خوبان، اگر چه هر طرفی می کشند صف
تو در میان جان منی، جمله بر طرف
حالا بپای بوس خیالت مشرفم
گر دولت وصال تو یابم، زهی شرف!
دور از تو نوبهار جوانی بباد رفت
عمر چنان عزیز چرا شد چنین تلف؟
چشمت مرا نشانه پیکان غمزه ساخت
وه! چون کنم؟ که تیر بلا را شدم هدف
از دیده طفل اشک جدا شد، دریغ ازو
آه! آن در یتیم کجا رفت ازین صدف؟
ره میزنند و عربده آهنگ میکنند
با ما ببین که: در چه مقامند چنگ و دف؟
کوته مباد دست هلالی ز دامنت
کس دامن وصال ترا چون دهد ز کف؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و longing (عاشقانه و دل تنگی) است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره دارد و میگوید هر جا که مینگرد، یاد او در دلش است. او از دوری معشوق شکایت میکند و میگوید که جوانیاش به هدر رفته و عمرش نابود شده است. شاعر همچنین دچار افسوس و اندوه است و شرایط خود را در مقایسه با دیگران بیان میکند. او در نهایت از اینکه دست نیازش از وصال معشوق کوتاه است ابراز نگرانی میکند و به محبت و صفای رابطهاش با معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زیبایانی که هرکجا میروید، صفهای طولانی به دور شما کشیده شده است، اما تو در نظر من، اساس وجودم هستی و همه چیز دیگر برایم بیاهمیت است.
هوش مصنوعی: حالا با عشق و خیال تو در حالتم، اگر به خوشبختی وصالت برسم، چه افتخاری خواهد بود!
هوش مصنوعی: دور از تو، جوانی و زیبایی به سرعت گذشت و عمر گرانبهایم چرا اینگونه بیهوده هدر شد؟
هوش مصنوعی: چشم تو باعث شد که من هدف تیرهای سنگین غم و اندوه شوم. آه! چه باید بکنم؟ که حالا من هدف این بلا شدهام.
هوش مصنوعی: اشک کودک از چشمانش ریخت و افسوس که آن در یتیم، کجا رفت و گم شد؟
هوش مصنوعی: آدمها در حال گذراند و صدای دلخراش و هیاهو به راه انداختهاند. حالا ببین که سازها و موسیقی در چه وضعیتی قرار دارند.
هوش مصنوعی: اگر دامن وصالت را کسی از تو بگیرد، پس نکند که دست هلالی به خودت نرسد. پس باید مراقب باشی که دستانت (دستان کسی که صمیمی است) از دست نرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی همی گذشتم جُزوی غزل به کف
دیدم یکی غزالِ خرامان میان صف
با همرهان خویش به نخّاس خانه رفت
نخاس باز کرد یکایک در غُرَف
شاعر میان شارع و طرفه به غرفه بر
[...]
ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف
اسلام و دین گرفته به تو نصرت و شرف
بر خاتم شرف نسب پاک تو نگین
واندر جهان ز خاتم پیغمبران خلف
نام تو نعت صورت و فعل تو آمدست
[...]
کرد از جهان رحیل جهانی همه شرف
ای مملکت علی الله و ای فلک لاسلف
چون اسب رقعه دو سپهر پیاده رو
فرزین ملک را بر بود از میان صف
اختر فشان ز دیده سحابی بمن رسید
[...]
افکند بحر عشق صدف چون به هر طرف
گوهرشناس بهر گهر نشکند صدف
ای ناوک بلای ترا سینه ها هدف
در یتیم عشق ترا جان ما صدف
در راه اشتیاق تو ای کعبه مراد
هر دم هزار قافله دل شده تلف
عالم پر از تجلی حسن و تو وانگهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.