گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مجد همگر

ای وصل تو سرمایه اسباب حیات

در بحر غم تو نیست پایاب حیات

لب تشنه خضر پیش لبت جان می داد

می گفت که خاک بر سرآب حیات

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مجد همگر
ابن یمین

تا بسته نگردد بکل ابواب حیات

وز تن نشود منقطع اسباب حیات

امید توان داشت که آید بصفا

از تیرگی محنت و غم آبحیات

اهلی شیرازی

باز آ که نماند بی توام تاب حیات

بی وصل تو تلخست شکر خواب حیات

باز آی و بکش که بی تو در مشرب من

زهر اجل است خوشتر از آب حیات

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه