گنجور

 
سید حسن غزنوی

ای مبارک بنا چه خوش جائی

که همی سر به آسمان سائی

چشم را بس بلند بارگهی

طبع را برگشاده صحرائی

در خورد بوستان سرای ترا

زهره و مشتری تماشائی

جام گیتی نمای رامانی

که همی هر چه هست بنمائی

تا نبیند ترا کجا داند

مردم دیده قدر بینائی

اوج خورشید ملک منظر تست

نه بنائی که برج جوزائی

جای صاحب تو مانیا تا حشر

ای نظر گشته از تو هر جائی

نیک دلخواهی و چنین که توئی

خاص سلطان شرع را شائی

حسن احمد آنکه یک جودش

طی کند نام حاتم طائی

آنکه در باغ جود چون گل بخت

نه دو روئی کند نه رعنائی

صورت دولتش بدید چه گفت

گفت رو ماتوئیم و تو مائی

روزگارش باوج گردون برد

ای مخالف چرا نیاسائی

شرم بادت چو کلک و نی تاکی

آب سائی و باد پیمائی

ایکه چون ماه از میان نجوم

از بزرگان ملک پیدائی

زرچه بخشی اگر نه خورشیدی

در چه پاشی اگر نه دریائی

با بقای تو چرخ رهگذری

پیش رای تو عقل سودائی

بس رویها کند فلک تا شب

هر کرا بامداد پیش آئی

بولی و عدو عطا و خطا

هم ببخشی و هم ببخشائی

سرو آزاد را توان پیراست

سرو آزادگی تو پیرائی

تا پذیرد بنای خانه جان

استواری بگاه برنائی

باد چندان بقای دولت تو

که چنین صد بنا بفرمائی

زره آبگیر باز کنی

گره روزگار بگشائی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

این دو شغل برید و عرض به تو

یافته خرمی و زیبایی

روی این را همه بیفروزی

صدر آن را همه بیارایی

چون پدید آمدی تو بر هر کس

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
عمعق بخاری

چند پویی به گرد عالم چند؟

چند کوبی طریق پویایی؟

تا کی از بهر قوت و شهوت نفس

همچو کاسانه می‌نیاسایی؟

وطواط

خسروا، از کمال دانایی

روی دولت همی بیارایی

گاه مال زمین همی ‌بخشی

گاه فرق فلک همی سایی

حرب جویان نهان شوند از بیم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از وطواط
انوری

این همه چابکیّ و زیبایی

این چنین از کجا همی‌آیی

چون مه چارده به نیکویی

چون بت آزری به زیبایی

مه نخوانم تو را معاذالله

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه