گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر

تو نیز ای دیده خوابی کن مراد دل بر آر آخر

منم یا رب که جانان را ز ساعد بوسه می‌چینم

دعای صبحدم دیدی که چون آمد به کار آخر

مراد دنیی و عقبی به من بخشید روزی‌بخش

به گوشم قول جنگ اول به دستم زلف یار آخر

چو باد از خرمن دونان ربودن خوشه‌ای تا چند

ز همت توشه‌ای بردار و خود تخمی بکار آخر

نگارستان چین دانم نخواهد شد سرایت لیک

به نوک کلک رنگ‌آمیز نقشی می‌نگار آخر

دلا در ملک شبخیزی گر از اندوه نگریزی

دم صبحت بشارتها بیارد زآن دیار آخر

بتی چون ماه زانو زد میی چون لعل پیش آورد

تو گویی تائبم حافظ ز ساقی شرم دار آخر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

منبع متن این غزل اینجاست:
http://www.hafez.com/images/gm10.jpg

داغون نوشته:

مصرع دوم از بیت سوم: به گوشم قول «چنگ» صحیح است.

شمس شیرازی نوشته:

گرچه منتسب به خواجه می دانند، بیت تخلص به روشنی هر گونه تردید را می زداید.
ماهرویی زانو میزند، میی چون لعل در دست،و لبخندی بر لب لعل!
شرمت باد ار به توبه بیندیشی!!

کانال رسمی گنجور در تلگرام