گنجور

سرود انجم

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » پیام مشرق
 

هستی ما نظام ما

مستی ما خرام ما

گردش بی مقام ما

زندگی دوام ما

دور فلک بکام ما می نگریم و میرویم

جلوه گه شهود را

بتکدهٔ نمود را

رزم نبود و بود را

کشکمش وجود را

عالم دیر و زود را می نگریم و میرویم

گرمی کار زار ها

خامی پخته کار ها

تاج و سریر و دارها

خواری شهریار ها

بازی روزگارها می نگریم و میرویم

خواجه ز سروری گذشت

بنده ز چاکری گذشت

زاری و قیصری گذشت

دور سکندری گذشت

شیوهٔ بتگری گذشت می نگریم و میرویم

خاک خموش و در خروش

سست نهاد و سخت کوش

گاه به بزم نا و نوش

گاه جنازه ئی بدوش

میر جهان و سفته گوش می نگریم و میرویم

تو به طلسم چون و چند

عقل تو در گشاد و بند

مثل غزاله در کمند

زار و زبون و دردمند

ما به نشیمن بلند می نگریم و میرویم

پرده چرا ظهور چیست؟

اصل ظلام و نور چیست؟

چشم و دل و شعور چیست؟

فطرت ناصبور چیست؟

این همه نزد و دور چیست می نگریم و میرویم

بیش تو نزد ما کمی

سال تو پیش ما دمی

ای بکنار تو یمی

ساخته ئی به شبنمی

ما به تلاش عالمی می نگریم و میرویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام