چشمم به سرشک لالهگون خرسندست
گویی که به هر قطره دلم پیوندست
اشکم به کنار خفته چون فرزندست
چون بسته شود خون، به جگر مانندست
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
چشمم به سرشک لالهگون خرسندست
گویی که به هر قطره دلم پیوندست
اشکم به کنار خفته چون فرزندست
چون بسته شود خون، به جگر مانندست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به زیبایی و خوشحالی خود از اشکهایی که مانند سرشک (اشک گل لاله) هستند، اشاره میکند. او احساس میکند که هر قطره اشک با دل او ارتباط عمیقی دارد. همچنین، او را به حالتی تشبیه میکند که اشکش کنار میخوابد و مانند فرزندی است که به آرامی استراحت میکند. در نهایت، او به تأثیر اشک بر دل و جگرش اشاره میکند و میگوید وقتی خون بر جگر بسته شود، احساسی بسیار عمیق و دردناک دارد.
هوش مصنوعی: چشمم از دیدن اشکهای سرخ مانند لاله خوشحال است، انگار که هر یک از این قطرات با دل من ارتباطی دارد.
هوش مصنوعی: اشک من در کنار، مانند فرزندی خوابیده است و وقتی خون به جگر میرسد، حالت دیگری پیدا میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشقم که بهر رگم غمی پیوندست
دردم که دلم بدرد حاجتمندست
صبرم که بکام پنجهٔ شیرم هست
شکرم که مدام خواهشم خرسندست
دانم که دلم به مهر تو خرسندست
اندازه مهر تو ندانم چندست
رخسار تو دلگشا و لب دلبندست
گفتار خوش تو روح را پیوندست
امروز ببر زانچه ترا پیوندست
کانها همه بر جان تو فردا بندست
سودی طلب از عمر که سرمایهٔ عمر
روزی چندست و کس نداند چندست
آنکو بشکر خنده ی شیرین قندست
در زلف مسلسلش دلم پیوندست
خالش که فتاده است بر گوشه ی چشم
آهوش مگر نافه ی مشک افکندست
چون لاله به دشت گرچه دل خرسندست
هر جزو ز پیکرم به داغی بندست
با هر خارم بس که سر پیوندست
صحرا بر من به شهر و کو مانندست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.