آخر دلم به آرزوی خویشتن رسید
و آنچه از خدای خواسته بودم به من رسید
آن مه که کرد طوفی سوی شرف شتافت
وآن گل که رفت سالی چمن رسید
دل رفته بود و جان شده منت خدای را
کان دل به سینه آمد و آن جان به تن رسید
خوش خوش گشاده بلبل مژده چو گل دهن
کان طوطی شکر لب شیرین سخن رسید
شاهی که از نهاد کمند زره درش
با تیغ آفتاب شکن در شکن رسید
نقاش صنع چهره خوبش همی کشید
بیکار شد چو کار به شکل دهن رسید
در بوستان حسنش بنگر که چون بوقت
نوباوه شکوفه ز برگ سمن رسید
گفتم ز لعلدان لبش باده چنم
چون برسمن بنفشه توبه شکن رسید
برشادی رسیدن شاهی که بر دلش
از جان ندای اذهب عنی الحزن رسید
بهرامشاه شاه که در ملک دولتش
آنها کزو به بنده مخلص حسن رسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر شادی و رضایت شاعر از رسیدن به آرزوها و خواستههایش است. شاعر از نیروی الهی و زیباییهای طبیعت سخن میگوید و به وجود عشق و زیبایی در زندگیاش اشاره میکند. او از طوطی و بلبل به عنوان نمادهای عشق و شادی یاد کرده و به توصیف شاهی میپردازد که باعث خوشحالی او شدهاست. این شاه با قدرت و جمالش دلتنگیها را از دل برمیداند و شاعر احساسی از شادابی و امید را در ارتباط با این اندیشهها به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در نهایت، به آنچه همیشه در دل داشتم و آرزویش را میکردم، رسیدم و آنچه از خدا خواسته بودم، به من عطا شد.
هوش مصنوعی: آن ماهی که به سمت عظمت حرکت کرد و آن گلی که از باغ خارج شد، به زودی به زمان زودی به چمن برگشت.
هوش مصنوعی: دل از دست رفته بود و جان به خداوند پناه برده بود. حالا دل به سینه بازگشته و جان به بدن بازگشته است.
هوش مصنوعی: بلبل با خوشحالی و شادی خبر میدهد که گل، دهانش را باز کرده و طوطی، که لبهایش شکرین است و سخنانش شیرین است، به جمع ما آمده است.
هوش مصنوعی: پادشاهی که از تولد خود به مبارزات و پیروزیهای عظیم مشغول است و درخشش او مانند تیغی است که در زیر نور خورشید میدرخشد.
هوش مصنوعی: نقاش در حال طراحی چهره زیبای معشوق بود، اما وقتی به مرحله کشیدن دهان رسید، از کارش باز ایستاد.
هوش مصنوعی: در باغ زیباییاش نگاه کن که چگونه مانند شکوفهای از برگ سمن، در زمان جوانی و تازگی، سر بر میآورد.
هوش مصنوعی: گفتم از لبانش شراب میچشم وقتی که به سمت بنفشههایی میروم که عطرشان شکستهام.
هوش مصنوعی: به خوشحالی و شادی رسیدن پادشاهی که در دلش احساس میکند که از جانش صدای رهایی از غم و اندوه به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: بهرام شاه، پادشاهی که در سرزمینش، مردمی که به او وفادار و مخلص بودند، زندگی میکردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید
کر لطف او رمیده روانم به من رسید
جانم فدای باد که از یک نسیم او
صد روح راحتم به دل ممتحن رسید
یعقوب روشنی ز قدوم عزیز بافت
[...]
آخر دلم به آرزوی خویشتن رسید
آنچ از خدای خواسته بودم به من رسید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.