گهی بزم طرب را ساختندی
گهی نرد هوس را باختندی
به خلوتگاه خاص و مجلس انس
همی جام طرب پرداختندی
کُمیت و خنگِ فرصت را به شادی
به میدان سعادت تاختندی
به میدان شجاعت گوی دولت
به چوگان ارادت باختندی
به مردی روز جنگ از فرق جمشید
کلاه خسروی انداختندی
به گاه بار دادن عالمی را
بزرگ از خردشان نشناختندی
کو آن گردنگشان ای بخت وارون
که گردون بر فلک افراختندی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محافل شادمانی و بازیهای عشق و هوس میپردازد و لحظات خوش زندگی را به تصویر میکشد. او از مجالس انس و شادی سخن میگوید که در آنها خوشیها و لذتها به اوج میرسند. در عین حال، به میدان جنگ نیز اشاره میشود که در آن شجاعت و ارادت اهمیت دارد. شاعر با نگاهی به گذشته و بزرگان تاریخ، دربارهٔ فراموشی بزرگتر از خرد در مناسبات انسانی و تقدیر مینویسد. در انتها، او به ناپایداری و بخت بد مینگرد و از افرادی یاد میکند که میتوانستند به اوجهای بلندی دست یابند.
هوش مصنوعی: زمانی در جشن و شادی غوطهور بودند و زمانی دیگر در بازیهای عشق و هوس شکست میخوردند.
هوش مصنوعی: در مکانی آرام و خصوصی، جمعی به شادی و دلنشینی مشغول بودند و از خوشی و موسیقی لذت میبردند.
هوش مصنوعی: افرادی نادان و سادهلوح، شاد و خوشحالی به میدان موفقیت و خوشبختی آمدند و فرصتها را از دست ندادند.
هوش مصنوعی: در میدان شجاعت، افراد با اراده و دلباخته، بر سر دولت و موفقیت خود تلاش میکنند و برای رسیدن به آن، جانفشانی میکنند.
هوش مصنوعی: در زمان نبرد، کلاهی که نشانگر مقام و بزرگی است، از سر جمشید، پادشاه بزرگ، برداشتند.
هوش مصنوعی: در زمان فراهم کردن محصول، مردم بزرگتر را از خرد آنها نشناختند و به آنها توجه نکردند.
هوش مصنوعی: کجاست آن افراد با وقار و برجسته که روزگار و سرنوشت آنها را در بلندای آسمان قرار داد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.