گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

ای دیده دل آیت بلا می‌خواند

هشدار که در خونت بسی گرداند

این بار گرش موافقت خواهی کرد

من بیزارم تو دانی و دل داند

سید حسن غزنوی

هر شب که دلم به حیلها درماند

خواهد که به فال و قرعه حالی داند

صد قرعه سیمین سرشک از چشمم

بر قرعه زرین رخم گرداند

کمال‌الدین اسماعیل

لعل تو طریق مهربانی داند

هر شیوه که در لطف تو دانی داند

زلفین تو هم دلبر و هم دلداریست

هندو دزدی و پاسبانب داند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه