کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت
چو خضر تا به ابد عمر جاودانی یافت
هر آنکه دید رخت جان آشکارا دید
هر آنکه یافت لبت آب زندگانی یافت
هر آنکه رسته دندان چون در تو گزید
زجزع دامن پر لعل های کانی یافت
کسی که بر گل رخسار تو فکند نظر
کنار خویش پر از اشک ارغوانی یافت
دلا مگرد پی وصل ملک ناممکن
که رایگان نتوان گنج شایگانی یافت
لب از هوای لبت باد سرد و حسرت دید
دل از لقای رخت داغ لن ترانی یافت
لبش مجوی که کام سکندر است و چو زو
نیافت کام سکندر تو چون توانی یافت
به وصل خویشم برنا و چشم روشن کن
کزین توانی اقبال آسمانی یافت
به زندگانی باقی رسان مرا به شبی
کزین توانم کام از جهان فانی یافت
به بوی جامه نه پیری ضریر برنا شد
شب وصال نه زالی ز سر جوانی یافت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی معشوقه است و تأثیر عمیق آن بر زندگی عاشق میگوید. شاعر به افرادی اشاره میکند که با دیدن محبوب خود به جاودانگی و خوشحالی رسیدهاند و زندگیشان تغییر کرده است. او هشدار میدهد که جستجوی وصال معشوقهای که دستیابی به او غیرممکن است، بیهوده است. همچنین بیان میکند که عشق حقیقی و لذت واقعی در وصال محبوب نهفته است و تأکید میکند که عشق او به گونهای است که حتی افراد بزرگ نیز نمیتوانند مانند او از آن بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر از معشوقهاش میخواهد که او را به زندگی ابدی برساند و از فانی بودن زندگی رهایی یابد.
هوش مصنوعی: کسی که از زیبایی و شیرینی لبهای تو بهرهمند شد، مانند خضر که جاودانه زندگی میکند، تا همیشه به خوشبختی و طول عمر دست یافته است.
هوش مصنوعی: هر کسی که چهره تو را ببیند، روحش را که به وضوح میبیند و هر کسی که لبهای تو را پیدا کند، به سرچشمه زندگی دست پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در تو زخمی ایجاد کرده باشد، در عوض دامنش پر از جواهرات ارزشمندی چون لعل میشود.
هوش مصنوعی: کسی که به چهره زیبا و گل مانندی تو نگاه کند، در کنار خود اشکهایی به رنگ ارغوانی پیدا میکند.
هوش مصنوعی: ای دل، به دنبال وصل آنچه غیرممکن است نرو، زیرا نمیتوان بهراحتی به گنجی با ارزش و بینصیب دست یافت.
هوش مصنوعی: لبهایم به یاد طعم لبت سرد و بیحس شدهاند و دل من از دیدن چهرهات به شدت دلتنگ و داغ است. چه چیزی میتواند شبیه دیدار تو باشد که نتوانم آن را پیدا کنم؟
هوش مصنوعی: دنبال لبش نرو، زیرا که به مانند سکندر، در آنجا چیزی به دست نمیآوری و اگر از او چیزی نیابی، پس تو چگونه میتوانی آن را به دست آوری؟
هوش مصنوعی: به هم پیوستگی و دوستی خودم را با تو جوان و پرنور کن، چون از این ارتباط میتوانم به موفقیتهای بزرگ دست یابم.
هوش مصنوعی: به من عمری بده که در این شب بتوانم از این دنیای ناپایدار بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده میشود که بوی پیراهن به کسی حس جوانی و طراوت میدهد. شب وصال، شب دیدار و نزدیکی است و در این شب، احساس جوانی و شادابی دوباره در دل برمیگردد، گویی که شخص از پیری و ناتوانی فرار کرده و به جوانی و شادابی دست یافته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.