گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

هست آرزوی کشتن آن تندخو مرا

گر او نکشت می کشد این آرزو مرا

جان من از جدایی آن مه به لب رسید

ای وای! گر فلک نرساند به او مرا

با ذوق جستجوی تو آسوده خاطرم

آسودگی مباد ازین جستجو مرا

ننگست عاشقان جهان را ز نام من

عاشق مگوی، هرچه توانی بگو مرا

گفتی که: آبروی هلالی سرشک اوست

رسوای خلق می‌کند این آبرو مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

آواز استاد ایرج در برنامه ۵۳۱ گلهای رنگارنگ… این شعر رو بسیار زیباتر کرده… منتها با تغییر کوچکی در مصرع اول بیت اول ( هست آرزوی دیدن آن تند خو مرا) … هلالی عزیزم اون روز عصبانی بوده که واژه ی کشتن رو بکار برده…
روحش شاد

کانال رسمی گنجور در تلگرام