گنجور

 
سید حسن غزنوی

دل و جانم یمین دین دارد

که به پاکیش در یمین دارد

کین و مهرش که آن مباد این باد

مزه زهر و انگبین دارد

علم او حجت فلک داند

حلم او قوت زمین دارد

هست خورشید در گریبانش

زانکه دریا در آستین دارد

به خدا ارچه طالع سعدش

حلقه آسیا نگین دارد

تاج دولت رشید مسعود آنک

چون سعادت بسی قرین دارد

زان بدل همچو دیده نزدیک است

که دل نیک دور بین دارد

حسن از ذکر و شکر هر دو بزرگ

آفرینش بر آفرین دارد

تا بر ایشان چو زر نثار کنند

طبع پر لؤلؤ ثمین دارد

یارب او را بدین غرض برسان

کز جهان آرزو همین دارد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کمال‌الدین اسماعیل

دلبرم رسم خود چنین دارد

که دل دوستان غمین دارد

از پی یک حدیث دامن گیر

صد جواب اندر آستین دارد

حلقة زلف او ز بلعجبی

[...]

اوحدی

دل آنکس که درد دین دارد

داغ انصاف بر جبین دارد

قاسم انوار

قاسمی یار آنکه دین دارد

هرکه دین داشت محض این دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه