گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

عشقم که بهر رگم غمی پیوندست

دردم که دلم بدرد حاجتمندست

صبرم که بکام پنجهٔ شیرم هست

شکرم که مدام خواهشم خرسندست

فرخی سیستانی

دانم که دلم به مهر تو خرسندست

اندازه مهر تو ندانم چندست

رخسار تو دلگشا و لب دلبندست

گفتار خوش تو روح را پیوندست

سنایی

امروز ببر زانچه ترا پیوندست

کانها همه بر جان تو فردا بندست

سودی طلب از عمر که سرمایهٔ عمر

روزی چندست و کس نداند چندست

خواجوی کرمانی

آنکو بشکر خنده ی شیرین قندست

در زلف مسلسلش دلم پیوندست

خالش که فتاده است بر گوشه ی چشم

آهوش مگر نافه ی مشک افکندست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خواجوی کرمانی
قدسی مشهدی

چون لاله به دشت گرچه دل خرسندست

هر جزو ز پیکرم به داغی بندست

با هر خارم بس که سر پیوندست

صحرا بر من به شهر و کو مانندست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه