بر آتش بود عود در گلخنش
مشام آرزومند پیرامنش
خضر کرده آبش ز سرچشمه صاف
هوایش به عمر ابد در مصاف
چو آیینه سنگش مصفا بود
ز جامش چو می نشئه پیدا بود
به وصف جدارش کنم چون تلاش
جواهرتراشم، نه کاشیتراش
به صحنش بود گرم، بازار نور
بود آتشش از تجلای طور
به حمام شاه جهان از قدیم
خَضِر آورد آب و آتش کلیم
کند حرف زیبش چو اندیشه سر
عرقوار ریزد گهر بر گهر
به هم آتش و آب درساخته
وز آن نقش گرمابه برساخته
گرش در ندارد خزینه، به جاست
ز سیم روان ایستادن خطاست
گروهی به خدمت ز کارآگهی
همه کیسهها پر ز دست تهی
تهیکیسگان را در او جا خوش است
بود گنج، اما زرش آتش است
چو دست کریمان گشاده درش
غلو کرده شاه و گدا بر سرش
گشوده دری با دل سوزناک
به تکلیف ناپاک و اخراج پاک
ز هر جانبش حوض صافی سرشت
دهد یاد از سلسبیل بهشت
بر اطراف حوضش ز بس انبساط
به آب طرب، غسل کرده نشاط
ز آبش بتانند آشفته حال
که ناگه نشوید سیاهی ز خال
ز روزن کند گر به آبش نگاه
غبار سَبَل شوید از چشم، ماه
درون و برون را سحاب و چمن
که شوید غم از دل، غبار از بدن
ز شبنم عنان بهارش به دست
چو فصل خزان لیک عریانپرست
جهانی در او غوطهزن سربهسر
همه تا به گردن در آب گهر
ندانم به این رونق احتساب
چه سان مرمرش کرده در سر شراب
گدایی که آید بدین خانقاه
بود بی کلاه و کمر پادشاه
گرفته چنان شعلهاش طبع آب
که دودش به سنبل دهد آب و تاب
بود آهکش از سفیداب صبح
به نور و صفا برده است آب صبح
طلسمی خرد ز آتش و آب بست
که بر خاکش از باد غم نیست دست
بر اهل زمین و زمان روشن است
که خورشید، یک جامش از روزن است
کی آنجاست بخشندهتر، کس ز کس؟
تواضع به یک تاس آب است و بس
ز جمعیت آب و آتش به هم
ز هر خاطری فرد افتاده غم
هوایش چو باد خطا مشکبوی
کند چون خطایی ز تن پاک موی
صلا گر زند بر خواص و عوام
چه حیرت، که گرمابهاش گشته نام
اشارت به احضار جمع است و بس
دم آب هرجا کند گرم، کس
برآیند ازین کعبه اهل صفا
درآیند هریک به کیشی جدا
ز فیضش دماغ جهانی ترست
مزاجش، مزاج می احمر است
مکش گو خرد دست ازان خانه باز
که در وی توان کرد پایی دراز
چو داغ دل عاشقان خراب
خراب است بی فیض آتش، خراب
جهان را شبیهی چو حمام نیست
که در وی بسی جای آرام نیست
چو گیرد سحاب از بخارش رواج
نیفتد به بحرش دگر احتیاج
ز مال جهان هیچش اسباب نیست
کمالش به جز آتش و آب نیست
جز این منبع عیش شاه و گدا
که دیدهست در زیر گنج اژدها؟
به گرمی گرو برده است از شراب
کز اعجازش آتش نمیرد در آب
هوایش ز بس میکند نشئه سر
حریفان دماغ از عرق کرده تر
فسون را به نیرنگ گوید سبق
به تردستی از خشت گیرد عرق
ز گرمی در و بام او قطرهبار
که دیدهست یک جا تموز و بهار؟
چه جادوگری فرشش آموخته؟
که در سنگ آتش برافرخته
شنیدم ز هر خشتش این ساز را
که من مکتبم، مشق آواز را
کند استخوان شکسته علاج
هوایش بود مومیاییمزاج
کند گر در او جای، رویینهتن
ملایمتر از موم سازد بدن
عزیزست گرمابه هر جایگاه
به تخصیص گرمابه پادشاه
تر و گرم، دیو از کسی شست دست
که احرام مسجد ز گرمابه بست
دهد مرد را از طریق فلاح
پی عزم میدان مسجد، سلاح
زدم حرف گرمابه بس بیدریغ
دگر زین سخن مُهر بِه، سنگ و تیغ
***
زهی مسجد پادشاه جهان
که دارد ز بیتالمقدس نشان
خوشا قدر این خانه کز احترام
بود ثانی اثنین بیتالحرام
مقدس حریمی چو قدس خلیل
به وصفش زبان وقف ذکر جمیل
شمارند با کعبهاش توامان
که دیدهست مسجد به این عز و شان؟
شرافت همین بس، که اهل حجاز
به این مسجد آرند روی نیاز
بر این در دعا کرد صبح و دمید
بنایی به این میمنت کس ندید
ندیده بهشتی چنین، هیچکس
که دربانیاش کرده رضوان هوس
ز بالای منبر، خروشان خطیب
چو در گلشن از شاخ گل عندلیب
مقیم درش را برای نجات
کفاف است موج حصیرش برات
شب و روزش از پرتو مهر و ماه
دو گازُر، پی نامههای سیاه
ز بس حاجت اینجا روا میشود
کفیل اجابت، دعا میشود
که دیده چنین مسجدی محترم؟
فضای حریمش محیط حرم
بود از حرم عزتش بیشتر
خدا را به این خانه باشد نظر
کند دسته مژگان خود آفتاب
که جاروبکش یابد اینجا خطاب
نمایان در او کعبه وقت نماز
ز محراب، در بر حرم کرده باز
بود حلقه در کعبه فریادرس
بر این در بود حلقه ذکر و بس
ملک گرد شمعش ز پروانه بیش
زد از نقش فرشش فلک فال خویش
بود کعبهاش توامان در حسب
به بیتالمقدس رساند نسب
به توفیق محراب کرد از دو سوی
به یک قبله پشت و به یک قبله روی
نهال دعایش دهد بر، مراد
درین خانه، باشد اثر خانهزاد
ز بیتالمقدس دهندش درود
کند کعبه در پیش سنگش سجود
ملک خواهد اینجا ز روی نیاز
به قصد تقرّب، گزارد نماز
به حسن و صفا در بساط زمین
ندیده کسی مسجدی اینچنین
بود خانه کعبه همسایهاش
بود بیت معمور در سایهاش
ز طوبی تراشیده رضوان درش
فلک اولین پایه از منبرش
به فرشش گذاری چو روی امید
شود نامه چون سنگ مرمر سفید
به تعمیر فرشش سزد بیدرنگ
که آرد به دوش از صفا، مروه سنگ
فضایش بود مشرقستان طور
ستونهای مرمر، علمهای نور
جدارش چو گوهر سراسر سفید
صدفوار از سنگ مرمر سفید
چنین مرمری کس ندارد به یاد
تو گویی که مشرق درین خانه زاد
مگر کعبه را زین عمارت، نگاه
شناسد به سنگ سفید و سیاه
به هندم قوی شد ازان رو امید
که خاک سیه راست بخت سفید
اثر بیشمارست و در انتظار
دعای که اینجا نیاید به کار؟
اگر پاک، اگر راست، اینجاش جاست
چه دلهای پاک و چه صفهای راست
چه حیرت گر این مسجد باصفا
کند حلقه در گوش خود کعبه را
چو شاه جهان در محل نماز
به محراب آورد روی نیاز
ازین روی شاید اگر خاص و عام
بخوانند ذوقبلتینش به نام
نشسته به مسجد شهنشاه دین
بلی هست محراب مسجدنشین
میسر در آن، دیدن پادشاه
که باشد ز مسجد سوی قبله راه
جهان را دو چشمند مردمنشین
یکی خانه کعبه و دیگر این
به وقت دعای شه از هر طرف
ملایک چو پاکان زده صف به صف
زند چون موذن به طاعت صلا
اثر میکند انتظار دعا
چه گویم ز قدرش که چون است و چند
که گوید موذن به بانگ بلند
نداند جز اخلاص در وی دعا
در آب و گلش نیست بوی ریا
به فرموده شاه گردون وقار
فلک، ثانی کعبه کرد آشکار
ندیده چنین مسجدی کس به خواب
که تا کعبه کردهست رفع حجاب
چراغش که قندیل ازان برفروخت
به جز روغن فیض چیزی نسوخت
دلیلش بود روشن و روشناس
چو فانوس با آن که دارد لباس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف فضایل و زیباییهای یک حمام و مسجد میپردازد که به عنوان نمادی از آرامش و روحانیت معرفی شده است. شاعر حمام را به عنوان محلی مقدس و پر از صفا و نشاط توصیف میکند که در آن آب و آتش به طرز شگفتانگیزی در هم آمیختهاند و به مراجعین روحیهای تازه میبخشند. همچنین مسجد به عنوان مکانی برای دعا و ذکر خداوند و نیایش به تصویر کشیده میشود که مورد احترام و توجه تمامی مردم است. اینجا، زیباییهای طبیعی و معنوی در هم تنیده شده و فضایی ایجاد کرده که محل تجمع پاکان و مومنانی است که در جستجوی آرامش و معنویتاند. شاعر بر این باور است که این مکانها علاوه بر زیبایی ظاهری، عمیقاً معانی روحانی و الهی دارند که میتوانند دل انسانها را آرام کنند.
هوش مصنوعی: در خانهای که بوی خوش عود به مشام میرسد، خواستههای و آرزوهای من به شدت حس میشود.
هوش مصنوعی: خضر، با آب زلالی که از چشمه میآید، هوای پاکی را برای زندگی ابدی فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که این سنگ به مانند یک آیینه صاف و درخشان باشد، نشئه و سرخی که از جام او میجوشد، مانند شراب پیدا و مشخص است.
هوش مصنوعی: به زیبایی دیوارش میپردازم، مانند جواهری که با دقت و ظرافت تراشیده میشود، نه مثل یک کاشی که به سادگی شکل داده میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا، به فضایی اشاره میشود که پر از نور و روشنی است و جلوهای مانند کوه طور دارد. احساس میشود که گرمایی ناشی از این نورها در فضا وجود دارد و همه جا شلوغ و پرجنب و جوش است.
هوش مصنوعی: در حمام بزرگ شاه جهان، همچنان که در گذشته، خضر، نماد زندگی و حیات، آب و آتش کلید و رمز حیات را به همراه خود آورد.
هوش مصنوعی: چشمک زدن حرفهای دلنشینش مانند افکار عمیق اوست که همچون قطرات عرق، جواهرات ارزشمند را بر روی یکدیگر میچکاند.
هوش مصنوعی: آتش و آب با هم ترکیب شده و از این ترکیب، الگو و ساختاری برای گرمابه به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: اگر چه خزانهاش خالی است، اما بهتر است به جای توقف و ماندن، از ثروت جاری استفاده کند.
هوش مصنوعی: گروهی به کار و خدمت مشغولند و از آنجا که از مشکلات آگاهند، تمام داراییهای خود را خرج کردهاند و اکنون دستشان از هرگونه مال و ثروت خالی است.
هوش مصنوعی: در دل تهیدستان، گنجینهای پنهان است، اما مانند آتش زنده و سوزان است.
هوش مصنوعی: زمانی که دست بخشندگان دراز شود، هر دو، شاه و گدا، بر سر آن دعوا میکنند.
هوش مصنوعی: در اینجا دری با احساسات دردناک و ناراحتکننده به روی وظایف نادرست و مشکلات ناشی از آنها باز شده است.
هوش مصنوعی: از هر سو حوضی با آب زلال دیده میشود که انسان را به یاد چشمههای بهشت میاندازد.
هوش مصنوعی: به دور حوضش به خاطر شادی زیاد، آب شادیبخش را به طرز لذتبخشی برای شستشو استفاده کرده است.
هوش مصنوعی: از آب چشم آنهاست که نگران و آشفتهاند، چرا که ناگهان ممکن است سیاهی ناشی از خال بر چهرهشان پدیدار شود.
هوش مصنوعی: اگر از روزنهای به آب نگاه کنی، غبار و کدورت از چشمان ماه پاک خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر درد و غم از دل برود، مانند باران که زمین را سیراب میکند و گلها را میشوید، درون و بیرون انسان نیز از نگرانیها و غمها پاک میشود.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک حال و هوا میپردازد. صحبت از این است که در حالی که بهار مثل شبنم تازه و شاداب است، اما در عین حال به خاطر فصل خزان، حالتی بیپوشش و آسیبپذیر دارد. در اینجا به تضاد بین زیبایی و fragility اشاره شده است، جایی که بهار و تازگی با آسیبپذیری و واقعیت فصل خزان روبرو میشود.
هوش مصنوعی: نوعی تصویر از جهانی پر از زندگی و زیباییها ارائه میدهد، که در آن همه موجودات و انسانها به طور کامل در دریاچهای سرشار از جواهرات و گنجهای پنهان غوطهور شدهاند. این تصویر نشاندهنده غرق شدن در زیباییها و عمق وجودی است که هر فرد به نوعی در آن سهیم است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه این حال و هوای شاداب و زنده شراب، مانند مرمر در ذهن من نقش بسته است.
هوش مصنوعی: فقیری که به این مکان مقدس میآید، بدون کلاه و کمربند پادشاهی است.
هوش مصنوعی: شعلهای که از طبع او برمیخیزد چنان قدرتی دارد که حتی دودش میتواند به گل سنبل جلوه و زیبایی بخشد.
هوش مصنوعی: آب صبح که به تازگی آمده، سفیدی و روشنی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده که کسی با استفاده از عناصر طبیعت مانند آتش و آب، قدرتی خلاقانه و حفاظتی ایجاد کرده است. به طوری که این نیروی ایجاد شده به قدری قوی است که هیچ گونه غمی نمیتواند به آن آسیب بزند یا بر آن تأثیر بگذارد. به عبارتی، استحکام و ایمنی این ساختار به گونهای است که از هر نوع ناامیدی یا مشکل دور است.
هوش مصنوعی: همه بر این نکته واقف هستند که نور خورشید از روزنهای به درون میتابد.
هوش مصنوعی: کسی را نمیتوان یافت که بخشش بیشتری داشته باشد، زیرا تواضع و فروتنی تنها به اندازه یک تاس آب است و بس.
هوش مصنوعی: از اجتماع دو عنصر متضاد، یعنی آب و آتش، به خاطر هریک از احساسات و فکرهای خود، غم و اندوهی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: اگر هوای آنجا شبیه باد باشد، عطر مشک را به همراه دارد؛ همانطور که وقتی اشتباهی از کسی سر میزند، نشاندهندهی پاکی و زیبایی او میباشد.
هوش مصنوعی: اگر صدایی بر خاصه و عام بشنوی، چه تعجبی دارد که نامش بر سر گرمابهاش رفته است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هرگاه شخصی بخواهد جمعیتی را به خود جلب کند، به سادگی میتواند با ایجاد شرایط مناسب و دعوت کردن، آنها را به دور خود متجمع کند. به عبارتی دیگر، شرایط و مکان نیز اهمیت دارند و هر کجا که آب و هوا مساعد باشد، افراد بیشتری جذب خواهند شد.
هوش مصنوعی: از این کعبه، افرادی که به صفای دل رسیدهاند، هر یک با آیینی متفاوت وارد میشوند.
هوش مصنوعی: از نعمتهای او، سرنوشت جهانیان تحت تأثیر قرار میگیرد و حال او شبیه به حال شراب قرمز است.
هوش مصنوعی: از آن خانه دست بکش و به آن نزدیک نشو، زیرا در آنجا میتوان پا را فراتر گذاشت و دردسر ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان مانند آتشی است که بیفایده و ویرانگر است. درد و رنج آنان در درونشان شعلهور است و این آتش، تنها ویرانی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: جهان هیچگاه به آرامش واقعی نمیرسد، مانند حمامی نیست که در آن مکانهای زیادی برای آرامش وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: وقتی ابر برمیخیزد و بخار آن را میگیرد، دیگر نیازی به دریا برای باریدن ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ چیز از دنیا نمیتواند باعث کمال او شود؛ تنها چیزی که او را کامل میکند، آتش و آب است.
هوش مصنوعی: جز این چشمهی خوشبختی که هم برای پادشاه و هم برای گدا وجود دارد، چه چیزی دیگر وجود دارد که در زیر گنج اژدها دیده شده است؟
هوش مصنوعی: به خاطر گرمایی که شراب دارد، آتش نمیتواند در آب خاموش شود، زیرا این شراب به صورت جادویی عمل میکند.
هوش مصنوعی: هوا به قدری مستکننده است که عرقهای روی صورت حریفان را خیس میکند و آنها را غرق در نشئگی میسازد.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به مهارت و تردستی اشاره دارد که فرد با استفاده از فریب و نیرنگ میتواند به هدفش برسد. او به آسانی از مواد اولیه ساده مانند خشت استفاده میکند تا به چیزی ارزشمند برسد. به بیان دیگر، با ذهنی خلاق و چابک میتواند از امکانات موجود بهرهبرداری کند و کارهای دشوار را آسانتر جلوه دهد.
هوش مصنوعی: در گرما و حرارت خانه، بارانی که دیده شده، آیا میتواند یکجا تابستان و بهار را تجلی کند؟
هوش مصنوعی: چه کسی این کار را به این زیبایی انجام داده است؟ که حتی در دل سنگها هم آتش را روشن کرده و جادوگری کرده است.
هوش مصنوعی: شنیدهام که از هر آجر این بنا، این نوا به گوش میرسد که من را به عنوان مکتب خود میشناسید، جایی که هنر آواز را تمرین میکنم.
هوش مصنوعی: اگر چه استخوان شکسته درمانی دارد، اما درد و حال دلِ بیمار نیاز به توجه خاصی دارد.
هوش مصنوعی: اگر در آتش قرار گیرد، بدن نرم و انعطاف پذیرتر از موم خواهد شد.
هوش مصنوعی: گرمابه در هر کجا که باشد، ارزش و اهمیت خاصی دارد، اما گرمابه پادشاه به سبب جایگاه خاص خود عزیزتر و ویژهتر است.
هوش مصنوعی: کسی که در حالت گرم و تر به سراغ دیو میرود، نتیجهاش این است که دیگر نمیتواند از چیزهای مقدس و روحانی مانند احرام مسجد بهرهمند شود. او از مکانهای پاک و معنوی دور میشود و ارتباطش با آنها قطع میگردد.
هوش مصنوعی: مرد به منظور رسیدن به سعادت و موفقیت، عزم کرده است که به سمت میدان و مسجد برود و در این راه سلاح و آمادگی لازم را در دست دارد.
هوش مصنوعی: گفتم که در مراسم تشریفاتی و خوشگذرانی، حرفهای خیلی خوب و دلنشینی زدم، اما حالا از این حرفها دیگر چیزی نمیتوان گفت، زیرا که دیگر آن حال و هوای خوب باقی نمانده و مشکلاتی چون سختی و دشمنی وجود دارد.
هوش مصنوعی: چه زیباست مسجدی که نماد پادشاهی جهانی است و از بیتالمقدس الهام گرفته است.
هوش مصنوعی: این خانه چقدر ارزشمند است که احترام و عظمت آن به قدری بالاست که حتی در روزگار دومین بزرگوار نیز مورد تأکید و احترام واقع شده است.
هوش مصنوعی: حرمتی مانند حریم قدس خلیل دارد که وصفش باعث شده زبانها در ذکر زیباییهای آن خاموش شوند.
هوش مصنوعی: کسانی که با کعبه آشنا هستند، به خاطر شکوه و اعتبارش، میدانند که آیا مسجدی دیگر به این عظمت و سعادت وجود دارد؟
هوش مصنوعی: شرافت این است که اهالی حجاز به این مسجد با رویکرد و نیازمندی خود میآیند.
هوش مصنوعی: در اینجا کسی صبح و هنگام دمیدن آفتاب، دعا کرد و اثر این دعا به گونهای که هیچکس ندید، به وجود آمد.
هوش مصنوعی: هیچکس مشاهده نکرده است که بهشتی به این زیبایی باشد، مگر کسی که دربان آن بهشت، رضوان، آرزویش را داشته باشد.
هوش مصنوعی: از بالای منبر، خطیب با صدای بلند و پرشور سخن میگوید، مانند آواز دلنشین بلبل در باغی پر از گل.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که وجود یک دروازه میتواند مایه نجات باشد و به نوعی بیانگر این است که میتوان با یک چیز ساده مثل یک حصیر، از خطرات و مشکلات دور ماند. به عبارتی دیگر، حتی یک وسیله یا نشانه کوچک نیز میتواند در مواقع سخت برای نجات و امنیت افراد کافی باشد.
هوش مصنوعی: شب و روز او به نور خورشید و ماه میگذرد، در حالی که به دنبال نامههای سیاه است.
هوش مصنوعی: به خاطر نیازهای فراوانی که اینجا برطرف میشود، خود به خود پاسخ دعاها داده میشود.
هوش مصنوعی: کی دیده است که چنین مسجدی با احترام باشد؟ فضایی که دور تا دور آن مانند حرم امن و مقدس است.
هوش مصنوعی: خداوند از تمام مکانهای مقدس و معابد، به این خانه توجه بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: چشمهایش مانند خورشید میدرخشند و با زیبایی خاصی میتوانند دلها را جذب کنند و این زیبایی باعث میشود که هر کسی در دلش آن را مورد توجه قرار دهد.
هوش مصنوعی: در زمان نماز، کعبه به وضوح در دل او نمایان است و او در آغوش حرم، از محراب بازگشته است.
هوش مصنوعی: در کعبه، حلقهای وجود دارد که به عنوان وسیلهای برای کمک و در خواست نیازها شناخته میشود. این حلقه تنها به یادآوری و زاری کردن در پیشگاه خداوند استفاده میشود.
هوش مصنوعی: پادشاه برای نور شمعش بیش از پروانه در دورش قرار گرفت و از نقشهاش فلک به سرنوشت خویش اشاره کرد.
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده که، دو مکان مقدس یعنی کعبه و بیتالمقدس (قدس) از نظر نسب و اعتبار به هم مرتبطاند. به این معنا که هر دو محل در تاریخ و فرهنگ اسلامی جایگاه خاصی دارند و به نوعی به یکدیگر پیوند خوردهاند.
هوش مصنوعی: با لطف الهی، انسان از دو سو به یک سمت نماز میخواند و با دل و جان به همان سمت توجه دارد.
هوش مصنوعی: دعای نهال (درخت جوان) به مراد و خواستهاش میرسد، زیرا در این خانه، نشانهای از وجود و حضور خانگی است که در آن زندگی میشود.
هوش مصنوعی: از بیتالمقدس بر او درود میفرستند و کعبه در برابر او سر به سجده میآورد.
هوش مصنوعی: فرشتهای از روی نیاز و برای نزدیک شدن به خدا، در این مکان نماز خواهد خواند.
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا، به زیبایی و پاکی این مکان مقدس ندیده است.
هوش مصنوعی: خانه کعبه همسایهی بیت الحرام است و به خاطر سایهاش، این دو مکان به هم مرتبطاند.
هوش مصنوعی: بهشتی از درخت طوبی ساخته شده است و بهشت رضوان، دروازهای دارد که به آسمان میرسد و این دروازه، اولین پایهی منبر آنجا میباشد.
هوش مصنوعی: وقتی امید به چهرهات تابناک میشود، نامهات مثل سنگ مرمر سفید میدرخشد.
هوش مصنوعی: بهتر است هر چه زودتر فرش را تعمیر کند، چون کسی که از صفا به مروه میرود، سنگی را بر دوش میآورد.
هوش مصنوعی: فضای اطرافش مانند مشرق زمین، دارای ستونهای مرمری و پرچمهای نورانی است.
هوش مصنوعی: دیوارش همچون جواهر سفید و درخشان، مانند صدفی از سنگ مرمر سفید ساخته شده است.
هوش مصنوعی: هیچ کسی مانند تو یادآور نمیشود، مانند اینکه گویی مشرق در این خانه زاده شده است.
هوش مصنوعی: آیا کعبه به این ساختمان میتواند از روی سنگهای سیاه و سفیدش پی ببرد؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که به خاطر امیدی که به خاک سیاه (زمین) دارم، استعداد و قدرتی در خود احساس میکنم که میتواند آیندهای روشن و خوب برایم رقم بزند.
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به اهمیت و دعاهای بیپایان اشاره دارد. به این معناست که در اینجا، تأثیرات زیادی وجود دارد که به دعای سالم و مثبت نیاز دارد، اما این دعاها در واقع به دست نمیآید یا به کار نمیآید. به نوعی، اگرچه تلاش و دعاهای زیادی وجود دارد، اما نتیجهی مطلوب در دسترس نیست.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در این مکان، افراد با دلهای پاک و نیتهای راست و درست وجود دارند. اینجا محلی است برای کسانی که از لحاظ اخلاقی و اعتقادی سالم و درست هستند.
هوش مصنوعی: عجب است که این مسجد زیبا چگونه میتواند در گوش خود، کعبه را به حلقه درآورد.
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه دنیا در مکان عبادت به سجده میافتد و با دل نیازمند خود رو به خدا میآورد.
هوش مصنوعی: به همین خاطر ممکن است اگر مردم عادی و خاص در موردش صحبت کنند، به نام او نیز اشاره کنند.
هوش مصنوعی: در مسجد، پادشاه دین نشسته است و بله، در محراب مسجد حضور دارد.
هوش مصنوعی: در آنجا، دیدن پادشاه از مسجد به سوی قبله، چه کار راحتی است.
هوش مصنوعی: جهان به دو چشم نیاز دارد تا نظارهگر باشد؛ یکی خانه کعبه و دیگری اینجا، یعنی دنیای زندگی انسانها.
هوش مصنوعی: در زمان دعا کردن امام، فرشتگان از همه سو به صف ایستادهاند و مانند نیکان و پاکان، حضور دارند.
هوش مصنوعی: زندگی مانند ندا و آوای موذن است که انسان را به عبادت و دینداری فرا میخواند و انتظار دعا و نیایش از آن برمیآید.
هوش مصنوعی: نمیدانم چطور از ارزش او بگویم و تا چه حد، که همانا او را به صدای بلند مؤذنی میخوانند.
هوش مصنوعی: فقط صداقت در وجود او وجود دارد و در وجودش هیچ نشانهای از ریا و تزویر نیست.
هوش مصنوعی: بر اساس دستوری که از طرف خداوندگار آسمانها صادر شده، به ثانیه کعبه نمایان شد.
هوش مصنوعی: کسی در خواب هم چنین مسجدی را ندیده که کعبه با این عظمت و زیبایی به نمایش گذاشته شده باشد.
هوش مصنوعی: چراغی که از قندیل نور گرفت، تنها با روغن فیض روشن بود و چیز دیگری در آن نسوخت.
هوش مصنوعی: دلیل او واضح و آشکار بود، مانند فانوسی که در تاریکی میدرخشد، هر چند که ممکن است ظاهری پوشیده داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.