سبب اختلاف در ادیان
حسد است و عداوت و طغیان
طلب سروریست هم ز اسباب
که جهانی از این تب است به تاب
جهل، پیوسته در هوای دگر
عصبیّت بود بلای دگر
بی خرد راست رسم و آیینی
کرد مجهول خویش را دینی
سر نهادند قوم حق نشناس
در پی اتّباع رأی و قیاس
سر این قوم زشت ابلیس است
که امام قیاس و تدلیس است
رشکش آمد به دولت آدم
از تکبّر نکرد، گردن خم
بافت درهم قیاسکی چالاک
که من از آتشم، حریف از خاک
گشت این شبهه، مایهٔ شبهات
که مفصل شدهست در تورات
این چنین کرد بعد ازو قابیل
که حسد برگماشت بر هابیل
بعد از آن در قبیله جاری شد
در طباع خسیسه ساری شد
اختلافات اگر چه شد بسیار
لیک اصول خلاف باشد چار
اختلافی که در خدا دارند
انحرافی کز انبیا دارند
سومین اختلافشان به امام
چارمین اختلاف در احکام
جهل در معنی خدا و رسول
شده هنگامه ساز ردّ و قبول
جاهل معنی امامت را
نبود دیدهٔ صواب نما
این که یک فرقه هم به قلب و زبان
در فروعند، مختلف گویان
سبب این است، کز بصیرت کم
متشابه نداند از محکم
غیر معلوم، عامه را دین است
کار اینان به ظن و تخمین است
چشم از آیات راست پوشیدند
به قیاس و دروغ کوشیدند
ناقصان، در عوام کالانعام
گاه مفتی شدند و گاه امام
بس که تهمت به مصطفی بستند
بر خلابق رَهِ هدی بستند
خاصه در عهد آل بوسفیان
که نمودند شرع دین ویران
عصر مروانیان چه می پرسی؟
از فساد زمان چه می پرسی؟
تا جهان را یل خراسانی
پاک کرد از عروج مروانی
خَسِ عباسیّان بلند نمود
آتشی را که بر فلک شد دود
همه اعدای دین مصطفوی
دشمن خاندان مرتضوی
مفتیان و قضات باطن کور
همه شب مست و هر سحر مخمور
تا برآورد از آن گروه، دمار
عاقبت تیغ آبدار تتار
شد جهان شسته از بنی عباس
دامن خاک، پاک از آن ارجاس
کبریای جلال تیغ کشید
همه را تیغ بی دربغ کشید
هر که واقف ز کار ایشان است
در شعار و دثار ایشان است
بُود آگه که در بنی آدم
کس نکرده ست این فساد و ستم
ز آنچه کردند این گروه عنید
شرمساری کشید، روح یزید
این عبارت کلام مأمون است
کافضل این جماعت دون است
هر گَه، از خشم و کین برآشفتی
رو به عبّاسیان همی گفتی
که شمایید نطفه ی مستان
زاده از فرج قحبه گان جهان
پدر ارشد خلیفه، رشید
پردهٔ محرمان خویش درید
هر چه کشتید در کنار من است
دودهٔ خویش، ننگ و عار من است
ناقل این حدیث، بی کم و بیش
سنیّانند از خلیفهٔ خویش
یاد اینان کراهت انگیز است
زنگ آیینه صفاخیز است
شهرتِ کارِ این گروه خبیث
بی نیاز است از بیان و حدیث
مدّعا اینکه روزگار دراز
دَرِ صد فتنه شد به خلق فراز
خلفای زمانه یارانند
دین و ایمان دگر چه سان مانند؟
عرض تقلید، قاف تا قاف است
کیش اسلام ارث اخلاف است
ناقصان زمانه کور و کرند
رهسپاران کوی دل دگرند
تیره بختان بی صفایی چند
روز کوران بی عصایی چند
آن یکی را به یاری توفیق
حَسَن بصری است، پیر طریق
وان دگر، راه اعتزال رود
به قفای رم غزال رود
اشعری طعنه زن به معتزلی ست
کاعتقادش ضلال و تیره دلی ست
دیگری خصم جان، اشاعره را
به از ایشان نهد، اباغره را
یکی از هر دو بر کرانه رود
پی کرامیان روانه شود
وان سفیه دگر ز کون خری
پی سفیان نموده ره سپری
سجده بر راه فرض نوری را؟!
سامری وار، عجل ثوری را
وان دگر را خطاب، خطّابی ست
سرمه دیده گرانخوابی ست
جان نثار معلّل است یکی!؟
توتیای یقین، غبار شکی
دیگری در جهان بود کامش
انتظام کلام نظامش
وان دگر کامل از مریدی شد
دم منصور ما تریدی شد
کرده ابداع دین نو، مالک
پی او گشته زمره ای هالک
مرده شکلی که بوی جیفه دهد
جان به فتوای بوحنیفه دهد
شافعی گشته آشکار و خفی
خصم ناموس سیرت حنفی
حنبلی پیشوای مشتی خر
نه خمش خر، خران دعوی گر
گفته افسار گمرهی را دین
قاف تقلید کرده داغ سرین
درهم افتادگان به مشت و لگد
از خری کرده در حماقت، کد
شده زین زمرهٔ تعصب گر
هر یکی، میخ مقعد دیگر
تو ازین گیر و دار غصّه مخور
سر خر راست، گوش خر در خور
گر نباشد خر الحسب للذات
که زند دم ز انکر الاصوات؟
همگی راکبند و مرکوبند
زیر و بالای یکدگر چوبند
تا به کی از ملوک عباسی
شهره ی عصر خود به نسناسی؟
چونکه ادراک این فضیحت کرد
خلق را منع و زجر و غلظت کرد
که دگر ترک اجتهادکنند
عرصه این است، تا گشاد کنند
هر چه بودند اگر فقیه و سفیه
مجتهد بس بود چهار فقیه
گر کسی خارج از چهار آرند
هر که باشد، به گیر و دار آرند
سنّیان را که بد هزاران کیش
ا سختا ننگ و بلایی آمد پیش
رفت اطناب و اختصار آمد
چاره ناچار تا چهار آمد
بر مرور دهور مذهبها
از میان رفت و چار ماند بجا
کرد گرگ آشتی، چهار به هم
لیک در فکر کارزار به هم
فخر رازیّ و حجهٔ الاسلام
قاضی ماضی مراغه، نظام
حنفی را فضیحتی کردند
مذهبش را به صورتی کردند
که به کافر نکرده اند آن کار
مرحبا دین و حبّذا پیکار
هر که گردد ز جهل، یافه سرای
خواهد آخر شنید، طعن بجای
باشد اسلام اگر تعصب و جهل
کیش حجّاج بهتر است از سهل
گر مسلمانی این بود، صد بار
کیش ملحد به است ازین پیکار
ملحد آسوده فارغ البال است
ای مسلمان، تو را چه احوال است؟
باشد احمق سرشت، مسلم اگر
خر ز خر باز هم، بود بهتر
باشد اخلاق زشت اگر ایمان
یک مسلمان مباد، گو به جهان
شرط اسلام اگر بود این قید
جحی افضل بود بسی ز جنید
این بلایا که نزل جمهور است
از خلاف رسول، مجبور است
ترک نصّ و وصیّتش کردند
عهد او را، پَسِ سر افکندند
اوصیای وِی اند، شمع هدا
رهنمایان سالکان خدا
اُمنای حقایق ایشانند
خلفا بر خلایق ایشانند
اهل ذکرند و اهلبیت صفا
هم اولی الامر و هم ذوی القربا
فرح حال عالمند و فتوح
در نجات از بلا، سفینه ی نوح
حجت حق و ثانیِ ثقلین
اَعرَض النّاسُ عن کلا النّجدین
شرع و قرآن هم، اوصیا دانند
همه را دیگران کجا دانند؟
هر که نشناخت خضر، گمراه است
سالک راه نیست، در چاه است
انحراف از سبیل حق و صواب
در نیاید به حدّ و حصر و حساب
روش خطّ مستقیم یکی ست
انحرافات را، حسابی نیست
منحرف در سلوک، بسیار است
بر خط مستقیم، دشوار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: اختلافات دینی به دلایل مختلفی از جمله حسد، عداوت، طغیان و طلب برتری انسانها بر یکدیگر شکل گرفته است. نادانی و عدم درک صحیح معانی دین نیز باعث بروز نزاعها و اختلافات شده است. در این بین، افراد جاهل به جای پیروی از حقیقت، به تحریف و قیاسهای نادرست روی میآورند. اختلافات در عقاید، مقامات و احکام مذهبی به ظاهر زیاد به نظر میرسد، اما ریشههای آنها به گمراهی از مفاهیم اصلی و انحراف از teachings انبیا برمیگردد.
علاوه بر این، در طول تاریخ، گروههای مختلف دینی به دلایل گوناگون مثل تعصب و نادانی، به یکدیگر حمله کردند و باطل را در چهره حق جلوهگر کردند. اسلام اگر چه اصولی روشن دارد، اما در سایه تعصب و جهل به انحراف کشیده شده است. در نهایت، این شاعری به ضرورت پیروی از اهل بیت و وصایای پیامبر اشاره میکند و بر اهمیت شناخت صحیح حقیقت تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اختلاف نظر و دیدگاهها در بین ادیان ناشی از حسادت، دشمنی و تجاوز به حقوق دیگران است.
هوش مصنوعی: در جستجوی خوشبختی و مقام است، چرا که انسانها از این دنیا پر از درد و رنج، به شوق و شادابی نیاز دارند.
هوش مصنوعی: جهل همیشه در پی آن است که به نوعی دیگر موجب پریشانی و دردسر شود.
هوش مصنوعی: بیخبر از حقیقت، به طور نادرست راه و رسم و مذهبی برای خود ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: جمعی از مردم که به حقیقت و حقایق توجهی ندارند، به دنبال پیروی از نظرات و استدلالهای خود هستند.
هوش مصنوعی: این گروه از انسانها به گونهای هستند که سرشت و طبیعتشان ناخوشایند و شیطانی است و به دروغ و فریب متوسل میشوند تا نظر دیگران را به خود جلب کنند.
هوش مصنوعی: آدم به خاطر برتری که داشت، دچار خفل و تکبر نشد و گردن خود را پایین آورد.
هوش مصنوعی: من مانند آتشی پرحرارت و تند هستم، در حالی که حریف من از خاک و مواد سرد و بیتحرک ساخته شده است.
هوش مصنوعی: این موضوع به منبعی از شک و تردیدها تبدیل شده که در کتاب مقدس تورات به طور مفصل به آن پرداخته شده است.
هوش مصنوعی: پس از آن، قابیل به خاطر حسادتش، به هابیل بدی کرد و برای او نقشهای کشید.
هوش مصنوعی: پس از آن در قبایل، روحیههایی از خودخواهی و نقصهای اخلاقی نمود پیدا کرد و در بین مردم رواج یافت.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در مسائل مختلف نظرات و اختلافات زیادی وجود دارد، اما در اصل و بنیاد این اختلافات، یک حقیقت وجود دارد که همواره ثابت است.
هوش مصنوعی: اختلافی که در مورد خداوند وجود دارد، ناشی از انحرافی است که در آموزههای پیامبران دیده میشود.
هوش مصنوعی: سومین مسئلهای که بین آنها وجود دارد به نظر امام سوم مربوط میشود و چهارمین اختلاف هم به قوانین و احکام تعلق دارد.
هوش مصنوعی: ناآگاهی درباره خدا و پیامبر باعث بروز جنجالها در تأیید و ردّ عقاید شده است.
هوش مصنوعی: نادان نمیتواند مفهوم رهبری و امامت را به درستی درک کند.
هوش مصنوعی: اینکه یک گروه در مسائل جزئی هم با زبان و هم با دل به اختلاف نظر میپردازند.
هوش مصنوعی: علت این است که کسانی که در درک و آگاهی کمبود دارند، نمیتوانند بین امور روشن و مسائلی که ابهام دارند تفاوت قائل شوند.
هوش مصنوعی: مردم به طور کلی در این مسائل دینی نظر و قضاوت خود را بر اساس گمان و جوّ حاکم شکل میدهند و درک دقیقی از واقعیت ندارند.
هوش مصنوعی: چشمها به نشانههای راست و واقعی ننگریدند و تلاش کردند با قیاس و دروغ حقیقت را بپوشانند.
هوش مصنوعی: برخی از افرادی که در امور دینی و اجتماعی شناخت کافی ندارند، گاهی به مقامهای بالایی مثل مفتی و امام دست مییابند و در کنار مردم عادی قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: به دلیل تهمتهایی که به پیامبر اسلام نسبت دادند، راه هدایت برای خلق بسته شد.
هوش مصنوعی: به ویژه در زمان حکومت آل بوسفیان، که قوانین و اصول دین به شدت آسیب دیده و نادیده گرفته شدند.
هوش مصنوعی: در عصر مروانیان، اوضاع بسیار خراب و فاسد بود. از شرایط ناگوار و فساد در این دوران، سوالی نکن، چرا که تمامی جوانب زندگی تحت تاثیر این فساد قرار داشت.
هوش مصنوعی: تا زمانی که یل خراسانی دنیا را از ورود مروانی پاک کند.
هوش مصنوعی: آتش بزرگی که در زمان عباسیان به پا شد، چنان شعلهور بود که دودی به آسمان بلند کرد.
هوش مصنوعی: تمام دشمنان دین پیامبر، با خاندان علی(ع) دشمنی دارند.
هوش مصنوعی: فقها و قضات که به عمق مسائل توجه ندارند، همه شب در حال سرخوشی هستند و هر صبح همچنان تحت تاثیر و مستی قرار دارند.
هوش مصنوعی: تا اینکه آن گروه از خودشان شروع به ایجاد مشکلات کردند و در نهایت، تیغ تند و برندهٔ تتار، عاقبت دردناک و خرابکنندهای برایشان به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: جهان از خانواده عباسیان پاک و تمیز شد و خاک نیز به خاطر آن آلودگیها رها شد.
هوش مصنوعی: عظمت و جلال خداوند ظاهر شد و همه را با قدرت و شکوهی غیرقابل تصور تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از فعالیتها و رفتار این افراد آگاه باشد، در الگو و نشانههای آنها قرار دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی آگاه باشد، در میان انسانها چنین فساد و ظلمی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: روح یزید از کارهای زشت و ناپسند این گروه بدذات احساس شرم و عذاب میکند.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که از نظر مأمون، فضیلت و شرافت این گروه از افراد کم و ناچیز است.
هوش مصنوعی: هر زمان که خشم و کینه در دل داشتی، به سوی عباسیان میرفتی و سخنانی میگفتی.
هوش مصنوعی: شما همانند نطفههای مستان هستید که از رحم زنان فاسد دنیا آمدهاند.
هوش مصنوعی: پدر بزرگتر خلیفه، پردههای رازهای خود را کنار زد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که شما در زندگی به دست آوردهاید و هر کاری که انجام دادهاید، در کنار من به چشم میآید و باعث شرم و ننگ من است.
هوش مصنوعی: راوی این روایت، بدون هیچ کم و کاستی، همانند اهل سنت از خلیفهی خود است.
هوش مصنوعی: یاد افرادی که به آنها تمایل نداریم، برای ما ناخوشایند است، اما در عوض، یاد آنهایی که پاک و زلال هستند، مثل آینهای صاف و شفاف ما را به خود جذب میکند.
هوش مصنوعی: شهرت و معروفیت این گروه بدخواه به قدری است که نیاز به توضیح و بیان ندارد.
هوش مصنوعی: ادعا این است که طولانی بودن زمان باعث بروز مشکلات و فتنههای زیادی برای مردم شده است.
هوش مصنوعی: زمانه یاران دین و ایمان هستند و باید ببینیم که چه طور میتوان آنها را به هم شبیه کرد.
هوش مصنوعی: تقلید در دین مانند یک خط مستقیم است که از ابتدا تا انتها ادامه دارد و پیروی از دین اسلام بر اساس سنتهای پیشینیان است.
هوش مصنوعی: آدمهای ناتوان در این دنیا نابینا و ناشنوا هستند، اما کسانی که در مسیر عشق حرکت میکنند، متفاوت و دگرگوناند.
هوش مصنوعی: بینصیبها چه مدت بیقرارند و مانند افرادی که عصا ندارند، در تاریکیها سرگردانند.
هوش مصنوعی: یکی از آنها به دلیل موفقیت و راهنمایی حسن بصری، عالم و راهنمای واقعی است.
هوش مصنوعی: و دیگری، راه دوری را به سمت عقب میگذارد و مانند آهو میدود.
هوش مصنوعی: اشعری به معتزلی انتقاد میکند و میگوید که اعتقادات او نادرست و ناشی از دل و عقل تاریکش است.
هوش مصنوعی: کسی که دشمن جان است، بهتر است که به جای آنها، به فرقه اشاعره بپردازد.
هوش مصنوعی: یکی از دو نفر در کنار رود به سوی کرام، در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: آن فرد احمق دیگر از این دنیا مثل الاغ در پی سوار شدن بر اسب، راهی را برمیگزیند.
هوش مصنوعی: آیا باید در برابر نوری که به حق است، مانند سامری که به گوساله پرستی دامن میزد، سر فرود آورد؟
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که هر کس در زندگی خود نغمهای دارد و به نوعی با دیگران ارتباط برقرار میکند. اما برای بعضی افراد، سخن گفتن به گونهای بینقص و سنگین است و نیازمند توجه و دقت بیشتری است، همانند کسی که خوابش سنگین است و بیدار نمیشود.
هوش مصنوعی: جان، به خاطر یک فرد معطل شده است، همانند یک شیشهی زنگزده که حاوی شک و تردید است.
هوش مصنوعی: دیگری در دنیا وجود دارد که زندگیاش بر اساس نظم و ترتیب کلمات است.
هوش مصنوعی: این شاعر اشاره دارد که یکی از مریدان به کمال رسیده و از حالت دسیسه و فریب خلاص شده است. در واقع او به حقیقت و معرفت نائل آمده، مشابه دم منصوری که به معنای روشنگری و رهایی است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی دینی جدید آورده و گروهی از مردم به دنبال او و تحت رهبریاش قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: شخصی که بویی ناخوشایند دارد و به طرز زشتی به نظر میرسد، با نظر شخصی به نام بوحنیفه زنده میشود.
هوش مصنوعی: شافعی به صورت آشکار و نهانی رقیب ناموس و ویژگیهای سیرت حنفی شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به یک رهبر ناآگاه اشاره شده که به دلیل ناتوانی خود، هیچ لیاقتی ندارد و تنها افرادی بیفایده به او احترام میگذارند. در واقع، با وجود عدم شایستگی، او به خودی خود نمیتواند در جایی قرار گیرد و فقط به واسطهی وجود دیگران به جایگاهی رسیده است.
هوش مصنوعی: افسار گمراهی، مانند دینی است که فقط از روی تقلید و پیروی کورکورانه، نشانهای از درد و رنج را بر دل میگذارد.
هوش مصنوعی: افرادی که از هم پاشیده و درهم ریختهاند، به سبب نادانی و حماقت خود، به دیگران آسیب میزنند و مانند درشتی و خشونت برخورد میکنند.
هوش مصنوعی: هر یک از افراد این گروه تعصبی، به نوعی مزاحم و مشکلساز برای دیگری شده است.
هوش مصنوعی: نگران مشکلات نباش، بر تخت زندگی با آرامش بنشین و به آنچه مهم است توجه کن.
هوش مصنوعی: اگر شخصی از نظر خانواده و نَسَب خوب نباشد، چه فایدهای دارد که بخواهد دربارهی چیزی صحبت کند که بر حقایق تلخ زندگیاش تأثیری ندارد؟
هوش مصنوعی: همه سوار بر اسبند و بر روی همدیگر ضربه میزنند.
هوش مصنوعی: چقدر دیر است که ما از پادشاهان عباسی در این زمان یاد کنیم و آنها را مشهور بدانیم؟
هوش مصنوعی: وقتی مردم این ناپسندی را درک کردند، مجبور شدند که نهی و تنبیه کنند و سختگیری کنند.
هوش مصنوعی: باید از تلاش در اصول و قواعد دست برداشت و به این فضایی که موجود است، وارد شد تا از آن فرصت بهرهبرداری کرد.
هوش مصنوعی: اگرچه در میان افراد ممکن است شخصیتهای مختلفی وجود داشته باشد، اما در اینجا تنها وجود چهار فقیه با درک عمیق و مجتهد کافی است.
هوش مصنوعی: اگر کسی را به طور غیرموجه از گروه چهار نفره خارج کنند، هر کس که باشد، به مشکلات و چالشها دچار خواهد شد.
هوش مصنوعی: افراد پیر و فرتوت با هزاران روش و باور، در برابر ننگ و مصیبتهایی قرار گرفتهاند که بر سرشان آمده است.
هوش مصنوعی: در این بیت به این نکته اشاره شده است که با گذشت زمان، دیگر نیازی به توضیحات طولانی نیست و باید به اصل موضوع پرداخت. وقتی به مرحلهای میرسیم که ناگزیر از بیان مفاهیم بهصورت مختصر و مفید هستیم، باید به همین روش عمل کنیم. به عبارتی، گاهی اوقات سادهگویی و اختصار بهترین راه برای ارتباط مؤثر است.
هوش مصنوعی: در گذر زمان، مذهبهای مختلف از بین رفتهاند و تنها چهار مذهب همچنان باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: اگرچه گرگها با هم دوستان شدهاند و به آرامی در کنار هم هستند، اما هر یک هنوز در دلشان به فکر جنگ و نبردند.
هوش مصنوعی: فخر رازی و قاضی ماضی از شخصیتهای مشهور و برجسته علمی و دینی هستند که در شهر مراغه زندگی میکردند و نظام علمی آن زمان را تحت تاثیر قرار دادند.
هوش مصنوعی: عمل زشت و ناپسندی نسبت به حنفی انجام دادند و به نحوی به مذهب او آسیب زدند.
هوش مصنوعی: کسانی که به کافر کارهای خوب نکردهاند، نشاندهندهی اهمیت دین و جنگ در راه آن هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از نادانی خارج شود و آگاهی پیدا کند، در نهایت به موفقیت و منزلت خواهد رسید و سخنانی در خور شنیدن خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر در اسلام تعصب و نادانی وجود داشته باشد، بهتر است که راه و روش حجاج را دنبال کنیم، حتی اگر سادهلوحانه به نظر برسد.
هوش مصنوعی: اگر مسلمان بودن به این شکل است، صد بار بهتر است که به کفر و بیدینی روی آوریم تا در این جنگ و جدل باقی بمانیم.
هوش مصنوعی: بیخود و بیفکر زندگی کردن برای کافر خیلی راحت و بیدغدغه است. اما تو، ای مسلمان، در چه وضعیتی هستی؟
هوش مصنوعی: اگر کسی ذاتاً احمق باشد، بهتر است که به همان حالت سادهاش بماند، حتی اگر در مقام والاتری قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر اخلاق ناپسند وجود داشته باشد ولی ایمان یک مسلمان حفظ شود، به دنیا هیچ اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: اگر شرط اسلام این باشد، قید و بند جحی (احادیث و نظرات او) به مراتب از جنید بهتر و ارزشمندتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: این مشکلاتی که برای مردم به وجود آمده، به خاطر عدم پیروی از دستورات پیامبر است و این وضعیت اجتنابناپذیر است.
هوش مصنوعی: آنها به وصیت و عهدش توجه نکردند و پشت به او کردند.
هوش مصنوعی: اینان پیروان او هستند، همچون شمعی که راهنمای سالکان به سوی خداوند میباشد.
هوش مصنوعی: افراد مورد اعتماد در حقیقت، نمایندگان خداوند هستند و جانشینان او در میان مردم به شمار میآیند.
هوش مصنوعی: اینان یادآور خدا و اهل بیت در کمال صفا هستند، هم در رهبری و هم در نزدیکی و محبت.
هوش مصنوعی: خوشحالی و شادی در دنیا وجود دارد و پیروزی در رهایی از مشکلات، مانند کشتی نوح که انسانها را نجات داد.
هوش مصنوعی: حجت خدا و دومین سرمایههای بزرگ معنوی، مردم از هر دو مسیر راهی که به سوی حقیقت میکشاند، روی گردانیدند.
هوش مصنوعی: قوانین و تعالیم دین و قرآن، به اوصیای الهی احترام میگذارند، اما دیگران چگونه میتوانند از این موضوع آگاه باشند و ارزش آن را درک کنند؟
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند خضر را بشناسد، در مسیر خود دچار گمراهی است و به جای این که در راه صحیح قدم بردارد، در مشکلاتی گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: انحراف از راه درست و حقیقت هیچ گونه محدودیت و اندازهای ندارد و نمیتوان آن را به آسانی حساب کرد.
هوش مصنوعی: روش حرکت در زندگی مانند یک خط مستقیم است و انحرافات و بیراههها اهمیتی ندارند.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی و راهیابی به اهداف، افراد زیادی ممکن است از مسیر اصلی منحرف شوند، ولی برای حرکت در مسیر درست و مستقیم، چالشها و سختیهای زیادی وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.