مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری
رگ جان بی توام، پیوند زنّار است پنداری
ز مضراب غم نامهربان شوخی، فغان سازم
به شیون هر سر مویم، رگ تار است پنداری
کمند جذبهٔ هر ذرّه ام تسخیر می سازد
جهان یک سر، تجلّی گاه دیدار است پنداری
مرا نور نظر تا دامن مژگان نمی آید
نگاه عجزم از حسرت گرانبار است پنداری
حزین ، آماده کن بهر نثار مقدمش، جان را
دل از خود رفت، آمد آمدِ یار است پنداری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی بیان شده است. شاعر احساس میکند که دوری از معشوق زندگیاش را بیمعنا کرده و هر جنبهای از وجودش تحت تاثیر این جدایی قرار گرفته است. او به تنهایی و غم و رنجش اشاره میکند و به جاذبه و زیبایی معشوقش اشاره دارد. در نهایت، شاعری از دل زخمخوردهاش سخن میگوید و برای آمدن یار، جانش را آماده میکند. در کل، این اشعار احساسی عمیق از عشق و فراق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دور از تو، زندگی برایم مانند گلی است که در کنار خارها قرار دارد. احساس میکنم که بدون تو، زندگیام بیمعنا و بیارزش شده است.
هوش مصنوعی: از نواختن غم بزرگی که به من بیمحبت شده، در دل خود فریاد میزنم. هر تار موی من گویی رگی است که درد را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: هر ذرهای از وجودم به گونهای خاص جاذبه دارد که میتواند تمام جهان را تسخیر کند و در واقع، جایی برای دیدار و تجلی عشق به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: من تنها وقتی میتوانم به تو نگاه کنم که نور چشمانت به دامن مژگانت برسد. در غیر این صورت، احساس ناتوانی من از حسرت سنگین است.
هوش مصنوعی: حزین، آماده باش تا جان را برای استقبال او تقدیم کنی، زیرا دل از خود رفته و انگار که یار در حال آمدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نفس در سینهام چون ناله تار است پنداری
بساط عشرتم گرم از دل زار است پنداری
برافکن پرده از رخسار و بنما ماه تابان را
که بی روی تو روزم چون شب تار است پنداری
گرفتم چون سر زلف تو از کف رفت ایمانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.