آفتاب رای صاحب تخت بر جوزا نهاد
افسر پیروز بختش روی بر بالا نهاد
در دریای خداوندی ابو نصر احمد آنک
موکب بخت ابد بر منکب جوزا نهاد
آن خداوندی که بر حق پایه اقبال او
رأی عالی بر فراز گنبد اعلی نهاد
مشرق اقبال شد سیمای او گوئی که چرخ
تابش خورشید دولت را از آن سیما نهاد
حاسدان کردند قصد دولت باقی او
خلق چون باطل کند جائی که حق او را نهاد
مهتر کهتر نواز و سرور گردون محل
کافی نیکو خصال و خواجه زیبا نهاد
روح قدسی علم جوئی را رهی بر وی گشاد
عقل کلی را ز محرم زایراد وا نهاد؟
باد غماز از نهیب عدل او وقت سحر
در چمن دزدیده رفت و گام ناپیدا نهاد
نیست آگاه از نسیم خلق او در باغ لطف
آنکه دل بر نرگس شوخ و گل رعنا نهاد
شاه چون دیدش نکرد از دشمنش یاد و خرد
گوش کی دارد بلا چون چشم بر الا نهاد
غره شد گیتی که دادی ندهمش لیکن نداد
لاف زد گردون که گردن ننهمش اما نهاد
سوزیان ناید مگر از دست زر افشان او
چرخ گوئی جمله را بر مخلب عنقا نهاد
سوزیان را گوشه ای از روز جاه خویش دید
گوشه امروز را در توشه فردا نهاد
حکمتی بود اینکه چون در کار دنیا فرد گشت
درد دین را چون امانت در دل دانا نهاد
فیض حق هر جا که مردی یافت رخت آنجا کشید
شاه دین هر جا که بختی یافت تخت آنجا نهاد
بانگ رفقا بالقواریر آمد از گردون چو او
پای همت بر سر این طارم مینا نهاد
دایره کردار عالم بر طریق اتفاق
ملک را سر بر خط فرمان او عمدا نهاد
زخم شمشیرش کزو هرگز نزاد الا ظفر
هم به صورت هم به معنی خصم را چون لا نهاد
دشمن سرکش چو دیدش نرم گردن شد بلی
سیل تندی کم کند چون پای در دریا نهاد
ای سرافرازی که اندر کلک جادو طبع تو
گنبد خضرا به حق سر بر ید بیضا نهاد
گرتو هستی از جهان ور نیستی شاید که چرخ
بوی گل در خار و رنگ لاله در خارا نهاد
ابر نوروزی بر آمد وز سر تردامنی
در دهان نرگس تر لؤلؤ لالا نهاد
بنده هم دری ولیک از بحر طبع پاک خویش
کرد منظوم و به خدمت پیش مولانا نهاد
تا به باطل کس نیندیشد که آن حق ناشناس
دل دو تا کرد و ثنا و شکر نه یکتا نهاد
تا نگویند اینکه حق سبحانه اندر بدن
این امانت را که جان خوانند ناپیدا نهاد
دیر زی تا در پناه جاه تو ماند مصون
این امانت ها که ایزد در نهاد ما نهاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بزرگي و شکوه یک شخصیت برجسته به نام ابو نصر احمد است که به او بخت و اقبال عالی داده شده است. شاعر او را به عنوان یک حاکم عادل و نیکوخصال معرفی میکند که در زندگیاش موفقیتهای بسیاری را تجربه کرده و مخالفتها و حسادتها را پشت سر گذاشته است.
شاعر به بخت و فضل خداوند اشاره میکند که او را در مسیری درست قرار داده و بر قدرت و عظمت او تأکید مینماید. او از سختیها و چالشها سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که با حکمت و درایت، شخص مورد نظر میتواند بر دشواریها فائق آید.
در نهایت، شاعر به اصل وجود و روح انسانی اشاره میکند و این را به عنوان امانتی از سوی خدا میداند که در زندگی هر فرد وجود دارد و باید قدر آن را دانست. شعر به نوعی نیکوکاری، حکمت و ارزشهای انسانی را تجلیل میکند.
هوش مصنوعی: خورشید، که نمایانگر اقتدار و قدرت شاهانه است، بر مظهر برج جوزا قرار گرفته و تاج پیروزی را بر سر موفقیتهای او گذاشته است. این نشان از اوج شکوه و عظمت او دارد.
هوش مصنوعی: در دریا و وسعت وجود خداوند، ابو نصر احمد، به سرنوشت و خوشبختی ابدی دست یافته و آن را بر دوش خود، مانند ستارهای در صورت فلکی جوزا حمل میکند.
هوش مصنوعی: آن خدایی که اصول حق را بنا نهاد و برایش رای برتر و بزرگی در آسمان قرار داد.
هوش مصنوعی: چهره او مانند خورشید است که در مشرق ظهور کرده و نویدبخش خوشبختی و کامیابی است. انگار که آسمان برکت و سعادت را از آن چهره تابان تقدیم میکند.
هوش مصنوعی: حسودان تلاش کردند تا از دوام و موفقیت او جلوگیری کنند، اما مردم اگر حق او را نادیده بگیرند، چیزی جز پوچی و بیاساسی به دست نخواهند آورد.
هوش مصنوعی: کسی که بزرگتر و مهمتر است، باید به دیگران محبت کند و در دنیای گردان، فضایل خوب و نیکو باشد و همچنین کسی که زیبا و با شخصیت است.
هوش مصنوعی: روح قدسی به کسی که دنبال علم و دانش است، راهی را نشان میدهد و عقل کل، از رازهای عمیق عالم پردهبرداری میکند.
هوش مصنوعی: در زمان صبح، باد که خبرچین و آگاه از شدت عدالت او بود، در باغ به آرامی و بیصدا حرکت کرد و درختان و چمن را ترک کرد.
هوش مصنوعی: هیچکس از نرمی و لطافت وجود او در باغ محبت آگاه نیست، آن کس که دلش را به گلهای شاداب و نرگس دلربا سپرده است.
هوش مصنوعی: شاه وقتی مشاهده کرد که دشمنش را فراموش کرده، دیگر به نصیحت و خرد گوش نمیدهد، مثل کسی که وقتی چشمانش به سوی شیهای بیخطر میچرخد، دیگر حواسش به خطرات نیست.
هوش مصنوعی: دنیا به خود مغرور شد که تو به من چیزهایی دادید و من آنها را پس نخواهم داد، اما آسمان در سخن گفتن زیادهروی کرد و با ناز به خود گفت که گردن نمیگذارم، اما در عمل چنین نکرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به سوز و درد واقعی برسد، باید از خالق و دلافروز با دست تا به او نزدیک شود و همه چیز را به او بسپارد. در این حالت، همه چیز به دقت و زیر نظر او انجام میشود، حتی پرندههای افسانهای نیز در دستان او قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: کسایی در لحظات بلندای خود، به یاد گذشته هایش و آرزوهایی که برای آینده داشته است، به سوی آرمان ها و امیدهایش در زندگی نگاه می کند. او تجربه های امروز را در دل زندگی فردا قرار میدهد و به آنها بها میدهد.
هوش مصنوعی: این نکته به این معناست که وقتی کسی در کارهای دنیوی مستقل و به صورت فردی عمل میکند، درد و غم دین را به عنوان امانتی در دل فرد آگاه و دانا میگذارد. یعنی این احساس مسئولیت و نگرانی نسبت به دین، به فردی میرسد که دارای درک و دانش است.
هوش مصنوعی: خیر و رحمت الهی هر جا انسانی با ویژگیهای مناسب پیدا شود، به آنجا میرود و خداوند هر جا که سعادت و خوشبختی را ببیند، آنجا جایگاه خود را برقرار میکند.
هوش مصنوعی: صدای دوستان مانند تاعهای بلوری از آسمان بلند شد، چون او با اراده و همت خود بر این سفیدهنگار میگذارد.
هوش مصنوعی: جهان به جهت حوادث و رویدادها به صورت تصادفی حرکت میکند و سرنوشت هر انسانی به عمد و ارادهی او در مسیر خاصی قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: زنگار زخم شمشیر او هرگز نخواهد زد و تنها نتیجهای که دارد پیروزی است؛ هم به ظاهر و هم به معنا، دشمن را به زمین میزند.
هوش مصنوعی: دشمن سرسخت وقتی که او را نرم و ملایم دید، مانند سیلابی تند میشود که وقتی پایش را در دریا میگذارد، از شدت آن کاسته میشود.
هوش مصنوعی: ای عزیزی که با قدرت قلم جادوئیات، درختان سبز را به حق بر فراز دستان سفید خویش قرار دادی.
هوش مصنوعی: اگر تو در این جهان وجود داشته باشی یا نداشته باشی، شاید چرخ گردون بوی گل را در خار و رنگ لاله را در سنگ قرار داده باشد.
هوش مصنوعی: ابرهایی که به مناسبت نوروز آمدند، بر روی تردامنی (پوشش لطیف) از نرگس، دانههای درخشانی چون مروارید قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: من هم مانند دریا هستم، اما از عمق طبع خالص خود شعری سرودم و آن را به خدمت مولانا تقدیم کردم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی به اشتباه فکر نکند، آن حقیقت ناشناخته باعث شد که دلها دو نیم شود و او نه یک بار، بلکه بارها سپاس و ستایش کند.
هوش مصنوعی: منظور از این بیت این است که حق تعالی، آن امانتی که به نام جان شناخته میشود را در بدن قرار داده و آن را در ظاهر، پنهان نگه داشته است.
هوش مصنوعی: مدت طولانی در سایه قدرت و مقام تو این امانتها در امان بمانند که خداوند در وجود ما قرار داده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
جان فتاد از غم بر آتش، دل بر آن سودا نهاد
تا که ترک سر نگویی، دعوی عشقش مگو
زان که با سودای سر، در عشق نتوان پا نهاد
دل ز زلفش برگرفتم تا نهم جای دگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.