جانا اگرت در دل زایزد خبری مانده ست
بخشای بر این بیدل کز وی اثری مانده ست
چون بیخبران ما را مگذار دراین سختی
گر دردل سنگینت زایزد خبری مانده ست
چون نیست امید وصل آخر نظری فرمای
کز حاصل عشق ما این یک نظری مانده ست
جان خواسته ای از من زان می نکشم پیشت
کز باقی جان در تن بس مختصری مانده ست
از جام لبت ما را بنواز به یک جرعه
کآخر ز نصیب ما در وی قدری مانده ست
تو کار مرا در عشق خواهی سرو سامانی
در دور تو خود کس را سامان وسری مانده ست؟
گفتی که به غم خوردن الحق جگری داری
باخوی جگر خوارت ما را جگری مانده ست؟
می ناز به نظم من زیرا که همی نازد
هر جا که به عالم در صاحب نظری مانده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر ایرانی، موضوعاتی چون عشق، درد و امید را به تصویر میکشد. شاعر درخواست میکند که اگر در دل معشوق خبری از عشق او باقی مانده است، حتماً آن را ببخشد و از این سختی رهایی یابد. او به احساس سنگینی در دل معشوق اشاره میکند و میگوید که در پایان امیدی به وصل وجود ندارد، اما حتی یک نظر هم برای او کافی است. شاعر از معشوق میخواهد که با یک جرعه از جام لبش او را نوازش کند، زیرا این تنها چیزی است که از عشقش نصیبش شده است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که در عشق نیاز به سامان دارد و با اشاره به درد دلش، احساساتی عمیق و انسانی را به تصویر میکشد. نهایتاً، او بر زیبایی و نازش شعرش تأکید دارد و بیان میکند که این زیبا بودن به خاطر توجه و ناز معشوق است.
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر در دل تو خبری باقی مانده است، به آن بیدل (بیخبر) رحم کن که از تو اثری در دلش باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر نادانان ما را در این سختی تنها نگذارند، شاید اخبار غمانگیزی در دل سنگین تو نهفته باشد.
هوش مصنوعی: چون امیدی به رسیدن به محبوب نیست، لطفی بکن و نگاهی به ما بنداز، زیرا از عشق ما فقط یک نگاه باقی مانده است.
هوش مصنوعی: من از تو جان میطلبم و نمیتوانم به این خاطر از پیش تو کناره بگیرم، زیرا در بدنم تنها مقدار اندکی از جان باقی مانده است.
هوش مصنوعی: از لبان تو، ما را با یک جرعه تشنهامان را نوازش کن، چون هنوز اندکی از بخششهایمان باقی مانده است.
هوش مصنوعی: در عشق تو، کاری را سامان میدهی، اما در اطراف تو، کسی دیگر به ثبات نرسیده است و به نوعی سرگردان مانده است.
هوش مصنوعی: تو گفتی که واقعاً از غم خوردن دلی دردناک داری، اما با اینکه خودت جگر خرد کردهای، آیا ما هم چیزی از آن جگر تلخ برای خودمان داریم؟
هوش مصنوعی: بخاطر زیبایی و جذابیت نظم و شعر من، به خود میبالم، چون هر جا که در عالم نظری هست، اشخاص به آن میبالند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.