ناگاه اگر ز ما سخنی گوش میکنی
یک لحظه ناگذشته، فراموش میکنی
گویی به دیگران سخن، اما چو من رسم
تا نشنوم حدیث تو، خاموش میکنی
یک روز هم به مجلس ما چهره برفروز
تا چند باده با دگران نوش میکنی؟
دست مرا بگیر، که از پا فتادهام
با دیگران چه دست در آغوش میکنی؟
گوش رضا به قول هلالی نمینهی
گویا حدیث مدعیان گوش میکنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به شخصی خطاب میکند که وقتی با او صحبت میکند، ناگهان به فراموشی میسپارد. او احساس میکند که این شخص به دیگران صحبت میکند اما در مورد او خاموش میشود. شاعر از او میخواهد که یک روز به مجلس آنها بیاید و باده بنوشد. همچنین او ابراز میکند که از دست دادن او در حال افتادن است و میخواهد که او دستش را بگیرد. در نهایت، شاعر بیان میکند که این شخص به سخنان او گوش نمیدهد و تنها به صحبتهای دیگران توجه میکند.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای به صحبتهای ما گوش بدهی، ناگهان همه چیز را فراموش میکنی.
هوش مصنوعی: انگار که با دیگران حرف میزنی، اما وقتی نوبت به من میرسد و میخواهم داستانت را بشنوم، نگهاش میداری و سکوت میکنی.
هوش مصنوعی: یک روز به جمع ما بیایید و چهرهتان را نشان دهید، تا ببینیم چقدر با دیگران نوشیدنی مینوشید.
هوش مصنوعی: دستم را بگیر، چون که از پا افتادهام. با دیگران چرا در آغوش این و آن میروی؟
هوش مصنوعی: تو به سخن کسی که در حال لاف زدن و ادعا است، گوش میدهی و به حرفهای او توجه میکنی، در حالی که باید به صدای واقعی و راستین توجه کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر قصه مینیوشی و در گوش میکنی
پیمان ما چه شد که فراموش میکنی؟
این سخت گفتنت همه با من ز بهر چیست؟
چون من در آتشم تو چرا جوش میکنی؟
بر دشمنان خود نپسندد کس این که تو
[...]
ای دل به ساز عرش اگر گوش میکنی
از ساکنان فرش فراموش میکنی
گر نای زهره بشنوی ای دل به گوش هوش
آفاق را به زمزمه مدهوش میکنی
چون زلف سایه پنجه درافکن به ماهتاب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.