گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عمعق بخاری

آن سبزه که از عارض او خاسته شد

تا ظن نبری که حسن آن کاسته شد

در باغ رخش بهر تماشای دلم

گل بود و بسبزه نیز آراسته شد

ابن یمین

چون سرو سهی قد تو پیراسته شد

چون لاله بعنبر رخت آراسته شد

از بس که دلم فکر میانت میکرد

از فکرت باریک دلم کاسته شد

جهان ملک خاتون

خورشید رخ تو را ز جان خواسته شد

از شرم رخت تمام مه کاسته شد

پیرامن عارض تو خطّی بدمید

گل بود به سبزه نیز آراسته شد

نظیری نیشابوری

مرسوم رهی که فقر ازان خاسته شد

باطن به ریاضت وی آراسته شد

هرماه چو مرگ دشمنت دیر رسید

هر روز چو عمر حاسدت کاسته شد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه