گنجور

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » زبور عجم
 

زندگی در صدف خویش گهر ساختن است

در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است

عشق ازین گنبد در بسته برون تاختن است

شیشهٔ ماه ز طاق فلک انداختن است

سلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن است

به یکی داد جهان بردن و جان باختن است

حکمت و فلسفه را همت مردی باید

تیغ اندیشه بروی دو جهان آختن است

مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست

از همین خاک جهان دگری ساختن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میلاد نوشته:

درود بر گنجور عزیز
اگر چه عرض هنر پیش یار بی ادبیست!!در مصرع دوم بیت سوم “داو” به جای “داد”صحیح است.داو که امروزه تنها کاربرد آن در زبان ما در واژه داوطلب هویداست به معنای قمار است و اقبال در این بیت به باختن جان و بردن جهان در قمار زندگی اشاره دارد!
بدرود

معمز نوشته:

با عرض سلام و ادب,
من در حال حاضر در یک مرکز مشاوره ام و این شعر مثبت را بر دیوار دیدم و هرچه سعی کردم بخوانمش نشد!
تا اینکه در اینجا یافتمش!
چه امیدوار کننده و چه پر انرژی
روحشان شاد, درود ها به گنجور

سید یحیی فخرالدینی نوشته:

با عرض سلام و احترام به زحمتکشان سایت گرانسنگ گنجور و نیز با کسب اجازه از اساتید اهل فضل و ادب
تقریبا در تمام نسخه های چاپی که از علامه اقبال دیده ام، در مصرع دوم بیت سوم، واژه ی “داو” بکار رفته که البته هم معقول تر است و هم جزء واژگان مستعمل شاعر نیز بوده است.
واژه ی “داو” به معنای “نوبت بازی” است
در بازی ها و مسابقه های گروهی، و چندنفره مثل تیراندازی یا بازی ورق یا تیله بازی و قمار و … هرکدام از شرکت کنندگان طبق ترتیبی که مقرر شده، نوبت و فرصتی برای تلاش و بروز خویش و انجام عمل دارند. این نوبت را “داو” گویند

کانال رسمی گنجور در تلگرام