گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

درکرم ساغر اگر هست زمینا در پیش

ابر ازبخشش دریاست ز دریا درپیش

ماپریشان سفران قافله سیلابیم

چه خیال است که افتد خبر ازما درپیش؟

روز محشر نکشد خط زخجالت به زمین

[...]

جویای تبریزی

با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش

غم پس سر شد و بگرفت قدح جا در پیش

راه سر منزل وارستگی از حد دور است

توسن سعی زبون دشت تمنا در پیش

کشتهٔ ناز تو بر عمر خضر ناز کند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه