ایکاش در هوای تو من خاک گشتمی
باری ز ننگ هستی خود پاک گشتمی
گر بودمی بشادی وصلت امیدوار
کی من ز درد هجر تو غمناک گشتمی
ای کاش در شکارگهت صید بودمی
تا یک نفس مصاحب فتراک گشتمی
پیوسته سجدگاه ملک بودمی اگر
زیر سم سمند تو من خاک گشتمی
چون عاقبت ز دست بتان کشته گشتنی است
باری قتیل آن بت چالاک گشتمی
گر چون حسین خاک درت بودمی بقدر
چون عرش تاج تارک افلاک گشتمی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر آرزو میکند که ای کاش در عشق معشوق خود، به خاک او تبدیل میشد تا از ننگ وجود خود پاک شود. او امیدوار است که اگر در کنار معشوق بود، هرگز از درد فراق غمناک نمیشد. شاعر میخواهد در شکارگاه معشوق یک صید باشد و با او مدام باشد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که اگر زیر سم اسب معشوق میبود، به خدا نزدیکتر میشد. در نهایت، شاعر به این موضوع فکر میکند که اگر به سرنوشت عاشقانی مانند حسین دچارشود و جانش را فدای معشوق کند، همانند تاجی بر افلاک میدرخشد.
هوش مصنوعی: ای کاش در عشق تو چنان محو میشدم که از عیوب و ناپاکیهای وجود خود خلاص میشدم.
هوش مصنوعی: اگر به خوشی وصالت امیدوار میبودم، آیا من از درد جدایی تو ناراحت میشدم؟
هوش مصنوعی: ای کاش میتوانستم در جایی که تو به شکار میروی، شکار شوم تا برای یک لحظه هم که شده، همنشین تو باشم.
هوش مصنوعی: اگر زیر پای تو به خاک درآیم و اگر حتی خاک هم شوم، همیشه درگاه چنین ملک و سلطنتی خواهم بود.
هوش مصنوعی: چون میدانم که سرانجام، از دست معشوقان میمیرم، پس به خاطر آن عشق، به مرگ خود راضی شدم و به آن عشق شتابان پرداختم.
هوش مصنوعی: اگر خاک در درگاه تو به اندازه حسین بود، من به اندازه عرش، تاجی بر سر آسمانها میگرفتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.