ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
با مردم بی غم نتوان گفت غم دل
جا کن به دل و دیده، که غیر از تو نشاید
سلطان سراپرده چشم و حرم دل
ای صبر، کجایی؟ که ز حد میگذرد باز
بر دل ستم آن مه و بر من ستم دل
پای دلم افگار شد از خار ره عشق
ای کاش! درین ره نرسیدی قدم دل
در عشق تو رسوای جهانست هلالی
گاه از غم بسیار و گه از صبر کم دل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و دلشکستگی شاعر در عشق است. شاعر از ناامیدی و رنجی که در دل دارد میگوید و از مشکلاتی که در ارتباط با رقیبان و دیگران با آنها روبهروست. او به عشق و حسی که نسبت به معشوق دارد اشاره میکند و از شدت این احساسات، دلش پر از غم و درد است. در نهایت، او با اشاره به اینکه در عشقش مشهور و رسوا شده، نشاندهندهی تضاد میان صبر و ناامیدی است.
هوش مصنوعی: من در برابر رقیبانم نمیتوانم درد دلم را نشان دهم، زیرا با مردم خوشگذران نمیتوان از غم و اندوه سخن گفت.
هوش مصنوعی: محل امن و آرامش را در دل و چشمانت برای او انتخاب کن، زیرا جز او شایستهی فرمانروایی در چادر چشم و پرستشگاه دل نیست.
هوش مصنوعی: ای صبر، کجایی؟ حالا که بردباری و شکیبایی من در حال نسبت به دردها و زخمهای دل کم شده و غم و ستمی که بر من فرود میآید، بیشتر و بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: دل من از سختیها و دردهای عشق خسته و زخمی شده است. ای کاش در این مسیر به من نمیرسیدی و قدمی در این راه نمیگذاشتی.
هوش مصنوعی: در عشق تو، هلالی به زندگی رسوایی کشیده است؛ گاهی به خاطر غم فراوان و گاهی به خاطر بیصبری دلش آزرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.