گنجور

شو پنهاور و نیچه

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » پیام مشرق
 

مرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید

خاری ز شاخ گل بتن نازکش خلید

بد گفت فطرت چمن روزگار را

از درد خویش و هم ز غم دیگران تپید

داغی ز خون بی گنهی لاله را شمرد

اندر طلسم غنچه فریب بهار دید

گفت اندرین سرا که بنایش فتاده کج

صبحی کجا که چرخ درو شامها نچید

نالید تا به حوصلهٔ آن نوا طراز

خون گشت نغمه و ز دو چشمش فرو چکید

سوز فغان او بدل هدهدی گرفت

با نوک خویش خار ز اندام او کشید

گفتش که سود خویش ز جیب زیان بر آر

گل از شکاف سینه زر ناب آفرید

درمان ز درد ساز اگر خسته تن شوی

خوگر به خار شو که سراپا چمن شوی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام