منت خدای را که با اقبال پادشاه
ایمن شد از محاق و کسوف آفتاب و ماه
منت خدای را که شکفت و چمید باز
هم گلبن سعادت و هم سرو بارگاه
منت خدای را که زمانه گرفت باز
آن آفتاب مملکت و سایه اله
منت خدای را که به صنع لطیف داشت
روی نکوی منتخب از چشم بد نگاه
بس چشم شور و روی ترش بود منتظر
تا چشمشان سفید شد و رویشان سیاه
باری بر اوج ماه نبیند کسی سها
باری به جای سرو نبیند کسی گیاه
تاج خواص بر سردولت رسید باز
تا هر فضول کج ننهد گوشه کلاه
آیینه ای که عکس بزرگی نمود گشت
روشن چنانکه تیره نگردد به هیچ آه
اکنون چه محنت است بیا ای ولی بگو
حالا چه حاجت است بیا ای عدو به خواه
بازنده گشت و موج زد و قصد اوج کرد
ابر سخا و بحر عطا و سپهر جاه
خورشید مملکت حسن احمد آنکه ساخت
در سایه سعادت او ملک و دین پناه
ای آنکه چون فرشته بوی بی گناه و پاک
تب را چگونه خوانم کفارت گناه
بر تیغ آبدار زند زنگ وقت وقت
در پیش آفتاب رود سایه گاه گاه
باز آمدی چو باز سفید از گریز جای
باز آمدی چو شیر سیه در شکارگاه
جور فلک برون برو عدل ملک در آر
جان ولی فزون کن و جان عدو بکاه
من بنده را که هست ز هر علم حاصلی
رهبر توئی رها مکن اندر میان راه
جز تربیت چه باید گل در میان خار
جز تصفیت چه بیند زر در میان کاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش الهی و شکرگزاری از نعمتهای خداوند میپردازد. شاعر با اشاره به بازگشت آرامش و خوشبختی به کشور و پادشاه، خداوند را مقایسه میکند با نور خورشید و سایهای که بر مملکت میافکند. او به بازگشت قدرت و عدالت اشاره دارد و نیکویی و پاکی پادشاه را یادآوری میکند. همچنین، از اهمیت تربیت و پالایش در زندگی یاد میکند و میگوید که تنها با هدایت و راهنمایی درست میتوان از مشکلات عبور کرد. در نهایت، شاعر بر این نکته تاکید دارد که در برابر سختیها باید استقامت کرد و به وعدههای الهی امید داشت.
هوش مصنوعی: شکرگزار خدایی باشیم که بخت و اقبال پادشاه باعث شد که او از گرفتاریها و مشکلات دور بماند و نور وجودش همچنان درخشان بماند.
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوند که باری دیگر گلستان خوشبختی و درخت سرسبز و زیبایی را نمایان ساخت.
هوش مصنوعی: سپاسگزار خدایم که زمانه دوباره آن خورشید سرزمین و سایه الهی را به ما بازگرداند.
هوش مصنوعی: شکر خدا را که به لطف و زیباییاش، چهرهی زیبا و محبوبی را از بدیها محفوظ نگه داشته است.
هوش مصنوعی: چشمهای حسود و پر از کینه منتظر بودند تا به آرزوی خود برسند و دیگران را در نابودی ببینند.
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند زیباییهایی را که در اوج ماه وجود دارد ببیند، همانطور که هیچکس نمیتواند جایی که سرو میروید را درک کند.
هوش مصنوعی: تاج و تخت قدرت دوباره به حاکمیت رسید تا هر فرد بیجا و ناپسند نتواند سر خود را بالاتر بگیرد و به خودی نمایش دهد.
هوش مصنوعی: آیینهای که تصویر بزرگی را نشان میدهد، بهقدری درخشان و واضح است که هرگز تار نمیشود.
هوش مصنوعی: اکنون چه مشکلی وجود دارد؟ ای پادشاه، بگو که چه نیازی هست. ای دشمن، به خواهش من گوش کن.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که شخصی با تلاش و غلبه بر مشکلات، به دنبال دستیابی به ارتفاعات و موفقیتهای بزرگ است. او مانند ابری پُر برکت و دریا و آسمانی پُر از نعمت حرکت میکند و قصد دارد به قلههای بلندتری برسد.
هوش مصنوعی: آفتاب سرزمین زیبایی و نیکی، احمد است که در سایه خوشبختی او، کشور و دین به امنیت و آرامش رسیدهاند.
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند فرشتگان، بوی خالص و پاکی را از خود ساطع میکنی، چگونه میتوانم گناهان خود را با تو درمیان بگذارم؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویر کشیدن تأثیر نور خورشید بر روی اجسام میپردازد. وقتی نور خورشید بر تیغی لغزنده و درخشان میافتد، رنگ زنگزده آن در زیر این نور نمایان میشود. همچنین شاعر به حرکت سایه اشاره میکند که در برابر تابش آفتاب، گاهی به جلو و گاهی به عقب میرود. این تصاویر نشاندهنده تغییرات و تأثیرات طبیعی نور و سایه بر اشیاء هستند.
هوش مصنوعی: تو دوباره بازگشتی مانند باز سفیدی که از چنگال خطر فرار کرده، و همچنین مانند شیر سیاهی که در شکارگاه حاضر شدهای.
هوش مصنوعی: سختیهای زندگی را پشت سر بگذار و تلاش کن تا عدالت را برقرار کنی. روح خود را تقویت کن و از اهمیت وجود دشمن خود بکاه.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر درخواست بندگی است که از پروردگار میخواهد او را در مسیر هدایت و دانایی تنها نگذارد. او به رهبر خود اشاره میکند و از او میخواهد که در میانه راه، او را رها نکند و همچنان با راهنماییهایش در کنار او باشد.
هوش مصنوعی: غیر از پرورش و تربیت، گل چه چیزی میتواند در میان خارها داشته باشد و غیر از تصفیه، طلا چه چیزی میتواند در میان کاه ببیند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با من به شابهار به سر برد چاشتگاه
ماه من آنکه رشک برد زود و هفته ماه
گفت: این فراخ پهنا دشت گشاده چیست
گفتم: که عرضه گه شه بیعدد سپاه
گفتا: چه خوانم این شه آزاده را بنام ؟
[...]
گر شوم بودتی بغلامی بنزد خویش
با ریش شوم تر ببر ما هر آینه
بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
زلفین تو ببوی ز مشک سیاه به
تو چون بنفشه ای و دگر نیکوان چو کاه
دانی هر آینه که بنفشه ز کاه به
گر من دل کسی بنوازم مشو ز جای
[...]
دهقان بی ده است و شتربان بی شتر
پالان بی خر است و کلیدان بی تزه
انصاف من بده که همی خواهم از تو داد
زیرا که بر سخن توئی امروز پادشاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.