به من بوبکر حیدر تازه تازه
همی دروی گل خندان فرستد
گهی زهر مرا تریاق سازد
گهی درد مرا درمان فرستد
گه از شاخ وفا نوباوه بخشد
گه از باغ هنر ریحان فرستد
نسیم پر تحیت کان خداوند
ز طبع خوشتر ازنیسان فرستد
بهدیه چشم نزد دل رساند
چو تحفه دل به سوی جان فرستد
ندانستم من این یارب که دانست
که ایزد بهر عیسی خوان فرستد
تحیت تا بود نور علی نور
بدست سید اقران فرستد
عدیم المثل ساعد آنکه کلکش
به تیر آسمان فرمان فرستد
بلی خورشید چون گل را دهد نور
ضیاء مهتر تابان فرستد
حسن این بیتها نزدیک آن صدر
همی از خویشتن پنهان فرستد
تنم جسمم قلم را شرم دارد
که سوی چشمه حیوان فرستد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، بوبکر حیدر از معانی عمیق و زیبای عشق و محبت سخن میگوید. او به نوعی از تحفاتی اشاره میکند که از سوی خدایی به او میرسد، همچون سلامی از نسیم، درمانی از درد و گلهای خندان. شاعری به این زیبایی احساسات انسانی و علاقه به معلمی بزرگ را ستایش میکند و به تاثیری که عشق و هنر بر جان انسان دارد، اشاره میکند. در نهایت، او به زیباییهای کلام و ارتباطی که با معشوق دارد، اذعان میکند و از خود میپرسد که آیا حقیقتاً این احساسات را کسی درک میکند یا نه.
هوش مصنوعی: بوبکر حیدر به من گلهای تازه و شاداب میفرستد.
هوش مصنوعی: گاهی مسمومیت و دردهای من را بهبود میبخشد و گاهی دیگر باعث میشود به شدت رنج ببرم.
هوش مصنوعی: گاهی وفا همچون جوانهای زیبا به انسان هدیه میشود و گاهی هم هنر مانند گلی خوشبو به او میرسد.
هوش مصنوعی: نسیم خوشی که از جانب خداوند میوزد، دلانگیزتر از تمام نعمتها و زیباییهای جهان است.
هوش مصنوعی: چشم به دل پیام محبت میرساند، همانطور که دل هدیهای به جان منتقل میکند.
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که خداوند برای عیسی سفرهای از نعمتها میفرستد.
هوش مصنوعی: تا وقتی سلام و درود وجود دارد، نور بر نور از سید بزرگوار به دیگران ارسال میشود.
هوش مصنوعی: یک فرد نادان و کمتوان نمیتواند مانند دیگران عمل کند، حتی اگر بخواهد، زیرا تواناییهای او محدود است و نمیتواند با قدرتهای بزرگتر ارتباط برقرار کند.
هوش مصنوعی: بله، خورشید مانند گلی است که نورش را میتاباند و درخشندگیاش را به همه جا میفرستد.
هوش مصنوعی: زیبایی این اشعار نزد آن صدر، به گونهای است که به طور پنهانی از درون خود میفرستد.
هوش مصنوعی: بدن من از فرستادن قلم به سوی چشمه حیات شرم دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به من سید حسن زین زمانه
ز دل تحفه غذای جان فرستد
بدان نظم بدیع و نثر رائق
تو گوئی معجزه قرآن فرستد
هزاران گنج گوهر بیش دارد
[...]
به این درد و به آن درمان فرستد
به هر کس هر چه شاید آن فرستد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.