گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

از روی تو دیده‌ها جمالی دارد

وز خوی تو عقلها کمالی دارد

در هر دل و جان غمت نهالی دارد

خال تو بر آن روی تو حالی دارد

عین‌القضات همدانی

چون عشق تو بی نشان جمالی دارد

در اصل وجود خود کمالی دارد

هر لحظه تمثل و خیالی دارد

این عشق دریغا که چه حالی دارد

اوحدی

دستارچه حسنی و جمالی دارد

وز نقش و نگار خط و خالی دارد

با آن همه زر، اگر خیال تو پزد

انصاف، که بیهوده خیالی دارد

ابن یمین

ز اندیشه هر چه وصف مالی دارد

دل ابن یمین همیشه خالی دارد

خود رفت هر آنچه رفت و نا امده است

خرم دل انکه ذوق و حالی دارد

جهان ملک خاتون

ابروی کجت شکل هلالی دارد

پیوسته قرار با ملالی دارد

درهم کشد او هلال با من ز جفا

بگریزم از او ولی خیالی دارد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جهان ملک خاتون
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه