ای کرده همه بدی به جایم
دریاب که شد ز جای پایم
نزد تو کجا برآید ای جان
گر من به طفیل تو برایم
انگشت نمای خلق گشتم
وز خود جلدی همی نمایم
مفزای تو در جفا که من خود
درکاهش خویش میفزایم
دل در کله تو گرچه پست است
روزی کلمات برگشایم
من نور سلاله رسولم
من بنده سایه خدایم
بهرامشه آنکه زیبد او را
گر گوید ز مه منم بجایم
جوزا کمر و زحل محلم
مه رایت و آفتاب رایم
حکمی است که تا جهان بپاید
از بهر جهانیان بپایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان مشکلات و بدیهایی که در زندگیاش تجربه کرده، میپردازد و از معشوقش طلب یاری میکند. او احساس ناتوانی و فقر به خود را ابراز میکند و به خودی خود را در نزد مردم خوار میبیند. با وجود این، او به جایگاه والای خود به عنوان بندهای از خدای متعال و بازتابی از نور نبوت اشاره میکند. در نهایت، شاعر به حکمت و سرنوشت انسانها در دنیا اشاره کرده و میگوید که تا زمانی که جهان برپا است، برای جهانیان خواهد ایستاد.
هوش مصنوعی: ای کسی که بدیها را در حق من انجام دادهای، مرا درک کن و بفهم که هر آنچه انجام دادهای، تأثیرش بر من بسیار عمیق بوده است.
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر من به خاطر تو زندگی کنم، کجا میتوانم به تو نزدیک شوم؟
هوش مصنوعی: من به طعنه و تمسخر دیگران تبدیل شدم و از خودم هم دوری میکنم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تو به من آسیب نرسان، زیرا من خودشان در حال کاهش و آسیب رساندن به خودم هستم.
هوش مصنوعی: اگرچه دل من در چشم تو کوچک و ناچیز به نظر میرسد، اما روزی خواهد رسید که کلماتم حقیقتی را برایت روشن کنند.
هوش مصنوعی: من نوری از نسل پیامبر هستم و بندهای از سایه خداوند.
هوش مصنوعی: اگر کسی، چون بهرام، سزاوار خود باشد و بگوید که من از ماه (عشق یا زیبایی) هستم، در واقع به او احترام و ارزش داده میشود.
هوش مصنوعی: در آسمان، ستارههای جوزا و زحل به عنوان محل من شناخته میشوند، و ماه و خورشید به من نمایان میشوند.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که تصمیم یا قانونی وجود دارد که تا زمانی که دنیا برقرار است، به خاطر مردم دنیا برای حفظ و نگهداری آن تلاش میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ور صابریی بدو نمایم
بر ناید ازو وزو برآیم
در حجلهٔ قدس بخش جایم
تا با تو به جانب تو آیم
راسخ قدمان باغ دایم
در طاعتش ایستاده قایم
جمعیّت دل، خراب، دائم
در دفتر صونک یا جرایم
از بیت قوام گشته قائم
بر لوح فلک تو را قوائم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.