سفالین خُمُّ و در وی لعلگون می
کبدر فی الدجی والشّمس فی فِی
زجاجی جام بین کز عهد جمشید
گذر ننموده سنگ فتنه بر وی
نشاید فرق کرد از غایت لطف
که می در جام یا جام است در می
در او نشکسته دور چرخ گردون
حبابی را که آورد از جَم و کِی
بیابانی است در پیشم خطرناک
که در وی خنگ گردون افکند پی
نیاسایم در او هر چند بر من
سر آید روزگار بهمن و دی
وگر صد باره عمر من سر آید
دگر ره نفخۀ عشقم کند حی
از آن گم کرده پی دارم سراغی
که هی بر اسب همت میزنم هی
جهان خالی ز مجنون است ورنه
ز لیلی نیست خالی هرگز این حی
همه گوشم که خواند مطرب غیب
به راه راستم با نالۀ نی
بیا ساقی بیا تا دست شوئیم
درین سرچشمه من از جان و تو از می
غبارا از میان برخیز و برخیز
که با خود می نشاید بود و با وی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تفسیر و احساساتی عمیق درباره زندگی، عشق و لذتهای آن پرداخته است. شاعر از زیباییهای شراب و جام سخن میگوید و ارتباط عمیق بین روح و مواد را بررسی میکند. او در توصیف یک جام زیبا از لعاب و شیشه به یاد دوران جمشید اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عمر و زمان اثر زیادی بر زیباییهای عشق و شراب ندارد.
شاعر از مشکلات و خطرات زندگی سخن میگوید، اما با وجود آنها، عشقش او را به جلو میبرد. او به جستجوی معشوقهاش ادامه میدهد و به مخاطب (ساقی) دعوت میکند تا از چشمه زندگی و عشق بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در این زندگی پر از غبار و مشکلات، باید دست به دست هم داد و از زیباییهای زندگی بهره برد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک خمره سفالی میپردازد که درون آن شرابی گرانبها و قرمز رنگ قرار دارد. در عین حال، شاعر به زیباییهای طبیعی اشاره میکند: مانند روشنایی خورشید که در قلب شب درخشان است. این تصویرها نشاندهندهی زیبایی و غنای زندگی و لذتهای آن هستند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ظرف شیشهای یا جامی اشاره دارد که از زمان جمشید، پادشاه افسانهای ایران، باقی مانده و هیچ تغییری نداشته است. سنگ فتنه نمادی از خطرات یا چالشهاست که ممکن است بر این جام تأثیر بگذارد. به طور کلی، میتوان گفت که این ظرف میتواند در برابر مشکلات و حوادث مقاومت کند و نشاندهنده لطافت و ظرافت است.
هوش مصنوعی: نباید تفاوتی قائل شد بین این که محبت از کجا نشأت میگیرد؛ چه میاین در جام وجود داشته باشد و چه خود جام به می تبدیل شده باشد.
هوش مصنوعی: در او، نشانهای از شکست و ناکامی وجود ندارد، مانند حبابی که از دنیای جشن و شادی به وجود آمده و در جریان زمان پایدار مانده است.
هوش مصنوعی: در آینده، راهی سخت و پرخطر پیش رو دارم که در آن سرنوشت و مشکلات به شدت وجود دارد.
هوش مصنوعی: هرچند که حوادث سخت و نامساعدی برای من پیش بیاید، هرگز ناامید نمیشوم و به تلاش ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: اگرچه عمر من بارها به پایان برسد، عشق من همیشه دوباره احیا میشود.
هوش مصنوعی: من در جستجوی کسی هستم که او را گم کردهام و هر بار با اراده و تلاش زیاد در پی او میروم.
هوش مصنوعی: این دنیا از وجود مجنون تهی است، اما هرگز نمیتوان آن را از محبوبی چون لیلی خالی دانست.
هوش مصنوعی: همه تمرکز من بر روی صدای نی مطرب است که در دل شب، من را به سوی مسیر درست و واقعی زندگی هدایت میکند.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، بیا تا در این چشمه پاک شویم؛ من از روح و جانم و تو از شراب.
هوش مصنوعی: از موانع و سختیها عبور کن و به جلو برو، زیرا تنها در این صورت میتوانی به آرزوهایت دست یابی و با آنها همراه باشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل خندان خجل گردد بهاری
که تو رنگ از بهار و گل به آری
بسیم ومشک نازد جان ازیرا
که سیمین عارض و مشکین عذاری
نگار قندهاری قند لب نیست
[...]
پدید آورد آن را از هیولی
چهار ارکان بدین هر چار معنی
دیم یک عندلیب خوشنوائی
که مینالید وقت صبحگاهی
بشاخ گلبنی با گل همی گفت
که یارا بی وفایی بی وفائی
همای کلک تو مرغی است لاغر
که از منقار او شد ملک فربی
هر آنکس کو تو را بیند بپرسد
که این خورشید تابنده است یا نی
بسا کاخا که محمودش بنا کرد
که از رفعت همی با مه مرا کرد
نبینی زآن همه یک خشت بر پای
مدیح عنصری ماندهست بر جای
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.