به کوی میکده دی هاتفی بشارت برد
که فضل حق گنه مِی کشان به غارت برد
دلم ز پیر خرابات شکرها دارد
که رنجها پی تعمیر این عمارت برد
ز رنگ توبه شد آلوده خرقۀ صوفی
بکوی باده فروشش پی قصارت برد
مگر ز بوی قدح تر نکرده شیخ دماغ
که نام درد کشان را بدین حقارت برد
بکوی میکده گر دل مقیم شد چه عجب
که اجرهای فراوان ازین زیارت برد
نداشت در دل شه چون غم رعیت راه
دل شکستۀ ما را به استعارت برد
مرا به راه طلب چست کرد مرشد عشق
که هر چه داشتم از کف به یک اشارت برد
بدین عطیه چه شکر آورم که مردم چشم
مرا به میکدۀ عشق با طهارت برد
به راه عشق تو ساقی مرا سبک رو کرد
که هر چه داشتم از جرعه ای به غارت برد
بدست عشق ده ای دل عنان خویش و مترس
که او به هر طرفت برد با بصارت برد
غبار از خم چوگان عشق گوی مراد
به صبر برد ولیکن به صَد مَرارت برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات شاعر در برابر عشق و میکده (محل شرابخواری) میپردازد. شاعر با اشاره به پیغام خوشی که به او رسیده، از فضل خداوند و رنجهایی که برای ساختن زندگی خود کشیده، سخن میگوید. او به تغییر و تحولاتی که در رویکرد خود نسبت به دنیا داشته، اشاره میکند و از بادهفروشی و عشق به عنوان منبع آرامش یاد میکند. همچنین، او به نحوه تأثیر عشق بر زندگیاش و رهایی از قید و بندها اشاره دارد و در نهایت به دست آوردن آرامش و آگاهی در پی عشق را توصیف میکند. شعر در نهایت به یادآوری این نکته میپردازد که عشق میتواند انسان را به مکانهای معنوی و باطنی رهنمون کند و او را از غم و غصهها رها سازد.
هوش مصنوعی: در محلهی میخانه، فرشتهای پیامی آورد که رحمت الهی گناهکاران را به رسمیت میشناسد و از آنها در برابر ظلم و گرفتاریها حمایت میکند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر کسانی که در میخانه هستند، شاد و خوشحال است، زیرا دشواریها و رنجهایی که کشیدهام، به ساخت و استحکام این بنای زندگی کمک کرده است.
هوش مصنوعی: صوفی، به دلیل رنگ توبهاش، لباسش در میان مردم بادهفروش آلوده شده و به خاطر ضعف خود به آنجا رفته است.
هوش مصنوعی: آیا به خاطر بوی می، شیخ دماغش تغییر نکرده که نام افرادی که درد و رنج میکشند را به این اندازه حقیر و بیارزش میگوید؟
هوش مصنوعی: اگر دل به میکده بیفتد و آنجا سکونت کند، تعجبی نیست که از این زیارت ثمرات و پاداشهای زیادی به دست آورد.
هوش مصنوعی: دل شاه به خاطر مشکلات رعیت چیزی نمیدانست و راهی که دل شکسته ما را میرنجاند، به نوعی از او طلب کرد.
هوش مصنوعی: مرشد عشق مرا به سفر جستجو و طلب سوق داد و همه چیزهایی که داشتم را به یک اشاره از دست دادم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از این بخشش قدردانی کنم که مردم، نگاهم را به میکده عشق که پاک و جاودانه است، هدایت کردند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، ای ساقی، من را به حالتی سبکبار و بیخیال درآوردی، بهطوری که هر آنچه داشتم را به یک جرعه نوشیدنی از من گرفت.
هوش مصنوعی: دل عزیز، اختیار خود را به عشق بسپار و نترس، زیرا عشق تو را به سمتهای مختلفی خواهد برد و در این راه بصیرت و بینش به تو میدهد.
هوش مصنوعی: گرد و غباری که از برخورد چوگان عشق بهوجود میآید، میتواند خواستهی دل را با صبر به دست آورد، اما این مسیر همراه با سختیها و تلخیهای زیادی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.