گنجور

 
حزین لاهیجی

زد نقش سخن سکهٔ جاوید به نامم

از صفحهٔ دلها نشود محو، کلامم

نوری ست عیان، در نظر حرف شناسان

هر مردمک نقطه ی خورشید، غلامم

نظاره کن امروز، گلستان ارم را

در جلوه گه خامهٔ طاووس خرامم

هر لفظ حزین خانهٔ صد شاهد معنی ست

لیلی کده ها جلوه دهد طرف خیامم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جلال عضد

المنّة لِلّه که برآمد همه کامم

وان آهوی پدرام درافتاد به دامم

ای بخت! بیا بر من و بر خویش نظر کن

تا خود تو کدامی و من امروز کدامم؟

اقبال قرینم شد و محبوب رفیقم

[...]

ناصر بخارایی

امروز که خاکِ درِ دیر است مقامم

گر باده به یادت نخورم، باد حرامم

در گوش قدح نام تو می‌گفت صراحی

زان روز هوادار می و همدم جامم

تا دانهٔ خالت نبود مرغ دلم را

[...]

قدسی مشهدی

تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم

زنهار که پرهیز کن از طرز کلامم

تا بر سر من سایه مرغی نگذارد

خورشید، نظر دوخته بر گوشه بامم

تاری ز سر زلف توام بیش ندادند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه