آنکه رفت امروز و صد دل میرود دنبال او
کاش فردا جان برون آید به استقبال او
بس که همچون سایه خواهم خویش را پامال او
هر کجا او میرود من میروم دنبال او
وه! چه خوش جا کرده است آن خال مشکین بر رخش
کاش بودی مردم چشمم به جای خال او
هر شبی بر آستان بزم آن مه سر نهم
تا چو مست از در برون آید شوم پامال او
فال وصلی میزدم، ناگاه آن مه رخ نمود
آه ای من بندهی روی مبارک فال او
آن نهال سایه پرور سویم استقبال کرد
بر سرم پاینده بادا سایه اقبال او
کار دل عشق تو شد، کارش همین باد و مباد
غیر نام این عمل در نامه اعمال او
بر سر کویش هلالی از رقیبان کمترست
وه که احوال سگان هم بهترست از حال او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از دلدادگی و عشق عمیق گوینده به محبوبش است. او به شدت در پی محبوبش میباشد و همواره در فکر و ذکر اوست. گوینده آرزو دارد که روزی محبوبش را ملاقات کند و خود را به پای او بیندازد. او زیباییهای محبوب را توصیف میکند و از دوری و نبود او ناله میکند. گوینده به شدت به حال خود میپردازد و زندگیاش را بدون نام محبوب بیمعنا میداند. در نهایت، او از وضعیت خود ابراز ناراحتی میکند و بیان میکند که حتی حال سگهای محبوب بهتر از حال اوست.
هوش مصنوعی: کسی که امروز رفته، دلهایم بهدنبال او میتپد. ای کاش فردا، جانم از بدن خارج شود تا به استقبال او بروم.
هوش مصنوعی: من هر جا که او میرود، مانند سایهاش دنبالش میروم و به خاطر محبت و علاقهام حاضر هستم خودم را زیر پای او بگذارم.
هوش مصنوعی: وah! چه زیباست که آن خال تیره بر چهرهاش نشسته است، ای کاش من جای آن خال بودم و در دیدگان دلباختهام جا میگرفتم.
هوش مصنوعی: هر شب بر درگاه مهمانی آن معشوق سر میزنم تا زمانی که او چون یک فرد مست از در بیرون بیاید و من زیر پای او لگدمال شوم.
هوش مصنوعی: به دنبال نشانهای از وصل و دیدار معشوق بودم که ناگهان چهره زیبایش در برابر من نمایان شد. آه، من بندهای هستم که به روی نازنین او ارادت دارم.
هوش مصنوعی: آن درختی که سایهاش مرا حمایت میکند، به من خوشامد گفت. امیدوارم همیشه سایهٔ خوشبختیاش بر سرم باقی بماند.
هوش مصنوعی: کار دل من عشق تو شده است، و کار دیگر من فقط همین است. هیچ چیز دیگری در پرونده اعمال من جز نام این کار وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در کنار خانهاش، تعداد رقیبان نسبت به گذشته کمتر شده است و وای بر حال او که حتی وضعیت سگان هم از او بهتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل چو دید آن شکرینلبها و مشکینخال او
میشود دیوانه چون من آه و مسکین حال او
می خرامید آن نگار و در پیش می شد رقیب
خوش بود عمر ای دریغا مرگ در دنبال او
هر که را شد دل اسیر زلف مه رویی دگر
[...]
مرغ جان کردی هوای دانه های خال او
گر نبستی رشته لاغر تن من بال او
گر به قصد جان فرستد قاصد آن مقصود دل
دل کند فرسنگها جان بر کف استقبال او
بس که بر دل خامه بار غم نهاد از شرح هجر
[...]
بومی آمد نامهٔ عنوان سیه بر بال او
نامهای بتر ز روی نامبارک فال او
خانه شهری سیه گردد ز بال افشانیش
بر که خواهد سایه افکندن بدا احوال او
هر گه این بوم آمد و بر طرف بامش پر گشاد
[...]
دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او
ریشه در آیینه چون جوهر کند تمثال او
حیرت آن روی آتشناک مهر لب شده است
ورنه صد فریاد دارد هر سپند خال او
صورت دیوار می آید به جان بی نفس
[...]
آنکه شور صد قیامت بود با خلخال او
همچو نقش پا دلم افتاده از دنبال او
از سر خود هر که در راه طلب برداشت دست
چون دو نقش پا دو عالم ماند در دنبال او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.