گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

تا غایب شد بت از کنار شمنش

می خون گردد بتن ز غایت شدنش

گر مژده دهد کسی ز باز آمدنش

پر در بکنم کنار همچون دهنش

جهان ملک خاتون

گل کیست به نزد عارض چون سمنش

گر لاف زند برون کنم از چمنش

گر پیش لبش غنچه دهن بگشاید

چون باد بیایم و بدرّم دهنش

قدسی مشهدی

آن را که بود رگی ز غیرت به تنش

باید نبود به جز توکل سخنش

آن کس که زند حرف گدایی، بادا

چون نان گدا خشک، زبان در دهنش

صفی علیشاه

در خانه و شهر و خلوت و انجمنش

می‌جویم و نیست در میان جز سخنش

هر جا سخنی است می‌دهم دل که مگر

پی از سخنی برم بسر دهنش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه