|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی کلمات و قدرت اثرگذاری آنها اشاره میکند. او میگوید که سخنانش همواره در دلها باقی میماند و هیچگاه محو نمیشود. همچنین، به نورانی بودن حرفهایش و تاثیر آن بر دیگران اشاره میکند. شاعر از زیباییهای عالم و گلستان ارم صحبت میکند و آنها را به طاووس و رنگ و زیباییهای کلامش نسبت میدهد. در نهایت، او بیان میکند که هر کلمهاش عمق و معنا دارد و میتواند به شکلهای مختلف جلوهگر شود.
هوش مصنوعی: سخنان من مانند سکهای با ارزشی جاویدان است که هرگز از دلها پاک نخواهد شد و همیشه در خاطرها باقی میماند.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر از وجود نوری مشخص صحبت میکند که برای اهل فهم و دانش واضح و روشن است. او تأکید میکند که هر مردمکی (چشم) مانند نقطهای از خورشید است و به نوعی به خود را به عنوان کسی که در خدمت این نور است، معرفی میکند. در واقع، شاعر خود را متعلق به این نور و حقیقت بزرگ میداند.
هوش مصنوعی: امروز، زیباییهای گلستان ارم را ببین که در ذهن خلاق و هنرمندانه من شکوهمند و دلرباست.
هوش مصنوعی: هر کلمه غمگین، به خانهای پر از معانی زیبا و متعدد تبدیل میشود، مانند اینکه لیلی در مجالس و میخانهها جلوهگری کند و زیباییهایش را به نمایش بگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
المنّة لِلّه که برآمد همه کامم
وان آهوی پدرام درافتاد به دامم
ای بخت! بیا بر من و بر خویش نظر کن
تا خود تو کدامی و من امروز کدامم؟
اقبال قرینم شد و محبوب رفیقم
[...]
امروز که خاکِ درِ دیر است مقامم
گر باده به یادت نخورم، باد حرامم
در گوش قدح نام تو میگفت صراحی
زان روز هوادار می و همدم جامم
تا دانهٔ خالت نبود مرغ دلم را
[...]
تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم
زنهار که پرهیز کن از طرز کلامم
تا بر سر من سایه مرغی نگذارد
خورشید، نظر دوخته بر گوشه بامم
تاری ز سر زلف توام بیش ندادند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.