشت میتواند انسان را به عقب براند و از میدان مبارزه دور کند.
هوش مصنوعی: دلیران ترسیده و بیقرار به حالتی شبیه برگهای بید در پاییز شدهاند، آنها به طور ناگهانی و ناامید به دنبال سرپناهی میگردند.
هوش مصنوعی: قدرت نقشهکشی و ترفند از تیغ بُرندهای میگذرد که قضا را به حرکت درمیآورد و نیز از نیزهای بران قدری دور میشود.
هوش مصنوعی: چندین مرده از جنگ بر روی زمین افتادهاند به طوری که باد در آنجا به شدت در حال وزیدن و جابجا کردن آنهاست.
هوش مصنوعی: اگر مرگ بتواند از میدان جنگ فرار کند، با تمام وجود و به هر نحوی تلاش خواهد کرد تا جان خود را نجات دهد.
هوش مصنوعی: به جز موفقیت که نتیجهاش را میگیرد، فکر نکن که کسی از این زندگی به راحتی رهایی پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اگر در میدان جنگ، کوه از آهن هم بیاید، اما در مقابل چنین زنی قرار گیرد که مانند خون از سر نیزهها فوران میکند، او را نخواهد توانست شکست دهد.
هوش مصنوعی: برای توصیف قدرت و عظمت، گفته میشود که اگر از پرندهای به نام "گاو ساری" صدای بلندی برآید، به قدری روی زمین و آسمان تأثیر خواهد گذاشت که حرکت چرخهای آسمانی را به هم خواهد زد و ستارهها از مسیرشان منحرف خواهند شد.
هوش مصنوعی: از ترس جنگ و خونریزی، هوش و حواس شیران به شدت تحت فشار قرار میگیرد و به همین دلیل، از میدان نبرد فرار میکنند.
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو به خاطر مهربانی و بخشش تو، در آنجا ناله کند و خود را به زحمت بیندازد، نشان از بزرگی کرم و عفوت است.
هوش مصنوعی: من به درگاه پروردگار گفتم که وقتی شعر مدح تو را میسرایم، مثل آب و آتش در حرارت و گیراییاش باشد و کلمات آن به خوبی از هم جدا شوند.
هوش مصنوعی: اگر من در امتحان او به سختی افتادهام، عجیب نیست؛ چون هر کس به چنین دلیلی از آزمایش فرار کند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی از طبیعت و زیباییهای آن میپردازد. اشاره به زمانی دارد که زیباییها درختان و گلها به اوج خود میرسند و مانند نسیمی لطیف و شیرین، احساس شادی و طراوت را در دل بیدار میکنند. به عبارتی، هنگامی که بهار و لطافت طبیعت فرا میرسد، انسانها نیز از زیبایی و سرزندگی این فضا بهرهمند میشوند و خوشحال میشوند.
هوش مصنوعی: شمعی که در دل دشمن تو فروزان است، به زودی به رنگ سیاه و زرد تغییر حالت میدهد و بهتدریج از آن جان گرفته میشود.
هوش مصنوعی: در روز پیروزی، دشمنی که به خاطر جاه و مقام تو را نمیپسندد، مانند بادی خواهد بود که در زیر چادر مرگ، ناگهان ناپدید میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.