گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

ترسم که دل از وصل تو خرم نشود

تا کار تو چون زلف تو درهم نشود

با من به وفا عهد تو محکم نشود

تا باد نکویی ز سرت کم نشود

اوحدالدین کرمانی

عاقل آن است که سخرهٔ غم نشود

هر دم زغم بیهده درهم نشود

زیرا عرضی است غم که در مدت عمر

هر چند کزو بیش خوری کم نشود

اهلی شیرازی

یارب دل کس جز از تو خرم نشود

بی لطف تو کار خلق عالم نشود

گر نقد مراد هر دو عالم بخشی

هیچت ز خزانه کرم کم نشود

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اهلی شیرازی
ابوالحسن فراهانی

از گریه اگر چه یار همدم نشود

آن نیست کزو سوز دلی کم نشود

از گریه ابر خار خشک اندر باغ

ز آتش برهد اگرچه خرّم نشود

غالب دهلوی

باید که دلت ز غصه در هم نشود

از رفتن زر دستخوش غم نشود

این سیم و زرست خواجه این سیم و زرست

غم نیست که هر چند خوری کم نشود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه