غفلت زده ام، خاطر آگاهم ده
افسرده دلم، آه سحرگاهم ده
عمری ست که رو از دو جهان تافته ام
ای قبلهٔ مقبلان، به خود راهم ده
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
غفلت زده ام، خاطر آگاهم ده
افسرده دلم، آه سحرگاهم ده
عمری ست که رو از دو جهان تافته ام
ای قبلهٔ مقبلان، به خود راهم ده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غفلت و بیخبری خود صحبت میکند و از خداوند میخواهد که او را بیدار و آگاه کند. او از افسردگی و ناراحتی دلش شکایت دارد و به دنبال آرامش و نور در زندگیاش است. شاعر احساس میکند که سالها از دو جهان دور شده و اکنون به دنبال راهی به سوی حقیقت و ایمان است.
هوش مصنوعی: دچار غفلت هستم و نیاز دارم که به من یادآوری کنی، همچنین دلم پژمرده است و به آرامش صبحگاهی نیاز دارم.
هوش مصنوعی: سالهاست که از این دو جهان دور شدهام، ای مقصود و هدف کسانی که به تو روی میآورند، اجازه بده به خودم برگردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یارب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
جانا! مددی به عمر کوتاهم ده
دورم ز درت خلعتِ درگاهم ده
در مغزِ دلم نشستهای میسوزی
یا بیرون آی یا درون راهم ده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.