خشنود به مژده وصالم کردی
ناآمده، مشتاق جمالم کردی
وصل چو تویی مرا نیاید باور
دیوانه سودای محالم کردی
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
خشنود به مژده وصالم کردی
ناآمده، مشتاق جمالم کردی
وصل چو تویی مرا نیاید باور
دیوانه سودای محالم کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از رسیدن خبری خوش درباره وصال (دیدار) معشوق صحبت میکند که او را شاد کرده و مشتاق جمال و زیباییاش نموده است. ولی با این حال، او نمیتواند به حقیقت وصال با چنین شخصی باور کند و احساس میکند که معشوق با ناز و زیباییاش، میل و آرزوی او را دیوانهوار کرده است.
هوش مصنوعی: تو با خبر امیدبخش وصالم، که هنوز نیامده است، مرا خشنود کردهای و همچنین با زیباییات، دلم را پر از شوق کردهای.
هوش مصنوعی: وقتی که تو به من وصل میشوی، باورش برایم سخت است. تو با عشق دیوانهوار خود، مرا به کارهایی فراتر از انتظار وادار کردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه چرا بیپر و بالم کردی
بر بوی ثواب در وبالم کردی
از تو برهٔ تو جو ندزدیدم من
از بهر چه جرم در جوالم کردی
از دوری خود، بی پر و بالم کردی
دانسته گرفتار ملالم کردی
رفتی ز نظر، ولی نرفتی از یاد
دیوانه سودای محالم کردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.