ای عهد شکسته و جفا کرده
ما را به فراق مبتلا کرده
ای داده به دست مدعی دامان
پیراهن صبر من قبا کرده
بیگانه ز خویش آشنا گشته
بیگانه به خویش آشنا کرده
از غارت مُلک دل نمیترسی
ای تاخت به خانۀ خدا کرده
نایافته چون تو گوهری در بحر
تا مردم دیده ام شنا کرده
گردیده سپید مردم چشمم
در اشک ز بس که دست و پا کرده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی شاعر میپردازد. شاعر به معشوقای که به او ظلم کرده و باعث جداییاش شده، عتاب میکند. او اشاره میکند که معشوق بیرحمانه به قلب او آسیب زده و او را از خود دور کرده است. حسرت و اندوه شاعر از این جدایی و بیاعتنایی معشوق به وضوح در ابیات دیده میشود. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که معشوق مانند گوهری دریا نایاب است و عشق او برایش بسیار ارزشمند است، اما در عین حال رنج و درد عمیقش را نیز به تصویر میکشد. اشکها و ضعف او ناشی از این جدایی و غم است.
هوش مصنوعی: تو که عهد و پیمانت را شکستهای و به ما ستم کردهای، ما را گرفتار دوری و جدایی کردهای.
هوش مصنوعی: ای مدعی، تو که به دستت قدرت و اختیار داده شده، لباس صبر و شکیبایی من را از دست کردهای و به خود انداختی.
هوش مصنوعی: غریبهای که از نزدیکان خود بیگانه شده، اکنون باعث شده تا دیگران نیز از او دوری کنند.
هوش مصنوعی: تو از اینکه دل را غارت کنی و به خانه خدا حملهوری، نمیترسی.
هوش مصنوعی: چون تو جواهر نایاب و بیهمتا در دریا هستی، تا به حال چنین چیزی را در میان مردم ندیدهام.
هوش مصنوعی: چشمم از بس اشک ریخته، مثل برف سفید شده و این به خاطر تلاش و زحمتهای زیاد من است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای برده دل من و جفا کرده
بافرقت خویشم آشنا کرده
آخر به جفا مرا بیازردی
در اول دوستی وفا کرده
روی از تو بتا چگونه گردانم
[...]
ای با تو دلم همه وفا کرده
با من دل تو همه جفا کرده
نه عهده عاشقی به سر برده
نه وعده مردمی وفا کرده
ما را به بلای عشق ره داده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.