گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

چو ترک من هوس مجلس شراب کند

هزار عاشق دل‌خسته را کباب کند

خراب چون نشوم از کرشمه‌های کسی

که در کرشمهٔ اول جهان خراب کند؟

شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز

به خاک من چو رسد روی در نقاب کند

چه طالع‌ست که ناگاه بر سرم روزی

اگر فرشتهٔ رحمت رسد عذاب کند؟

تپیدن دل من روز هجر دانی چیست؟

برای دیدن روی تو اضطراب کند

ز خواب چشم گشایی و فتنه انگیزی

تو آفتی، نگذاری که فتنه خواب کند

نمود وعدهٔ دیدار و دیدمش در خواب

نگویمش، که مبادا به آن حساب کند

چو سایه روی هلالی به خاک یکسان باد

اگر ز سایهٔ تو رو به آفتاب کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام