بیبرگان را به صد هنر، بی زر و جاه
گردون نشمارد گلشان را به گیاه
ننمودن عیب اغنیا از مال است
کجواجی شاخ را بود برگ پناه
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
بیبرگان را به صد هنر، بی زر و جاه
گردون نشمارد گلشان را به گیاه
ننمودن عیب اغنیا از مال است
کجواجی شاخ را بود برگ پناه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر به موضوع بیبرگان و فقرا پرداخته شده است. شاعر میگوید که باوجود نداشتن ثروت و مقام، این افراد به خاطر هنرهای خود ارزشمند هستند. او اشاره میکند که زیبایی و ارزش گلها (بیبرگان) در برابر گیاهان (اغنیا) کمتر دیده میشود. همچنین، از این نکته یاد میکند که عیبنمودن ثروتمندان به دلیل مال و داراییشان رخ میدهد. در نهایت به اهمیت پناه و حمایت در زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بیبرگان را با هنرهای بسیار و بدون ثروت و مقام، گلهایشان را کمتر از گیاهان عادی نمیدانند.
هوش مصنوعی: نشان ندادن عیب ثروتمندان، به دلیل قدرت مالی آنهاست، همانطور که شاخ درختان به برگهای خود تکیه میکنند و از آنها حمایت میگیرند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با روز رخ تو گرچه ای دوست چو ماه
از روز و شب جهان نبودم آگاه
بنمود چو چشم بد فروبست آن ماه
شبهای فراق تو مرا روز سیاه
اندر شش و چار غایب آید ناگاه
در هشت و دو اسب خویش دارد کوتاه
در هفتم و سوم بفرستد چیزی
اندر نه و پنچ و یک بپردازد راه
گویند که معشوق تو زشتست و سیاه
گر زشت و سیاهست مرا نیست گناه
من عاشقم و دلم بر او گشته تباه
عاشق نبود ز عیب معشوق آگاه
بر دل دارد لاله یکی داغ سیاه
دارد سمن اندر زنخش سیمین چاه
بر فرق سر نرگس از زر کلاه
بر فرق سر چکاوه یک مشت گیاه
تا دست من از دامن تو شد کوتاه
دستی زده ام بدامن ناله و آه
یا در دل تو اثر کند ناله من
یا خرمن عمر من بسوزد ناگاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.