آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
ماه مگر ز آسمان آمده بر زمین فرو؟
نیست عرق ز تاب می، وقت صبوح بر رخت
ریخته شبنم سحر، بر گل آتشین فرو
چند بخشم بگذری، توسن ناز زیر ران
وه! که دمی نیامدی از سر خشم و کین فرو
چون تو بناز دست خود رقص کنان فشانده ای
ریخته صد هزار جان، عاشق از آستین فرو
بس که ز غصه خون من، جوش کنان، بسر رود
در تب اگر عرق کنم، خون چکد از جبین فرو
خورد هلالی از کفت سیلی رنج و آه و غم
بر سر کس نیامده، رحمتی این چنین فرو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی از زیبایی و عشق است، که شاعر به محبوب خود، که همچون ماهی بر زمین فرود آمده، خطاب میکند. او از حال و هوای صبح و زیباییهای طبیعت صحبت میکند و میگوید که حتی در این لحظه شاداب، در دلش غصهها و دردهایی نهفته است. شاعر به شدت تحت تأثیر عشق و حسرت قرار دارد و احساس میکند که خونش در اثر غم و اندوهش به جوش آمده است. او به تصاویر غم و رنج اشاره میکند و میگوید که محبت واقعی در این دنیای پر از درد و رنج نایاب است. در نهایت، او به شدت نیازمند عشق و رحمت است.
هوش مصنوعی: ای ماه نازنین، تو به منزل من آمدهای، آیا نمیگویی که این زیبایی تو چقدر شبیه پایین آمدن ماه از آسمان به زمین است؟
هوش مصنوعی: در صبح زود، نمیتوان نشانهای از شراب بر چهرهات دید، زیرا شبنم سحرگاهی بر گلهای آتشین فرو افتاده است.
هوش مصنوعی: برخی از احساسات من نسبت به تو بیپاسخ مانده، تو در دوری و ناز میگذری. آه! که تو هرگز برای لحظهای هم از حالت خشم و کینهام کوتاه نیامدی.
هوش مصنوعی: وقتی تو با دست خود به زیبایی رقصان به این دنیا جلوه میکنی، هزاران جان به عشق تو از آستینم بیرون میریزد.
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوهی که دارم، خونم به جوش آمده و مانند تب مرا در بر گرفته است. اگر حتی عرق کنم، خون از پیشانیام میچکد.
هوش مصنوعی: هلالی از آسیب و درد بر سر کس نیامده، رحمتی این چنین نازل شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو
موج بلاست آمده بر سر عقل و دین فرو
عارض توست در عرق یا ز لطافت هوا
قطره شبنم آمده بر رخ یاسمین فرو
سبزه خط عنبرین گرد لبت برآمده
[...]
چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
آب حیات میرود پیش تو در زمین فرو
بیخبر آمدی فرو در دل بینوای من
شاه به خانهٔ گدا نامده این چنین فرو
در ره آن سهی قدم پای به گل شده فرو
[...]
طرف نقاب اگر کشی، از رخ نازنین فرو
دل ز تپیدن آورد، خانهٔ عقل و دین فرو
پت ز سرمه چشم تو، طرح فرنگ تازهای
یا شده این غزال را، پای به مشک چین فرو؟
هشته سمن عذار من، طرّهٔ یاسمین فرو
[...]
ای که بخون من شدت، ساعد نازنین فرو
دست فشان، که ریزدت خونم از آستین فرو
برده لبت ز شهد و مل، تلخی کام جزو و کل:
تا ز تبسمت بگل میچکد انگبین فرو
شکر خط سیاه را، منع مکن نگاه را؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.