غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
داری هزار سوخته، من هم یکی دگر
یارب، چه کم شود ز تو، ای پادشاه حسن
گر سوی من بگوشه چشمی کنی نظر؟
در کوی تو سر آمد اهل وفا منم
از چشم التفات وفای مرا نگر
تا کی در آرزوی تو گردیم کو بکوی؟
تا کی بجستجوی تو گردیم در بدر؟
جان می کنیم و یار زما بی خبر هنوز
خواهیم مردن از غم او، تا شود خبر
در گوشه غمست هلالی بصد نیاز
گاهی ز چشم لطف برین گوشه بر نگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از غم و سوختن دل به خاطر جدایی از معشوق سخن میگوید و احساس میکند که محبتش بیپاسخ مانده است. او به معشوقش مینازد و از او میخواهد که با نگاهی به او، اندکی از دردش را کم کند. همچنین، از وفا و ارادت خود سخن میگوید و به آرزو و longing خود برای دیدار معشوق اشاره میکند. در نهایت، او از بیخبری یار از حال او و عذاب ناشی از آن ابراز نارضایتی میکند.
هوش مصنوعی: غم و اندوهی نیست، اگر من از داغ تو بسوزم؛ تو که جگر داری هزاران سوخته، من هم یکی از آنها هستم.
هوش مصنوعی: ای خدای من، اگر تو، ای پادشاه زیبایی، یک نگاه کوچکی به من بیندازی، چقدر همه چیز بهتر خواهد شد و زندگیام روشنتر میشود.
هوش مصنوعی: در کوچههای تو، من وفادارترین هستم، به خاطر توجه تو به من، به وفای من نگاه کن.
هوش مصنوعی: چه مدت باید در آرزوی تو باشیم و به دنبال تو بگردیم؟ تا کی باید به دنبالت خواهیم بود و از تو دور بمانیم؟
هوش مصنوعی: ما به شدت برای معشوق خود تلاش میکنیم و او هنوز از حال ما بیخبر است. با این حال، از اندوه او خواهیم مرد، تا اینکه خبری از او برسد.
هوش مصنوعی: در گوشهای از غم، هلالی با نیازهای بسیار وجود دارد؛ گاهی با چشم محبت به این گوشه نگاه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سروست و بت نگار من آن ماه جانور
ار سرو سنگ دل بود و بت حریر بر
باری ندانمت که چه خو داری ای پسر
تا نیستی مرا و ترا هیچ درد سر
همچون مه دو هفته برون آیی از وثاق
همچون مه گرفته درون آییم ز در
رغم مرا چو سرکه مکن چون بمن رسی
[...]
اخگر هم آتشست ولیکن نه چون چراغ
سوزن هم آهنست ولیکن نه چون تبر
کلکش چو مرغکیست دو دیده پر آب مشک
وز بهر خیر و شر زبانش دو شاخ وتر
آن سوسن سپید شکفته به باغ در
یک شاخ او ز سیم و دگر شاخ او ز زر
پیراهنیست گویی دیبا ز شوشتر
کز نیل ابره استش و از عاج آستر
تا بیشتر زند بدلم عشق نیشتر
باشد مرا بمهر بتان میل بیشتر
اندیشه یکی پسر اندر دلم فتاد
هرگز نیامده ببر من چنو پسر
تا عشق آن پسر بسرم بر نهاد رخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.