گنجور

طیاره

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » پیام مشرق
 

سر شاخ گل طایری یک سحر

همی گفت با طایران دگر

«ندادند بال آدمی زاده را

زمین گیر کردند این ساده را»

بدو گفتم ای مرغک باد سنج

اگر حرف حق با تو گویم مرنج

ز طیاره ما بال و پر ساختیم

سوی آسمان رهگذر ساختیم

چه طیاره آن مرغ گردون سپر

پر او ز بال ملک تیز تر

به پرواز شاهین به نیرو عقاب

به چشمش ز لاهور تا فاریاب

بگردون خروشنده و تند جوش

میان نشیمن چو ماهی خموش

خرد ز آب و گل جبرئیل آفرید

زمین را بگردون دلیل آفرید

چو آن مرغ زیرک کلامم شیند

مرا یک نظر آشنایانه دید

پرش را به منقار خارید و گفت

که من آنچه گوئی ندارم شگفت

مگر ای نگاه تو بر چون و چند

اسیر طلسم تو پست و بلند

«تو کار زمین را نکو ساختی

که با آسمان نیز پرداختی»

سعدی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام