|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از تأثیر عمیق عشق و غم بر روح و جان خود سخن میگوید. او بیان میکند که با چشیدن شربت عشق، غم را تجربه کرده و درد و مشکلاتی را که از این عشق به او رسیده، احساس کرده است. به نظر او، صحبت کردن درباره این غمها دشوار است و بهتر است که از آنچه که دیده و احساس کرده، سخنی به میان نیاورد.
هوش مصنوعی: وقتی طعم عشق را از درد تو چشیدم، هر بدی که به ذهنم آمد، از غمت به سراغم آمد.
هوش مصنوعی: میخواهم داستانی بگویم، اما از غم تو به حدی رسیدم که بهتر است چیزی نگویم؛ چون آنچه از غم تو دیدهام، تحملش برایم سخت است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا شربت عاشقی چشیدم زغمت
هر بد که گمان بری کشیدم زغمت
قصه چکنم، بجان رسیدم زغمت
آن به که نگویم، آنچه دیدم زغمت
بس بار بلا به جان کشیدم ز غمت
ای راحت جان به جان رسیدم ز غمت
در کام دلم طعم اجل شیرین کرد
این تلخی ها که من کشیدم ز غمت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.