به خوبیست هر دل نوازی ایازی
ولی همچو محمود کو پاک بازی
نخواهم که روی رقیبان ببینم
گدا را ز سگ واجب است احترازی
جهان پر ز حسن است کو مهرورزی
که با ناز خوبان نماید نیازی
ز هجران وصل دلارام ما دان
به هر جا که پیداست سوزی و سازی
به گوش محبت شنو ذکر جانان
ز آواز ناقوس و بانگ نمازی
به چشم حقیقت نگه کن در اشیا
که تا در دو عالم نیابی مجازی
همام این سخن با کسی گو که داند
به کبکی مده طعمه شاهبازی
زهی خوش مجالی که یاران همدم
از اغیار پوشیده گویند رازی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی دلنوازیها اشاره میکند و از پاکبازی محمود یاد میکند. او نمیخواهد که رقیبانش را ببیند و به احترام گدا و سگ تأکید میکند. دنیا پر از زیباییهاست، اما مهرورزی از آن بیشتر اهمیت دارد. شاعر از غم جدایی و شور و شوق وصل معشوق میگوید و به شنیدن ذکر محبوب دعوت میکند. او به بینایی حقیقت و عدم وجود توهم در دو جهان اشاره دارد و توصیه میکند که این کلمات را به کسی بگوید که درک کند. در انتها، شاعر به خوشگذرانی با دوستان و گفتن رازها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دست محبت و دلجویی خوب است، اما مثل محمود که در صفا و خلوص بازیگر بود، نباید باشد.
هوش مصنوعی: نمیخواهم چهره رقبای خود را ببینم، زیرا بر من واجب است که از گدا احتیاط کنم، حتی بیشتر از یک سگ.
هوش مصنوعی: دنیا پر از زیبایی است، اما کسی که دارای مهر و محبت باشد، میتواند با ناز و زیباییهای دیگران ارتباطی عمیق برقرار کند و احساس نیاز و محبت را نشان دهد.
هوش مصنوعی: از دوری دیدار محبوب آرامشام، به هر جا که نگاه میکنم، حس درد و موسیقیای از عشق را میبینم.
هوش مصنوعی: به دل محبت، صدای معشوق را از صدای ناقوس و نواهای نماز بشنو و درک کن.
هوش مصنوعی: به واقعیتها و حقیقتها در اشیا به دقت نگاه کن، تا در هیچیک از دو دنیا، چیزی غیرواقعی و مجازی را نیابی.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بهتر است این موضوع را با کسی در میان بگذاری که درک و دانش لازم را دارد. همچنین اشاره میکند که نباید چیزی را که ارزشمند است به راحتی در اختیار دیگران قرار دهی، به ویژه افرادی که ممکن است آن را سوءاستفاده کنند.
هوش مصنوعی: چقدر خوب است وقتی که دوستانمان دور هم جمع میشوند و در کنار هم میتوانند به راحتی رازی را بدون نگرانی از دیگران بگویند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهانا همانا فسونی و بازی
که بر کس نپایی و با کس نسازی
جهانا همانا فسوسی و بازی
که بر کس نپایی و با کس نسازی
چو ماه از نمودن چو خار از پسودن
بگاه ربودن چو شاهین و بازی
چو زهر از چشیدن چو چنگ از شنیدن
[...]
نیازم ز گیتی به توست ای نیازی
که دل را امیدی و جان را نیازی
ازیرا به شادی بنازم که دانم
دلم را نیازی و زو بینیازی
مرا عشق بهتر تو را حسن خوشتر
[...]
سپهر برین را همه بر سرفرازی
شد از همت و قدر دهقان غازی
کنون همچو بازیگران گاه کشتن
کند همتش را همی بندبازی
بود کهتری آرزو مهتران را
[...]
بتازی و ترکی بتازی ازین پس
چو بر حلبه عشق لختی بتازی
ببازی در این کوی آخر دل و جان
اگرچه درآئی باول ببازی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.