ذکر مستضعفین در استثنا
شاهد است و به مدعاست گوا
چون هدایت میسّرش نشود
خضر توفیق، رهبرش نشود
کار آن کس حواله با کرم است
روز عدل است و معدلت حَکَم است
و آنکه او را رسیده باشد شرع
شده آگه ز دین، چه اصل و چه فرع
لیکن از سرکشیّ نفس عنید
یا ز شرّ تعصّب و تقلید
همه شرع را کند انکار
یا به مغزش نیاورد اقرار
باشد این نوع کفر، کفر جحود
آوخ آوخ ز شرّ نفس عنود
گفته یزدان عذاب آن را سخت
به جهنم کشید خواهد رخت
وآنکه او را رسیده باشد دین
بسته باشد به خویش، شرع متین
کرده اندیشه،کرّ و فرّی را
جَرّ نفعی و دفع ضرّی را
معرفت با زبان و ظاهر حال
منکران به قلب زشت سگال
این مسمّی بود به کفر و نفاق
سَیَذوقوا و ما لهم مِن واق
اعتراف زبان ندارد سود
در اشدّ عذاب خواهد بود
وآنکه او را رسیده باشد کیش
معترف هم به باطن سر خویش
لیکن انکار آن کند به زبان
از حسد یا تعصب و طغیان
باشد این کفر را تهوّر، نام
به الیم عذاب، زهرآشام
و آن که آگه بود ز دین حقیق
کرده هم از زبان و دل تصدیق
لیکن او را بصیرتی نبود
نور چشم و سریرتی نبود
کجی رای و فهم و فکر غلط
می برد مرد را به دار سخط
حبّ تقلید قول کج فهمان
گمرهی در تعصب ایمان
کافرت می کند به کفر و ضلال
در ضلالت مجو نجات مآل
و آن که آگه بود ز دعوت دین
وز بصیرت، مصدّقش به یقین
به زبان مؤمن و به دل مؤمن
کرده اذعان، به ظاهر و باطن
لیکن از امر و نهی درگذرد
این تجاوز، گهی به کار برد
داند آن شیوه را خطا و زلل
معترف خود به قبح ما یفعل
غلبات هوا و نفس فضول
داردش بر خلاف حکم رسول
نام این کفر، فسق و عصیان است
فسق، نفی کمال ایمان است
فسق و عصیان اگر چه ای کامل
اصل ایمان نمی کند زایل
لیک نقص کمال آن باشد
سلب حسن و جمال آن باشد
چون کبایر ازو شود صادر
می توان گفتش آن زمان، کافر
هرکه عاصی به کردگار شود
مستحق دخول نار شود
اصل ایمان سرشت اگر داری
نکند دفع این سزاواری
اثر، ایمانش آنقدر دارد
که سزای خلود نگذارد
در همه حال، چونکه بدهد سود
می توانی شمردنش مقصود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به توضیحاتی درباره مستضعفین و وضعیت ایمان و کفر افراد پرداخته شده است. بر اساس این متن، افرادی که از رسیدن به هدایت محروم هستند و به دلایلی مانند سرکشی نفس یا تعصب دینی، از اصول دین انکار میکنند، در معرض عذاب هستند.
نویسنده به تفاوتهای میان کفر جحود (انکار محض) و کفر تهور (انکار زبانی) اشاره کرده و تاکید میکند که اعتراف به دین با زبان بدون اعتقاد باطن، هیچ سودی ندارد و عذاب سختی در انتظار آنهاست.
همچنین توصیف میشود که فسق و عصیان هرچند کمال ایمان را تحت تأثیر قرار میدهد، اما اصل ایمان را زایل نمیکند. در نهایت، متن خواستار دقت بیشتر در پذیرش دین و اعمال مربوط به آن است تا بر لزوم معرفت و بصیرت در امور دینی تأکید کند.
هوش مصنوعی: ذکر افرادی که در شرایط سخت و نابرابر قرار دارند، به عنوان یک استثناء، خود نشاندهنده حقیقتی است و بر ادعای مطرح شده گواهی میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی که هدایت و راهنمایی به انسان داده نشود، او موفق نمیشود که به درستی راه را پیدا کند.
هوش مصنوعی: عمل و رفتار هر فرد به شخصیتی که دارد بستگی دارد. روزی که انصاف و عدالت برقرار شود، قضاوت نهایی بر اساس همان شخصیت خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسی که به معرفت دین رسیده باشد، نسبت به اصول و فروع آن آگاهی دارد.
هوش مصنوعی: با این حال، از طغیان نفس سرکش خود و یا از آسیبهای تعصب و تقلید بپرهیز.
هوش مصنوعی: تمامی قوانین و اصول مذهبی را انکار کرد یا به هیچ وجه به آنها اعتراف نکرد.
هوش مصنوعی: این نوع کفر که ناشی از نادانی است، بسیار دردآور است و من از شر نفس سرسخت خود شاکیام.
هوش مصنوعی: خداوند گفته است که عذاب او بسیار سخت و شدید است و کسانی که نافرمانی کنند، به جهنم خواهند رفت.
هوش مصنوعی: کسی که به دین دست یافته و آن را به خود اختصاص داده، بر اساس یک اصول محکم و استوار عمل میکند.
هوش مصنوعی: اندیشیدهاند که با استفاده از قدرت و توانایی خود، به دنبال کسب منفعت و دفع زیان باشند.
هوش مصنوعی: درک و فهم واقعی از چیزی، تنها از طریق لفظ و ظاهر کسانی که منکر هستند، به درستی مشخص نمیشود. برخی افراد فقط با ظاهر و بیان خود به دیدگاههای نادرست میپردازند و این میتواند پیامی نادرست را منتقل کند.
هوش مصنوعی: این عبارت به معنای این است که افرادی که به کفر و نفاق شناخته میشوند، عذاب و مجازات سختی را تجربه خواهند کرد و هیچکس نمیتواند آنها را نجات دهد یا از عذابشان جلوگیری کند.
هوش مصنوعی: اگر زبان چیزی را بگوید، در شدیدترین عذاب فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کسی که به حقیقت یا معرفت واقعی دست یافته باشد، در اعماق وجود خود نیز به اسرار و حقایق درونی خویش آگاه است و میداند که چه عقیده و باوری دارد.
هوش مصنوعی: اما او به خاطر حسد یا تعصب و سرکشی، به زبان خود آن را انکار میکند.
هوش مصنوعی: شاید این بیپروا بودن در کفر، نامش به عذاب دردناک و زهرآور تشبیه شود.
هوش مصنوعی: کسی که به عمق دین آگاه است، بهراستی با زبان و دلش این آگاهی را تأیید میکند.
هوش مصنوعی: اما او درک و بصیرتی نداشت، نه بینایی روشنی داشت و نه باطنی خالص.
هوش مصنوعی: انحراف در اندیشه و درک و تفکر نادرست، انسان را به عواقب سخت و مجازات میکشاند.
هوش مصنوعی: عشق به تقلید از گفتههای نادرست افراد نادان، باعث میشود که انسان در تعصب و جهل نسبت به باورهایش گرفتار شود.
هوش مصنوعی: کافر تو را به کفر و گمراهی میکشاند، در حالت گمراهی به دنبال نجات نباش.
هوش مصنوعی: هر کس که از دعوتمان به دین آگاه باشد و بینش داشته باشد، به یقین ایمانش را تصدیق خواهد کرد.
هوش مصنوعی: مؤمن به زبان و دلش اعتراف کرده است، هم در ظاهر و هم در باطن.
هوش مصنوعی: اما این تجاوز از دستورات و محدودیتها فراتر میرود و گاهی در کار خود به کار میافتد.
هوش مصنوعی: او به خوبی میداند که راه غلطی را انتخاب کرده و به اشتباهات خود اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: تسلط بر تمایلات و خواستههای نفس، زائد و بیفایده است و بر خلاف دستورات پیامبر عمل میکند.
هوش مصنوعی: کفر به معنای بیدینی، نوعی نافرمانی و گناه به شمار میآید و به نقص کامل ایمان اشاره دارد؛ یعنی هنگامی که کسی به این راه میرود، از ویژگیهای لازم ایمان فاصله میگیرد.
هوش مصنوعی: اگرچه گناه و نافرمانی از اصول ایمان به حساب نمیآید و نمیتواند آن را از بین ببرد، اما هنوز هم نباید به آنها روی آورد.
هوش مصنوعی: ولی نقص به این معناست که زیبایی و کمال از بین میرود و این خود دلیلی بر فقدان زیبایی و جذابیت است.
هوش مصنوعی: زمانی میتوان او را کافر نامید که از او بزرگترین گناهان سر بزند.
هوش مصنوعی: هر کس که نافرمانی خدا را بکند، سزاوار ورود به آتش جهنم میشود.
هوش مصنوعی: اگر ذاتاً ایمان را در وجود خود داری، نباید از این شایستگی و لیاقت خود دور شوی.
هوش مصنوعی: اثر به قدری در دل انسان ایمان ایجاد میکند که نمیتواند او را به راحتی از جا بکند و از دایره وجودش خارج کند.
هوش مصنوعی: در هر شرایطی، اگر چیزی به تو سود برساند، میتوانی آن را به عنوان هدف در نظر بگیری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.