گر کسی فیض جان همی بخشد
شاه گیتی ستان همی بخشد
شاه غازی سپهبد اعظم
کاشکار و نهان همی بخشد
چرخ مرادی حسام دولت و دین
که روان را روان همی بخشد
آن قدر قدرت قضا قوت
که قضا را توان همی بخشد
کف او ابر وش همی بارد
دل او بحر سان همی بخشد
حکم او را قدر ز روی نفاذ
سرعت کن فکان همی بخشد
قلم اوست لوح محفوظ آنک
روزی انس و جان همی بخشد
نیست یکروزه خرج بخشش شاه
هر چه هفت آسمان همی بخشد
زهره بحر و کان همی بچکد
زان عطا کان بنان همی بخشد
فضله خوان اوست اینکه فلک
بر ملوک جهان همی بخشد
سایه ایزد است در بخشش
لا جرم همچنان همی بخشد
کف او رزق را شود ضامن
پس طبیعت دهان همی بخشد
آنچه بخشد بعمر ها گردون
در کم از یکزمان همی بخشد
سخت ارزان بود بملک جهان
آنچه او رایگان همی بخشد
ملک بخش است بر عبید و خدم
ملک خاقان و خان همی بخشد
تیغ و کلکش همی دو کارکند
این همی گیرد آن همی بخشد
هیچ سلطان نیافت صد یک آنک
شاه سلطان نشان همی بخشد
تاج طمغاج خان همی خواهد
ملک هندوستان همی بخشد
قطره از لعاب لطف ویست
آنچه نحل از دهان همی بخشد
جذوه از شرار خشم ویست
فتنه کاخر زمان همی بخشد
تیغ نیلوفر یش دشمن را
کسوت ارغوان همی بخشد
سگ از اندام خصم سگ صفتش
استخوان استخوان همی بخشد
همه بخشست می نشاید گفت
که فلان یا فلان همی بخشد
هم فزون از قیاس می پاشد
هم برون از گمان همی بخشد
آنچه زانگشت او فرود افتد
آسمان صد قران همی بخشد
آدمی را دعای او فرضست
زان خدایش زبان همی بخشد
تیغ او آخنه عدو زنده است
تا بدانی که جان همی بخشد
زود بینیم از تواتر فتح
که ملک سیستان همی بخشد
سیم وزر هر کسی ببخشد و خود
شاه بخت جوان همی بخشد
آفتابش رکاب می پوشد
واسمانش عنان همی بخشد
ابر جودش میان بادیه بر
چشمه های روان همی بخشد
سیم بر اهل فضل اگر چه بود
عالمی درمیان همی بخشد
دست جودش نگر که از ساری
زانسوی اصفهان همی بخشد
بچو من بنده بی سوابق مدح
نعمت بی کران همی بخشد
اطلس آتشی همی ریزد
قصب و پرنیان همی بخشد
گله ها اسب و تختها جامه
بیگان و دو گان همی بخشد
باد پایان آسمان هیکل
همچو کوه روان همی بخشد
من گه باشم که شاه بهر شرف
کعبه را طیلسان همی بخشد
نیست از سیم بیوه بخشش او
گنج نوشروان همی بخشد
با خرد گفتم از ملوک جهان
کیست کو دخل کان همی بخشد
در چو ابر بهار می بارد
زر چو باد خزان همی بخشد
گفت این بردل تو پوشیدست؟
شاه ما زندران همی بخشد
آنچه کان ذره ذره بخشد،شاه
کاروان کاروان همی بخشد
گفتمش تا کی این توان بخشید
گفت تا میتوان همی بخشد
جاودان باد زندگانی شاه
تا چنین جاودا ن همی بخشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به ستایش یک پادشاه بزرگ و بخشنده میپردازد که فیض و نعمتهایش به همه موجودات میرسد. شاعر قدرت و عظمت او را توصیف کرده و میگوید که بخششهای او بیپایان و فراوان است. او به هر کس و در هر زمینهای به اندازه کافی عطا میکند، چه در امور دینی و چه دنیوی. همچنین اشاره میشود که بخششهای او به اندازهای زیاد است که نمیتوان به راحتی آنها را اندازهگیری کرد. شاعر در پایان از زندگی جاودان این پادشاه تمجید کرده و امید دارد که او همواره برکات خود را ادامه دهد.
هوش مصنوعی: اگر کسی جان را به کسی منتقل کند، در واقع او به مانند شاهی است که نعمتهای زندگی را به دیگران میدهد.
هوش مصنوعی: پادشاهی که فرمانده بزرگ است، در خیالی آرامش بخش و پنهانی، عطاهایی را ارزانی میدارد.
هوش مصنوعی: چرخِ فلک، برای حسام، هم خوشبختی و هم دین را به ارمغان میآورد و زندگی را به او رونق میبخشد.
هوش مصنوعی: قدرت تقدیر آنقدر زیاد است که حتی خود تقدیر را هم توان و نیرو میبخشد.
هوش مصنوعی: دست او مثل ابر است که باران میبارد و دل او مانند دریاست که مهربانی و generosity را به دیگران هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: حکم او را باید با در نظر گرفتن شدت و سرعت انجام داد تا اثر بخش باشد و با قدرت ادامه یابد.
هوش مصنوعی: فرمان و اراده او، مانند دفتر اصلی و جاودانهای است که روزی به روح و جان انسانها زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: خرج بخشش و کرم شاهانه، فراتر از توان یک روزه است و اگرچه هفت آسمان را هم به کسی ببخشد، هنوز هم کم است.
هوش مصنوعی: نازکی و زیبایی زهره مانند دریا است و از آن بخشش و لطفی به وجود میآید که دست نصیبدهنده نیز به دیگران عطا میکند.
هوش مصنوعی: آسمان به پادشاهان جهان نعمت و قدرت میدهد، و این به خاطر فضل و رحمت اوست.
هوش مصنوعی: سایه خداوند در بخشش است و به همین دلیل، او همیشه و بدون شک به بخشش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: دست او ضامن روزی میشود، پس طبیعت هم از راه دهان روزی را به ما میدهد.
هوش مصنوعی: هر آنچه که زمانه به زندگی انسانها میبخشد، در کمتر از یک لحظه نیز میتواند داده شود.
هوش مصنوعی: آنچه او به رایگان میدهد، در دنیای بزرگ خیلی ارزشمند است و بینهایت گرانبها به شمار میآید.
هوش مصنوعی: سلطنت در اختیار عبید و نوکسان است و شاه و خان به آنها بخشش میکند.
هوش مصنوعی: تیغ و فریب او دو کار میکند؛ یکی را بهزعم خود میزند و دیگری را میبخشد.
هوش مصنوعی: هیچ فرمانروایی نمیتواند حتی یک دهم از آنچه که یک شاه واقعی میدهد، به دیگران عطا کند.
هوش مصنوعی: طمغاج خان برای به دست آوردن سلطنت هند تلاش میکند و به همین خاطر حاضر است هر چیزی را اهدا کند.
هوش مصنوعی: قطرهای که از نعمتهای او میچکد، همانند شهدی است که زنبور از دهان خود میریزد.
هوش مصنوعی: خشم او مانند شعلهای آتشین است که هرج و مرج و فتنه را در پایان زمان به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: تیغ نیلوفر یشمی دشمن را به پوشش قرمزی شبیه لباس ارغوانی میکند.
هوش مصنوعی: سگ به خاطر ویژگیهای منفی دشمنش، تنها استخوانهای او را به او میدهد و به حساب وفاداری و دوستی نمیآید.
هوش مصنوعی: همه چیز متعلق به بخشش و رحمت است و نمیتوان به صراحت گفت که چه کسی یا چه چیزی به ما لطف کرده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چیزی که در حال توصیف آن است، از حد تصور و قیاس فراتر میرود و به شکلی غیرقابل پیشبینی و شگفتانگیز، به دیگران هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از انگشت او بیفتد، به اندازه صد قران از آسمان ارزشی دارد.
هوش مصنوعی: انسان باید دعا کند و از خداوند درخواست کند که به او زبان دهد تا بتواند برای دیگران صحبت کند.
هوش مصنوعی: تیغ او هنوز دشمن را زنده نگهداشته است تا بدانی که او نفس تازهای به این زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: بسیار زود متوجه خواهیم شد که پیروزیها به چه اندازه در حال افزایش است، چرا که حتی سرزمین سیستان هم در حال اهدا و تقدیم است.
هوش مصنوعی: هر کسی میتواند طلا و نقره اهدا کند، اما خوشبختی و سرنوشت خوب را فقط شاه بخت جوان میتواند به کسی عطا کند.
هوش مصنوعی: خورشید بر مرکب خود سوار میشود و آسمان را به دمساز میسازد.
هوش مصنوعی: ابر رحمت او در بیابانها به چشمههای در حال جاری، برکات و نعمتها هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: اگرچه نقره برای اهل دانش و فضیلت ارزشی دارد، اما در نهایت، همه چیز را در این دنیا به علم و دانش میبخشد.
هوش مصنوعی: دست بخشش او را ببین که حتی از دورترین نقاط اصفهان نیز کمک و نیکی میرساند.
هوش مصنوعی: بچه، من بندهای هستم که بدون هیچ پیشینهای، از نعمتهای بیپایان برخوردار میشوم.
هوش مصنوعی: پارچههایی به رنگ آتشین را فرو میریزد و لطافتهای گرانبهایی را هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: گلهها و اسبها و تختها دارای لباسهای متفاوت و غریبهای هستند که همگی از آنها بهرهمند میشوند.
هوش مصنوعی: باد در آسمان به مانند کوهی بزرگ و مستحکم، در حال حرکت و جابجایی است.
هوش مصنوعی: من گهگاهی به گونهای هستم که شاه به پاس حرمت کعبه، جامهای فاخر بر تن میکند.
هوش مصنوعی: بخشش او مانند گنج ارزشمند نوشروان نیست؛ زیرا هیچ چیز از سیم و زر نمیتواند به اندازه generosity او ارزش داشته باشد.
هوش مصنوعی: با عقل و تفکر پرسیدم که در میان فرمانروایان دنیا، کیست که توانایی و ثروت او به دیگران بخشش میکند؟
هوش مصنوعی: در بهار همچون باران، طلا میبارد و مانند باد خزان، چیزهای باارزش را تقسیم میکند.
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که آیا آنچه در دل تو است پنهان شده؟ شاه ما در حال حاضر در زندان به سر میبرد و همواره به دیگران بخشش میکند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به طور اندک و تدریجی ایجاد شود، در نهایت میتواند به بزرگترین دستاوردها و موفقیتها منجر شود.
هوش مصنوعی: از او پرسیدم تا کی میتواند این قدرت را بدهد، او پاسخ داد تا زمانی که بتواند.
هوش مصنوعی: برای همیشه زندگی شاه پایدار باشد، تا او نیز به دیگران زندگی جاودانه ببخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.