دگر خونابه دل، دیده را آلودنی دارد
می پرزور، اشک لاله گون پیمودنی دارد
به خوابم دولت بیدار می آید، از آن روزی
که چشمم در نظر بر آستانش سودنی دارد
چه شد چون شمع محفل گر تنم فرسودنی دارد
تف عشق بتان در سینه ام افزودنی دارد
به دل تا چند از خوناب حسرت، جرعه پیمایی؟
سرت گردم، شراب وصل هم پیمودنی دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک خود میپردازد. او از آلودگی دل خود به دگر خونابه سخن میگوید و به قدرت اشکهایش که مانند شمع به سوختن میافتند، اشاره میکند. او در رویای خود به دولتی بیدار میرسد که تنها با دیدن محبوبش به دست میآید. همچنین، او احساس میکند که عشق به معشوقانش در قلبش میافزاید و از حسرتهایش مینالد. در نهایت، او آرزوی نوشیدن شراب وصال را دارد که آرامش و شادی به او ببخشد.
هوش مصنوعی: دستهای دل، چشمان را پر از اشک کردهاند و این اشک مثل گل لاله زیباست و باید مسیر خاصی را طی کند.
هوش مصنوعی: در خوابم، نشاط و خوشبختی به سراغم میآید، از زمانی که چشمانم به دیدن و درک زیباییاش عادت کرده است.
هوش مصنوعی: چه شد که چون شمع در جمع میسوزم، اگرچه بدنم در حال پژمرده شدن است، عشق به معشوقان در دل من هر روز بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: چرا هنوز از درد حسرت در دل خود بنوشی؟ من آمادهام تا برای تو، نوشیدنی عشق بیاورم که با آن میتوانی به وصال برسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.